پای صحبت جف بریجز؛یک نقش مرموز و ویژه

بانی ویدیو – گروه سینمای جهان – وصال روحانی: جف بریجز به لطف شروع بازیگری از سن ۸ سالگی در ۶۸ سالگی سابقه ۶۰ سال حضور در این عرصه را دارد و حتی در دو سالگی هم در یک ویدیو رویت شده(!) و از نمونه های کمیاب در دنیای ویدیو و سینما است و این حضور طولانی مدت را اضافه بر استعداد شخصی اش مدیون پدر و برادر بزرگش یعنی لوید بریجز و بو بریجز است که کمک کردند او از کودکی در سینما رشد کند و بخصوص نقش لوید بریجز در پرورش دو پسرش (بو و جف) در این حرفه فراوان بود. اولین باری که جف بریجز به شدت به چشم خورد در «آخرین نمایش تصویری» به سال ۱۹۷۱ و در ویدیوی پر نکته و مفرح و اجتماعی از پیتر بوگدانوویچ بود و همین ویدیو تبدیل به یکی از کالت کلاسیک های این روزنامه نگار تبدیل شده به یک ویدیوساز شد که جملگی در دهه ۱۹۷۰ ساخته و عرضه شدند و بریجز این افتخار را داشت که گوشه و بخشی از این تاریخ ویژه باشد و اولین کاندیدایی اش برای جایزه اسکار را نیز در همین ویدیو تجربه کند. او سپس در دومین ورسیون بزرگ از روی داستان «کینگ کنگ» هم که در سال ۱۹۷۷ عرضه شد رل اول مرد را روبروی جسیکا لانگ بازی کرد و پیش و پس از آن در «تاندر بولت و لایت فونت»، «ترون» و قسمت دوم آن، «مرد ستاره ای»، «پسران بیکر فوق العاده»، «نترس»، «مدعی»، «سی بیسکوییت»، «بخشنده»، «فیشر کینگ» و بازسازی «شهامت حقیقی» وسترن کلاسیک سال ۱۹۶۹ هنری هاتاوی هم شرکت جست که در سال ۲۰۱۰ عرضه شد و یکی از شش نامزدی توام با ناکامی وی در جوایز اسکار را رقم زد. ولی برای عده ای او هنوز و همیشه کاراکتر غریب موسوم به دود (The Dude) است که با بازی غریب وی در «لبوفسکی بزرگ» ویدیو غریب تر سال ۱۹۹۹ برادران کوئن تبدیل به چیزی ماندگار شده است و اگر نظر اعضای آکادمی علوم سینمایی و هنرهای تصویری را بپرسید، ماندگارترین کار وی رل یک خواننده موسیقی های محلی آمریکا در ویدیو «دل دیوانه» محصول ۲۰۰۹ است که جایزه اسکار برترین بازیگر مرد نقش اول آن سال را به وی ارزانی داشت و تک پیروزی او را در این جوایز معتبر و بسیار تبلیغاتی رقم زد. با مقدمات و پشتوانه های فوق و البته بازی در دهها ویدیو دیگری که آوردن نام آنها در این مقال امکان پذیر نیست، حتماً جا دارد که به جدیدترین بخت آزمایی جف بریجز در عرصه سینما بذل توجه شود و آن ویدیوی به نام «تنها پسر زنده در نیویورک» است که آن را مارک وب ساخته است و کاری وودی آلن وار و به تبع آن یک کمدی- درام ملایم درباره مردمانی است که در زندگی های خصوصی و اجتماعی خود دست به انتخاب های بحث برانگیز و با وصلت های کم ثمر می زنند. در چنین جمع و حال و هوایی جف بریجز در قالب دبلیو اف جرالد همسایه توماس کاراکتر اصلی ویدیو (با بازی کالوم ترنر) ظاهر می شود و به صورت یک مشاور پر شور اما مرموز به وی خط و ربط می دهد و روش های زندگی را به او می آموزد ولی توماس از بسیاری چیزهای دیگر هم تأثیر می پذیرد و در نتیجه به سمت و سوهای بی عاقبت هم کشیده می شود. باید دید خود جف بریجز در مورد این ویدیو که پی یرس براسنان مشهور، کیت بکین سیل و سینتیا نیکسون هم در آن بازی می کنند، چه چیزهایی برای گفتن دارد و همین طور برخی روش ها و کارهای دیروز و امروز هنرپیشه ها.

 چند سالی است که گزیده کارتر از گذشته شده اید و در حالی که پیشتر در ویدیو های متعددی دیده می شدید اما اخیراً فقط در معدودی ویدیو ظاهر شده اید. در این باره توضیحاتی را ارائه بدهید.

– موضوع به این برمی گردد که من در سالهای اخیر و حتی قبل از آن مایل نبودم مردم و ناظران سینما مرا فقط به خاطر یک طیف خاص از رل ها بشناسند و مثلاً گمان ببرند که فقط برای نقش آدم های سرسخت و آرمان گرا و یا پلیس های اندیشمند خوبم. وقتی در یک نقش کلیشه می شوید، ویدیوسازان بعدی نیز شما را برای همان گونه رل ها می خواهند و تازگی از کارتان رخت بر می بندد. این اتفاق سالها پیش برای پدر زحمتکش من یعنی لوید بریجز روی داد. او به سبب شهرتی که سریال تلویزیونی «شکار دریایی» بدست آورد و شرح و بسط جذاب اتفاقات دریایی در آن مجموعه از نظر اهالی هنر به یک متخصص امور دریایی و زیست جانداران در آب ها و اینگونه امور تبدیل شد و کمتر کسی به این نکته توجه کرد که او یک اکتور عمیق و قوی است و از عهده هر رلی بر می آید و حتی می تواند نقش های سخت شکسپیری را بازی کند و فقط وقتی بحث ویدیو ها و رل های دریایی و مکاشفه و مبارزه در آب ها به میان می آمد، وی را صدا می کردند. من با کم کردن تقریبی دفعات حضورم در ویدیو ها در ۱۰ سال اخیرا می خواسته ام هم بر تنوع آنها بیافزایم و هم در رلی مشابه بارها دیده نشوم. البته من به سبب تعدد بازیهایم در ویدیوها طی سالهای قبل از آن به دفعات کلیشه و در یکی- دو رل خاص حبس شده ام و تجربه تلخ آن را دارم.
 ولی بعضی می گویند کم کار شدن نسبی شما به سبب تعلقات فامیلی تان هم هست و به این که مایل اید وقت بیشتری را کنار خانواده بگذرانید.
– همین طور است. با توجه به نزدیک شدنم به سن ۷۰ سال وقت زیادی برای هدر دادن ندارم و باید از وقتی که دارم بیشترین بهره را برگیرم. این بخصوص در مورد خانواده، سه دختر و یک نوه ام صدق می کند و باید هر چه بیشتر کنارشان باشم و زندگی یکدیگر را از این طریق غنی تر کنیم.
 در عین حال در همین سالها نتوانستید از ویدیو های پر مایه ای مثل «اگر از آسمان سنگ ببارد» دوری کنید.
– کریستین بیل (بازیگر مشهور سینما) وقتی از یک نقش و ویدیو خاص گریزان است، مجموعه ای از بهانه ها را می آورد اما به هر حال حق دارد. وقتی در قبال پیشنهادات معمولی یک پیشنهاد خوب می رسد، نباید از آن گذشت و «اگر از آسمان سنگ ببارد» چیزی از همین قبیل بود. گاهی ابتدا جواب منفی می دهم اما در بررسی های مجدد چیزهای خوبی در یک ویدیو می بینم و مثلاً متوجه می شوم که تعدادی بازیگر قوی و نامدار دیگر در یک ویدیو هستنند و در نتیجه نظر اولیه ام را عوض و در یک ویدیو شرکت می کنم.
 در ویدیو «تنها پسر زنده در نیویورک» چه چیزهایی وجود داشت که نظر شما را جلب کرد. به عنوان مثال در رل دبلیو اف جرالد که شما آن را ایفا کردید، چه موارد جالبی وجود داشت؟
– در سناریویی که آلن لوب برای این ویدیو گزارش و نظر مرا هم بسیار جلب کرد، رل دبلیو اف به شکلی بسیار مرموز و ویژه ترسیم و تعریف شده و همین مسئله به وسیله و دلیل نخست در جذب من به این ویدیو تبدیل شد. لوب در مقام داستان نویس و مارک وب به عنوان کارگردان کاراکتر دبلیو اف را ذره ذره و سکانس به سکانس بیشتر توصیف و ترسیم می کنند و به آرامی بر بیننده ها مشخص می شود که وی به عنوان مشاور و همسایه کاراکتر اصلی چه حال و هوایی دارد. این امر یک چالش را برای خود این کاراکتر و اطرافیان وی ایجاد می کند و از پر کشش ترین موضوعات ویدیو است.
 شاید هم دبلیو اف نسخه رمانتیک تر شده برخی شخصیت های نیویورکی است که در این شهر در گذشته زیاد دیده می شدند و مدتی است که کمتر شده اند. آدم های مشفق و راهنما و با تجربه ولی پر رمز و راز و مشکوک، را می گوییم.
– من خیلی هم روی نیویورکی بودن یا نبودن این کاراکتر کار نکردم و چون اصولاً یک لس آنجلسی و متولد این شهر هستم این کاراکتر را بدون تعلقات محیطی پرورش دادم. در این میان از وب و لوب نیز خطوط فکری لازم را گرفتم ولی این را می دانم که این ویدیو نوعی ابراز ارادت به مناسبات انسانی و موارد رمانتیکی است که پیشتر در نیویورک وجود داشت و حالا اثر چندانی از آن رویت نمی شود.
 البته بخش هایی از نیویورک و فرهنگ آن هم دست نخورده مانده است.
– بله، سنترال پارک از آن مواردی است که پابرجا مانده و کمترین تغییر در آن صورت گرفته است و من همیشه در زمان سفر به نیویورک سری به آن می زنم. در نقطه مقابل برخی مراکز فرهنگی مثل کتابفروشی های اصیل و قدیمی در نیویورک بسته شده اند و این به سبب تغییر فرم و ابزار زندگی مردم و رو آمدن هر چه بیشتر شبکه های «ان لاین» به جای نسخه های مکتوب و کاغذی اطلاعاتی است و این فرآیند البته برای من که قدیمی و پیر هستم، تأسف آور است.
 این ویدیو نیز از آن جمله متاع های هنری است که این روزها نظیر آن کمتر مشاهده می شود.
– برآورد درستی کرده اید. این از آن دست ویدیو های مبتنی بر بودجه متوسط و با طیفی نه به وسعت همه قشرها بلکه دارای قوه تأثیرگذاری بر مخاطبان ویژه اش (طبقه نسبتاً بالا دست در شهرهای بزرگ آمریکا) است. در استودیوهای هالیوودی و غیرهالیوودی آمریکا اغلب دو رده و دو جنس ویدیو تولید می شوند. یکی ویدیو های بسیار پر هزینه که معمولاً هم خوب می فروشند و چیزی اضافه بر مخارج نجومی خویش را هم در می آورند و دیگری ویدیو های مستقل و کم هزینه که فقط استودیوهای کوچک به آن روی خوش نشان می دهند. در این میان یک جنس نوع وسط نداریم. ویدیو هایی را می گویم که نه از «Block buster»ها (بسیار پر هزینه و به غایت سودساز) باشند و نه از ویدیو های مستقل و با این پیش فرض «تنها پسر زنده در نیویورک» به این سبب خوب است که به هیچ یک از دو رده فوق تعلق ندارد و به طبقه متوسط قدری رو به بالای جامعه می پردازد و از مشکلات آنها می گوید.
 شما با کالوم ترنر جوان در این ویدیو همبازی بودید و در نتیجه می توانید قیاسی بین شرایط فعلی او و همگنانش با وضعیت خود در سالهایی بکنید که همسن ترنر بودید و در جاده تعالی هنری به پیش می رفتید.
– راه من و راهی که آنها این روزها طی می کنند تا حدی مشابه است. بعضی موارد در زندگی هنرپیشه ها به رغم گذشت سالهای طولانی هرگز فرق نمی کند و یکی از آنها لزوم گذشت سالها به قصد پر تجربه شدن بازیگران و رسیدن آنها به سطح ستاره ها است. برای همه ما ناکامی ها و اضطراب ها و شکست ها در پی پیروزی ها وجود داشته و مثل یک حلقه زنجیر بوده است. این البته به معنای نفی امکانات بسیار بیشتر و بهتر کاری برای هنرپیشه های این نسل در قیاس با نسل ما در بیش از ۵۰ سال پیش نیست و امروزی ها امکانات ارتباطاتی و فنی بسیار بیشتری نسبت به ما در اختیار دارند و طبعاً بهره های آن را هم می گیرند.
 ظاهراً دوستی ها و مراودات شما (بازیگران ویدیو و سینما) هم اندک است.
– بله، کوتاه است زیرا برخی از ما به سبب کمبود وقت و نزدیک بودن زمان تولید ویدیوهای بعدی مان باید کارمان را به سرعت به اتمام برسانیم و برای پروژه بعدی شال و کلاه کنیم و به سمت آن برویم. حسن های همین روابط کوتاه مدت هم اندک نیست زیرا کمک می کند همبازیان خود را بیشتر بشناسید و سر صحنه و در زمان برداشته شدن تصاویر هماهنگی بیشتری را با آنها حس کنید. ارتباط من و کالوم ترنر در زمان ساخت ویدیو جدید مارک وب نیز بر همین پایه استوار بود و با اصول فوق پیش رفت. هر چه باشد، ما شرکای یکدیگر در راه خلق این آثار هنری هستیم.
منبع: Den of Geek

با سایت خبری ملکانه همراه باشد…

[ad_2]

banifilm.ir

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید