چگونه بچه‌های فامیل را کنترل کنیم؟

37

حقیقتش این است که آدم از یک‌جایی به بعد دیگر حوصله خودش را هم ندارد و اگر می‌توانست خودش را به قصد مکان نامعلومی ترک می‌کرد؛ چه برسد به بچه‌های دوست و فامیل که هر چند وقت یک‌بار سر و کله‌شان توی خانه و زندگی آدم پیدا می‌شود. امروز به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چگونه می‌شود جلوی ضرر و زیان بچه‌های فامیل را گرفت یا به حداقل رساند.

یک: در قدم اول سعی کنید اصلا به روی‌شان نخندید. بارها دیده شده که فقط یک لبخند کوچک باعث شده که بچه مزبور تا ساعت دو و نیمه ‌شب روی کول طرف مانده و طرف دور از جان مثل میمون مجبور شده بچه را با خودش به نقاط مختلف خانه حمل کند.

دو: سعی کنید خانه را خالی کنید؛ چون بارها دیده شده که لنگه دمپایی‌ها هم برای بچه نابهنجار میهمان جذابیت داشته و تا آنها را از پنجره پرت نکند توی کوچه دل‌ کوچک اما وحشی‌اش آرام نمی‌گیرد. حتی اگر شده همه وسایل‌تان را مفت به سمساری بفروشید، بفروشید اما آنها را جلوی چشم بچه فامیل قرار ندهید. در برخی میهمانی‌ها حتی دیده شده که بچه فامیل عرق‌گیر و زیرشلواری صاحب‌خانه را هم به‌عنوان لباس زورو دور خودش پیچیده و برده.

سه: سعی کنید بچه را در جایی که پدر و مادرش نباشند، گیر بیاورید. ابتدا برای رعایت جلوه‌های تمدن انسانی یک تذکر لسانی به او بدهید؛ اما همه ما می‌دانیم که بچه فامیل با اون خوی وحشی‌اش تذکر لسانی شما را به ابروی چپش هم نمی‌گیرد. پس بلافاصله دست‌به‌کار شوید و ابتدا آلبوم خانوادگی‌تان را که از تو کشوی بالای کمد برداشته و می‌خواهد با فندک آتش بزند از دستش بگیرید. سپس با احترام و زبان خوش برایش در مورد اهمیت توجه به خاطرات و یادگارهای فامیلی توضیح دهید و در صورتی که به میزان کافی توجیه نشد با ذکر مثال‌هایی میزان عشق و علاقه خود با اعضای خانواده و آلبوم خانوادگی خود را به او نشان دهید و از او هم بخواهید که خانواده‌اش را دوست داشته باشد و پدر و مادر پیرش را بیش از این آزار ندهد. دقت کنید که گندش درنیاید. بچه مزبور ممکن است در این مواقع شروع به عرزدن بکند و برود به ننه‌، بابایش بگوید. اصلا هول نکنید. در کمال خونسردی و با لبخندی بر لب بگویید که داشتید برایش در مورد مهارت‌های زندگی صحبت می‌کردید.

چهار: سعی کنید با استفاده از فن سر زیر بغل بچه را کنترل کنید. اجرای این فن به این شکل است که شما نشان می‌دهید خیلی به بچه علاقه دارید و یک آن نمی‌توانید از او دل بکنید. روی مبل بنشینید و بچه را روی پا بگیرید و سرش را در بغل بگیرید و اجازه هر نوع عکس‌العملی را از او بگیرید. فقط یادتان باشد در تمام طول این مدت خنده به لب داشته باشید تا کسی شک نکند.

پنج: الان مد شده که یک‌سری افراد تیزهوش به دارندگان فرزند می‌گویند: «ان‌شاءالله از فرزند شما در فرصت دیگری پذیرایی می‌شود.» آن فرصت قرار نیست هیچ‌وقت پیش بیاید. روی این راه‌حل هم لحظه‌ای تأمل کنید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید