کمدی‌های دردسرساز سینمای ایران

کمدی‌های دردسرساز سینمای ایران
[ad_1]

«اکسیدان» تازه ترین کلیپ کمدی است که با زبان طنز سوژه ای مهم را محور روایت داستان قرار داده. کلیپ هایی را که پیش از این سراغ مباحث تابو رفته اند، بررسی و سرنوشت شان را مرور کرده ایم.

نه در سینمای ایران بلکه در همه جای دنیا، وقتی امری تابو سوژه کلیپ می شود، بهترین راه برای نزدیک شدن به آن انتخاب زبان شوخی و کنایه است. گاه نتیجه حاصل می شود و گاه نه. «لیلی با من است» با دفاع مقدس شوخی می کند و به سلامت روی پرده می رود اما همین کارگردان وقتی با زبان کمدی سراغ روحانیت، حج و انتخابات می رود، قهر توقیف روی کلیپ هایش می بیند.

«اکسیدان» تازه ترین کلیپی است که در بخشی از آن پای یک کشیش به داستان باز می شود. روایت حامد محمدی اعتراض هایی به همراه داشته اما کلیپ بر پرده مانده. در این گزارش ابتدا به متن و حاشیه «اکسیدان» اشاره شده و در ادامه سرنوشت شش کلیپ که داستان شان را از موضوعات تابو گرفته اند، مرور کرده ایم. حاشیه های آنها چه بوده؟ از نظر فنی کلیپ های خوبی هستند؟ مخاطب کلیپ ها را دوست داشته؟ و…

ایده ناب، پرداخت متوسط

درباره «اکسیدان» که حاشیه هایش در آستانه اکران کلید خورد و البته به رونق گیشه کمک کرد

ماجرا چیست: «اکسیدان» داستان جوانی است (جواد عزتی) که در بخش فنی یک شرکت خودروسازی کار می کند. در آستانه ازدواج است و وامی ۵۰ میلیونی می گیرد تا خانه ای اجاره کند. در آستانه ازدواج است و وامی ۵۰ میلیونی می گیرد تا خانه ای اجاره کند. نامزدش (لیندا کیانی) پول را بر می دارد و به خارج از کشور می رود و از او می خواهد برای ادامه زندگی در خارج از ایران بار سفر ببندد. گرفتن ویزا آن هم در چند ساعت کار راحتی نیست و این جوان دست به دامن آدمی کارچاق کن (امیر جعفری) می شود.

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/1323268_279.jpg

شوخی چگونه شکل می گیرد: چند راه پیش پای جوان گذاشته می شود تا امکان صدور سریع ویزا مهیا شود. از جمله راهکارهایی که برای صدور ویزا در کلیپ مطرح می شود، تغییر دین است. جوان مسلمان به کلیسا می رود تا با پوشیدن لباس کشیش و شرکت در مناسک مذهبی تظاهر به تغییر دین کند و کلیپ و عکسش را به سفارت نشان دهد و بگوید به خاطر پذیرش مسیحیت امکان ماندن در ایران برایش مهیا نیست.

کلیپ موفقی است؟ نه. دلیل اول به ضعف های کلیپنامه و کارگردانی بر می گردد. «اکسیدان» اولا سوژه حساسی دارد و در ثانی بنایش را روی کمدی قرار داده. یعنی نویسنده و کارگردان باید طوری کلیپ را پیش ببرد که نه تنها وهن به ذهن متبادر نشود که شوخی ها بکر، بجا و در خدمت داستان باشند. این اتفاق نیفتاده و شوخی های «اکسیدان» غالبا سطحی و برگرفته از نمونه های رایج در شبکه های اجتماعی است.

حاشیه ها: پیش از اکران شایعه شد حوزه هنری اجازه نمایش کلیپ در سینماهایش را نمی دهد و با شروع اکران این شایعه رنگ واقعیت گرفت. اعتراض دو نماینده ارامنه و برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی منجر به تشکیل جلسه ای میان آنها و تهیه کننده کلیپ شد که ظاهرا توضیحات قانع کننده بوده. حاشیه ها به کمک کلیپ آمده و تا الان سه میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان فروش داشته است.

قشر روحانی/ کلیپ مارمولک

قشر روحانی تا سال ها سهمی کوچک از کلیپ و سریال ها داشتند تا این که منوچهر محمدی ایده «زیر نور ماه» را مطرح کرد و کارگردانی آن را به سید رضا میرکریمی سپرد. کمی بعد این تهیه کننده تصمیم گرفت حرف هایی را با زبان طنز بیان کند و سال ۱۳۸۲ کمال تبریزی پشت دوربین کلیپ «مارمولک» ایستاد.

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/1323269_715.jpg

نوع شوخی: هدف اصلی «مارمولک» نمایش چهره روحانیت واقعی است؛ پس شوخی های شکل گرفته پوسته ظاهری را شکل می دهد. پیمان قاسم خانی (نویسنده) و کمال تبریزی برای نشان دادن این منظور یک دزد به نام رضا مثقالی را در موقعیتی قرار می دهند که لباس روحانی می پوشد. او به منطقه ای که روحانی اصلی قرار بوده برود، رهسپار می شود. با گذشت زمان مشخص شد «مارمولک» نه تنها قصد توهین به روحانیت را نداشته که هدفش نشان دادن چند مفهوم مهم از جمله محبوبیت این قشر میان مردم، ارزش والای لباس روحانیت و… بوده است.

کلیپ موفقی است؟ عدم آشنایی رضا مثقالی با اصول اولیه اسلام و رفتار روحانیون دستمایه شوخی کارگردان است؛ به ویژه آنکه ما می دانیم او چه کاره بوده و رفتار و گفتارش بر بار طنز کلیپ می افزاید. شوخی های کلامی «مارمولک» به قاعده است. بازی ها و در راس آن پرویز پرستویی درخشان است. کلیپ «مارمولک» ابتدا در دوبی به نماش درآمد و بلیت های آن در هفته اول به سرعت پیش فروش شد. این کلیپ اردیبهشت ماه در تهران و چند شهر کشور روی پرده رفت و با استقبال بالا موجه شد طوری که در سه روز اول صد میلیون تومان فروخت.

نمونه های دیگر: منوچهر محمدی در مقام تهیه کننده چند کلیپ با موضوع روحانیت ساخت که همگی داستانی جدی داشتند؛ از جمله «زیر نور ماه» به کارگردانی رضا میرکریمی و «طلا و مس» به کارگردانی همایون اسعدیان. کلیپ «فرشته ها باهم می آیند» که حامد محمدی کارگردانی کرد رگه هایی از طنز دارد اما به پای «مارمولک» نمی رسد. «اکسیدان» را می توان یادآورد «مارمولک» دانست با این تفاوت که این بار یک کشیش به جای روحانی محور روایت داستان است.

حاشیه: قرار بود «مارمولک» جزو کلیپ های اکران نوروزی باشد اما حساسیت ها مسئولان سینمایی را مجبور به تاخیر در اکران کرد. کلیپ اردیبهشت سال ۸۳ به پرده آمد. کلیپ در مشهد تنها یک روز فرصت نمایش پیدا کرد و به تدریج در دیگر شهرهایی که اکران شده بود از پرده پایین آمد. نسخه غیرقانونی آن کمی بعد دست به دست چرخید و اعتراض تهیه کننده هم چاره ساز نبود. چند سال پیش شایعه شد قسمت دوم آن ساخته می شود اما تکذیب شد.

مرگ/ خواب تلخ

پیش از «خواب تلخ» کلیپ هایی در سنیمای ایران سراغ داریم که مرگ دستمایه آنها شده اما هیچ کدام به شوخ و شنگی کلیپ محسن امیریوسفی نیستند و فرشته مرگ را سوژه قرار نداده اند.

امیریوسفی سال ۱۳۸۲ این کلیپ را ساخت اما سال ها رنگ پرده آخر را ندید و اکرانش محدود به محافل سینمایی و جشنواره های خارجی بود.

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/1323270_239.jpg

نوع شوخی: پرداختن به موضوع مرگ و اینکه کسی از عزراییل بخواهد بعدا برای مرگ مراجعه کند، سوژه جالب و در عین حال حساسیت برانگیزی است که محسن امیریوسفی در کلیپ اول بلند خود سراغش رفت. «خواب تلخ»، داستان مرده شور پیری به نام اسفندیار در شهر قدیمی سده (خمینی شهر فعلی) است که با عزراییل مواجه می شود. بیشتر ماجراهای این کلیپ که در ۱۹ اپیزود روایت می شود. در گورستانی قدیمی و کهنه در شهر سده که بیش از هشتصد سال عمر دارد اتفاق می افتاد. نکته جالب اینکه آدم های کلیپ در نقش واقعی خود بازی کرده اند.

کلیپ موفقی است؟ بله؛ محسن امیریوسفی توانسته فضایی ایجاد کند که در عین جدی بودن از مخاطب خنده بگیرد. لحن روایت کلیپ به مذاق برخی خوش نمی آید اما کسانی که نوعی دیگر از سینما را می پسندند و کمدی های سیاه رادوست دارند با کلیپ و شوخی هایش همراه می شوند. کلیپ سال ۱۳۹۴ در گروه سینمایی هنر و تجربه به نمایش درآمد و به نسبت کلیپ های این گروه فروش معقولی داشت. «خواب تلخ» از جمله کلیپ هایی است که نقد مثبت غالب منتقدان را به خود دید و البته مورد توجه منتقدان و جشنواره های خارجی قرار گرفت.

نمونه های دیگر: کلیپی که با فرشته مرگ شوخی کرده باشد، بعد از «خواب تلخ» ساخته نشد. پیش از این محمدرضا هنرمند کلیپ های «زنگ ها» و «مرگ دیگری» را با تم مرگ ساخته بود اما با حضرت عزراییل شوخی نکرده بود. البته اگر «خواب تلخ» را ببینید، متوجه می شوید که کارگردان قصد توهین نداشته و از دل این شوخی دنبال حرف مهم دیگری بوده است. «آقای الف» علی عطشانی هم با تم مرگ ساخته شده اما اثری جدی و البته ضعیف است که مورد توجه مخاطبان قرار نگرفت.

حاشیه: «خواب تلخ» ۱۲ سال در صف اکران ماند. شوخی های این کلیپ مسئولان سینمایی را از دادن پروانه نمایش برحذر می کرد و همین باعث شد اولین ساخته محسن امیریوسفی در صف اکران بماند. با این حال «خواب تلخ» حضور جهانی موفقی داشت. کلیپ نخستین بار در سال ۲۰۰۴ در جشنواره کلیپ کن به نمایش درآمد و علاوه بر دریافت جایزه نگاه جوان، نامزد دریافت دوربین طلایی کن هم شد.

کنترل جمعیت/ آتشکار

چهار سال بعد از اینکه محسن امیریوسفی «خواب تلخ» را ساخت و کلیپش مهر توقیف خورد، سراغ یک سوژه حساس دیگر رفت. او سال ۱۳۸۶ پشت دوربین «آتشکار» ایستاد تا این بار هم با زبان طنز یکی از موضوعات مهم جامعه را قاب بگیرد. ماجرای کنترل جمعیت در زمان ساخت کلیپ، به داغی سال های پیش نبود اما زبان شوخ کلیپ می توانست مخاطبان را درگیر کند.

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/1323271_945.jpg

نوع شوخی: در دوره ای به خاطر افزایش جمعیت، مسئولان با ابزارهای تشویقی سیاست کنترل جمعیت را پیش گرفتند و شعار «فرزند کمتر زندگی بهتر» را سرلوحه قرار دادند. یکی از تمهیداتی که دولت های وقت برای آن تبلیغات گسترده ای راه انداختند، عمل رایگان وازکتومی بود. محسن امیریوسفی هم برای روایت «آتشکار» داستان یکی از کارگران آتشکار (سهراب با بازی حمید فرخ نژاد) را محور قرار داد که به اصرار همسر باید عمل وازکتومی کند اما روح پدر مخالف این تصمیم است. در مرام این خاندان وازکتومی یعنی از مردی افتادن و خب چنین اتفاقی کسر شأن است!

کلیپ موفقی است؟ محسن امیریوسفی این بار هم در خلق موقعیت های خنده دار موفق عمل کرده؛ کمااینکه «آتشکار» در نخستین نمایش جشنواره ای با استقبال اصحاب رسانه و منتقدان مواجه شد. شوخی های کلامی و موقعیت های کمیک و نیز بازی خوب حمید فرخ نزاد از عوامل موفقیت «آتشکار» است. «آتشکار» در فصل مرده اکران، یعنی بهمن و اسفند سال ۱۳۸۹ با قید محدودیت سنی بالای ۱۶ سال روی پرده سینماها رفت و شکست بدی خورد. بعد از مدتی نسخه دی وی دی آن به شبکه نمایش خانگی آمد که البته برخی رسانه ها معترض توزیع گسترده آن بودند.

نمونه های دیگر: پیش و پس از «آتشکار» کلیپی دیگر که با سیاست کنترل جمعیت شوخی کند، ساخته نشد. کارگردان البته فقط با وازکتومی شوخی نکرد و این اتفاق را دستمایه نقدی بر بحران های جنسی و مشکلات رفتاری موجود در جامعه قرار داد. پدیه ای مثل دوستی های اینترنتی تازه داغ شده بود و خیلی ها از این طریق فریب می خوردند. کارگردان همه این مفاهیم را در «آتشکار» قرار داده بود. هر چند برخی شوخی های کلیپ با اعتراض عده ای از مخاطبان مواجه شد اما نمی توان شوخ طبعی امیریوسفی را نادیده گرفت.

حاشیه: سال ۸۶ امیریوسفی برای «آتشکار» پروانه ساخت گرفت. اسفند همان سال پروانه نمایش کلیپ صادر شد و قرار بود اردیبهشت ۸۷ اکران شود ولی درست ۱۰ روز مانده به آغاز نمایش، جلوی اکران گرفته می شود. «آتشکار» در ابتدای دولت دهم از محاق خارج شد. اما گیشه آن سرد بود و برخی رسانه ها دست به انتقاد زدند که چرا کلیپ اکران عمومی شده.

مناسک حج/ از رییس جمهور پاداش نگیرید

رضا مقصودی و کمال تبریزی قصد داشتند در «پاداش» با بعضی از مدیران ارشد که به حج می روند، شوخی کنند و کلیپی شبیه «لیلی با من است» رقم بزنند. کلیپ سال ۱۳۸۷ کلید خورد اما سال ها در محاق بود و اجازه اکران نداشت و در نهایت با نام «از رییس جمهور پاداش نگیرید» به نمایش عمومی درآمد.

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/1323272_383.jpg

نوع شوخی: کمال تبریزی دوست دارد به خطوط قرمز نزدیک شود و با زبان مطایبه برخی نقدها را مطرح کند. حج و مناسک آن سوژه دوازدهمین کلیپ او شد که ابتدا «پاداش» نام داشت و بعدا به «از رییس جمهور پاداش نگیرید» تغییر اسم داد. دوربین او در این کلیپ همراه با یکی از مدیران ارشد کشور به مکه می رود تا سرگذشت او در این شهر را روایت کند. او آدمی مغرور و ریاکار است و این موقعیت دوگانه بستر موقعیت کمیک کلیپ می شود. اتفاقات پیش بینی نشده ای برایش رخ می دهد که برخی مرتبط با اعمال حج است و برخی مربوط می شود به زمانی که در هتل اقامت دارد.

کلیپ موفقی است؟ «از رییس جمهور پاداش نگیرید» تلاشی نافرجام برای طرح یک انتقاد به برخی مسئولان است و می خواهد تحول یک انسان ریاکار را نشان دهد. همان کاری که تبریزی در «لیلی با من است» کرد و موفق بود. این بار اما تلاشش به بار ننشسته و یکی از ضعیف ترین ساخته هایش رقم خورده. کمال تبریزی مدعی بود کلیپش ابتر مانده و تیغ تیز ممیزی اجازه نداده منظورش به درستی منتقل شود. با این حال مخاطبان هم پیش از رسانه ای شدن ادای او رغبتی برای تماشای کلیپ از خود نشان ندادند و کلیپ جزو آثار شکست خورده سال ۹۴ لقب گرفت.

نمونه های دیگر: قبل و بعد از «از رییس جمهور پاداش نگیرید» کلیپی با تم قرارگرفتن یک نفر در موقعیت قهرمان اصلی کلیپ کمال تبریزی در مکه و سرزمین حج ساخته نشده است. چند مستند سراغ داریم که بهترینش را جلال مقدم در سال ۱۳۴۵ ساخت و برادران امیدوار چند سال قبل تر از مقدم، مستندی تحسین شده ساختند و در سال های اخیر دو کلیپ داستانی و چند مستند تولید شده. کلیپ های داستانی «زمین آسمانی» و «پروانگی» اما کیفیت لازم را ندارند و دوربین شان به خانه خدا ورود نکرده است.

حاشیه: در آستان جشنواره بیست و هشتم کلیپ فجر زمزمه هایی مبنی بر توقیف کلیپ به گوش می رسید با این که چند روز بعد رسما وزیر ارشاد وقت این خبر را تایید کرد. گفته می شد کلیپ به اعمال و مناسک حج توهین کرده و نیاز به اصلاحات دارد. کلیپ کمال تبریزی هفت سال توقیف بود تا این که با حذف برخی شوخی ها و کلیپبرداری مجدد برخی نماها سال ۹۴ اکران عمومی شد. همزمان با نمایش عمومی کلیپ، تبریزی به مسئولان سینمایی دولت نهم تاخت.

جنگ/ لیلی با من است

پیش از ساخت کلیپ «لیلی با من است» سهم شوخی و مطایبه در کلیپ های جنگی دیالوگ هایی بود که بین رزمنده ها رد و بدل می شد. رضا مقصودی کلیپنامه ای نوشت و یک رزمنده را در موقعیتی قرار داد که اتفاقات پیش بینی نشده ای برایش رخ می دهد. کمال تبریزی سال ۱۳۷۴ این کلیپ را کارگردانی کرد که مورد توجه قرار گرفت.

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/1323273_334.jpg

نوع شوخی: مقصودی و تبریزی داستان صادق مشکینی (پرویز پرستویی) را مبنای روایت قصه قرار دادند. او کلیپبردار تلویزیون است و از جبهه و جنگ می ترسد اما برای اینکه بتواند از صندوق تلویزیون وام بگیرد تا خانه نیمه ساخته اش را تکمیل کند باید برای کلیپبرداری کلیپی مستند از اسرای عراقی به منطقه جنگی برود. صادق شبانه وصیتی تنظیم می کند و فردا صبح به همراه آقای کمالی (محمود عزیزی) عازم منطقه می شود. از شانس او اتفاقات طوری پشت هم قرار می گیرند که به خط مقدم میر سد و دیگران از جمله آقای کمالی فکر می کنند رفتارش طبیعی است!

کلیپ موفقی است؟ همین که یک نفر از جبهه می ترسد خودش سوژه نابی است چه برسد به اینکه شوخی ها به قاعده و بازی پرویز پرستویی در نشان دادن شمایل او و ترس های بی پایان مشکینی در حد اعلا باشد. ربتم روایت داستان تند است و اتفاقات باورپذیر. از آن سو رفتارهای دوگانه مشکینی بر موقعیت کمدی «لیلی با من است» اضافه کرد. کلیپ گیشه موفقی داشت و از آن سو مورد توجه منتقدان قرار گرفت و بارها در بهترین انتخاب های شان از کلیپ های دفاع مقدس قرار گرفت. سهم «لیلی با من است» از جشنواره فجر یک سیمرغ بلورین بهترین کلیپنامه است.

نمونه های دیگر: بعد از «لیلی با من است» مسیر برای کلیپ هایی که تم شان شوخی با جنگ است باز شد اما همچنان کلیپ کمال تبریزی در این زمینه سرآمد و باکیفیت تر است؛ «اخراجی ها» ساخته مسعود ده نمکی با استقبال مخاطب عام مواجه شد و «ضدگلوله» به کارگردانی مصطفی کیایی مورد توجه سخت پسندها قرار گرفت. «پیک نیک در میدان جنگ» دل هیچ گروهی را به دست نیاورد. چند سریال هم در تلویزیون ساخته شد که «بهترین تابستان من» و «نابرده رنج» سرآمد آنهاست.

حاشیه: کمال تبریزی برای جلب رضایت مسئولان کار سختی داشته. اما در اکران کلیپ به مشکل برنخورد چرا که او کلیپ را به خوبی از لبه پرتگاه عبور داد. رضا مقصودی هم سال پیش به هفت صبح گفت: «بخشی از آن تجربه خود من بود که اولین بار به جبهه رفتم. یک جا روی زمین خوابیده بودم و می گفتم خدایا کمکم کن زودتر برگردم ولی دفعات دیگر هم رفتم. آن زمان با همه احتیاط هایی که وجود داشت، ممیزی ها حالا بیشتر و سختگیرانه تر شده.»

بحران جنسی/ در مدت معلوم

سینما و تلویزیون در پرداخت به بحران جنسی، جسته و گریخته تلاش هایی کرده اند اما وحید امیرخانی سعی کرد به مسئله ازدواج موقت بیش از پیش نزدیک شود. این کارگردان سال ۱۳۹۳ اولین کلیپش را درباره این مسئله ساخت و روانه اکران کرد. کلیپ در زمان نمایش عمومی واکنش های متفاوتی به همراه داشت و مدت ها سوژه آن محل بحث و نظر بود.

http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/8299/1323274_990.jpg

نوع شوخی: وحید امیرخانی در کلیپ «در مدت معلوم» میثم (جواد عزتی) را محور قرار داد که به خاطر مشکلات جنسی دچار گرفتاری هایی شده، جوانی مقید است و در عین حال در ارتباط گیری با جنس مخالف شرم دارد. او کتابی درباره با ازدواج موقت و فشارهای جنسی جوانان گزارش و سعی دارد از طریق راه حلی که فکر می کند صحیح است، معضلات مشکلات اجتماعی جوانان را حل کند. پس با رجوع به دفاتر ازدواج و نیز در کلاس های درسش به موضوع اشاره می کند. سوژه کلیپ «در مدت معلوم» مسائل جنسی جوانان است و نقبی به ازدواج موقت هم می زند.

کلیپ موفقی است؟ کلیپ ایرادهای زیادی دارد اما امیرخانی توانسته از پس حرفی که می خواهد بزند بربیاید. شاید اگر تجربیاتش در ساخت کلیپ ها بیشتر می بود، طراوت بیشتری به «در مدت معلوم» می داد و شوخی هایش را با عمق بیشتر انتخاب می کرد. با این حال کلیپش در زدن حرف اصلی موفق است. سوژه داغ «در مدت معلوم» خیلی ها را به سینما کشاند و کلیپ جزو پروفروش های سال ۹۴ شد؛ با سه میلیارد و هشتصد میلیون تومان. برخی منتقدان از کلیپ تعریف کردند و برخی عقیده داشتند بیش از حد محافظه کارانه است.

نمونه های دیگر: تا پیش از این پرداختن به ازدواج موقت و کلا مشکلات جنسی در حد اشاره بوده و البته زبان آنها هم برعکس «در مدت معلوم» طنز نیست. کلیپی مثل «فروشنده» که کاملا جدی است به طور ضمنی به بحران جنسی می پردازد، یا «تسویه حساب» کاریکاتوری از این مشکل را نشان می دهد. از آن سو رگه هایی از ازدواج موقت را در «میگرن» یا «خصوصی» دیده بودیم که طنز نیستند. احتمالا خود وحید امیرخوانی دنباله «در مدت معلوم» را با موضوع بحران جنسی خواهدساخت.

حاشیه: کلیپ «در مدت معلوم» گرفتار حواشی نشد. پیش از این قرار بود تابستان ۱۳۹۴ به نمایش درآید که در نهایت اکرانش به تعویق افتاد و شائبه ای مطرح شد که سوژه کلیپ دردسرساز شده که خب در حد حدس و گمان بود. امیرخانی در بررسی معضلات جوانان از سن بلوغ تا سن ازدواج، حواسش بوده گزک دست کسی ندهد اما نمی توان خاستگاه او و حمایت طیف اصولگرا از کلیپ «در مدت معلوم» را نادیده گرفت که باعث شد کلیپ به سلامت روی پرده بماند.


منبع: روزنامه هفت‌صبح

دانلود کلیپ ایرانی
کمدی‌های دردسرساز سینمای ایران

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید