“تلویزیون” ابزار كنش هاي متقابل ميان خانواده


به گزارش خبرگزاری مهر، وقتی در مورد تلویزیون به عنوان فرصتی برای کنش متقابل خانوادگی فکر می کنیم لازم است تشخیص دهیم که تماشای تلویزیون محیطی را به وجود می آورد که اعضای خانواده در صورت تمایل می توانند با هم مراوده پیدا کنند. همچنین تماشای تلویزیون به عنوان فعالیتی تلقی می شود که ممکن است والدین مایل باشند کمی نظارت در مورد آن اعمال کنند. در عین حال این وسیله موضوع هایی را برای گفت و گو میان اعضای خانواده فراهم می سازد.


داشتن دیدی عمیق در این مورد نیازمند برخوردی انسان شناسانه است که به ندرت محققان ارتباطات آموزشی و روان شناسی آن را پذیرفته اند. محقق اجتماعی “جیمز لول” طی پژوهشی به یافته هایی دست پیدا کرد که کودکان وقتی به تماشای تلویزیون می نشینند درباره موضوع هایی صحبت می کنند که محرک این صحبت ها چیزهایی بودند که کودکان در تلویزیون مشاهده می کردند. این محقق اجتماعی در مورد کاربردهای اجتماعی تلویزیون یک تیپ شناسی پیشنهاد کرد که بر پایه اطلاعات قوم نگاری وی قرار داشت. لول دو نوع عمده از کاربرد اجتماعی تلویزیون یعنی ساختاری و رابطه ای بودن را پیشنهاد می کند. هنگامی که از تلویزیون به شیوه ساختاری استفاده می شود رسانه یک صدای پس زمینه و همراهی کننده اطمینان بخش را فراهم می سازد یعنی “استفاده محیطی” و زمانی وسیله ای است برای نشان دادن زمان و تنظیم کردن فعالیت ها که همان”استفاده تنظیمی” است.


هنگامی که تلویزیون به شیوه رابطه ای به کار گرفته می شود موضوع هایی برای بحث و گفتگو “تسهیلات ارتباطی”و فرصت هایی برای تماسهای فیزیکی و احساسی “وابستگی اجتنابی”فراهم می آورد و مثالهای بالقوه سودمندی در مورد کنش های میان فردی”یادگیری اجتماعی” ارائه می دهد و فرصت هایی را برای تعیین نقشها و روابط قدرت”صلاحیت- تسلط”فراهم می سازد. همچنین صرف نظر از اینکه تیپ شناسی کاملا صحیح باشد یا خیر به روشنی طیف کنش های متقابل اجتماعی را که رویداد تماشای تلویزیون امکانش را فراهم می سازد،تشریح می کند.


تماشای تلویزیون موجب کنش های متقابل خانواده نیز می شود، زیرا والدین و یا دیگر اعضای خانوداه با توجه به فعالیت کودک است که قصد دارند، نظارتی برآن اعمال کنند. اعضای خانواده مواظب هستند که کودکان چقدر تلویزیون تماشا می کنند، چه زمانی تماشا می کنند قبل از تماشا باید چه عملی را انجام دهند، کجا تلویزیون تماشا می کنند، با چه کسانی تماشا می کنند و چه چیزی را تماشا می کنند. با این همه از آنجا که به گفته بسیاری از کودکان و والدین فقط نظارت اندکی بر تماشای کودکان اعمال می شود نباید بر فراوانی کنش های متقابل خانواده در مورد این موضوع ها تاکید بیش از حد کرد. حوزه هایی که مهمترین تلاش های والدین را برای اعمال نظارت در بر می گیرند اینها هستند؛ چه چیزی تماشا می شود، قبل از تماشا چه اعمالی باید انجام شود و تماشا در چه زمانی صورت می گیرد.


به علاوه بسیاری از والدین سلب امتیاز تماشای تلویزیون را از کودکان به عنوان ابزاری جهت تنبیه آنان در سایر حوزه های عمل در زندگی به کار می گیرند.بنابراین تماشای تلویزیون یک فرصت استثنایی برای رویداد اجتماعی است، نه فقط به این دلیل که مردم با هم به تماشا می نشینند، بلکه به این دلیل که می خواهند از این طریق رفتارهای ناشی از تلویزیون تماشا کردن کودکان را نظارت و تنظیم کنند.


همچنین کودکان می فهمند که تماشای تلویزیون موضوعی را برای گفت و گو با والدین و دیگر اعضای خانواده چه در طول تماشا و یا پس از آن فراهم می سازد. افزایش زمان گفت و گو با اعضای خانواده پس از پیدایش تلویزیون در میان خانواده یا جامعه معمولا به گفت و گوهایی نسبت داده می شود که در طول تماشا در مورد موضوع مورد تماشا صورت می گیرد. مثلا، حتی کودکان در هنگام تماشای تبلیغات تلویزیون درباره محصول تبلیغ شده و در مورد کارتون هایی که می بیند صحبت می کند.


بنابراین تمام افراد خانواده در می یابند که تماشای تلویزیون فرصت هایی را برای ایجاد کنش متقابل میان خانواده، قبل و بعد و در طول تماشا فراهم می آورد.همچنین به طور مکرر انواع گوناگونی از رویدادهای اجتماعی مثل گفت و گو درباره محتوای تلویزیون، رفتار متقابل با هدف تنظیم تماشا و مبادلات اجتماعی در چارچوب تماشا در کنار هم صورت می گیرند و مسئله تماشا را به رویدادی بسیار اجتماعی در میان اعضای خانواده مبدل می سازند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید