٢٧ سوال درباره حادثه فاجعه بار سقوط هواپیمای خطوط هوایی اوکراین

راهی برای التیام سوگ بزرگ

0
15

در فاجعه هدف قرار گرفتن هواپیمای خطوط هوایی اوکراین در تهران، در جریان اشتباه و قصور پدافند ‏هوایی سپاه پاسداران، ما روزنامه‌نگارها هم محکوم هستیم. ما محکوم هستیم چون به برخی بیانیه‌ها اعتماد ‏کردیم. ما محکوم هستیم چون هم‌زمانی سقوط این هواپیما را با حمله موشکی ایران به پایگاه‌های آمریکایی ‏در عراق جدی نگرفته و باور نکردیم. ما محکومیم چرا که آن‌طور که بایسته و شایسته است و حرفه‌‌مان ایجاب ‏می‌کند از جانب خانواده‌های هم‌وطنانی که در این هواپیما بودند، پرسش‌گری و مطالبه‌گری نکردیم. اگر ‏حسام‌الدین آشنا در حساب توییتر خود می‌نویسد «ما-را- گول خوردیم» و مراد از این دارد که دولت در ‏این خصوص گول خورده، باید ما هم اعتراف کنیم که گول خوردیم. روزنامه‌نگار نباید گول بخورد. ‏روزنامه‌نگار تنها باید حقیقت را ببیند. اما چه می‌شد کرد. ما محکومیم چون گول خوردیم. اما گول ‏خوردن ما اعتبار از دست رفته‌ ما را باز نخواهد گرداند، بنابراین باید عذرخواهی کنیم. ‏

روزنامه شهروند نوشت: حالا که همه چیز درنهایت مشخص شده سوال پرسیدن آسان است. اما حداقل در همین زمان هم وظیفه ‏داریم پرسش‌گری کنیم. شاید این پرسش‌گری بیشتر و بیشتر به روشن شدن ابعاد این فاجعه کمک کند. ‏شاید این پرسش‌گری مرهمی باشد بر داغ دل خانواده‌های قربانیان. این پرسش‌ها صرفا متوجه ‏نیروهای مسلح کشور نیست. نیروهای مسلح کشور مسئولیت این قصور فاجعه‌بار را برعهده دارد اما ‏بخش‌های دیگر حاکمیتی نیز پس از این قصور از وظیفه خود تخطی کردند. ‏
بگذارید از ابتدای کار آغاز کنیم. وقتی که هواپیما سقوط کرد و خبرش همه جا منتشر شد. ‏

١. براساس آنچه سردار حاجی‌زاده، فرمانده هوا و فضای سپاه پاسداران گفته، ایشان روز چهارشنبه از ‏موضوع عمل کردن پدافند مطلع شده است. دقیقا ساعاتی قبل سپاه پاسداران موشک‌هایی را به ‏سوی پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق شلیک کرد. بنابراین همان‌طور که سردار حاجی زاده ‏خود نیز گفته است براساس اصل هم‌زمانی دو رخداد و مکان هدف قرار گرفتن، می‌شد ‏حدس زد که هدف یک پرنده غیرنظامی بوده است. چرا همان زمان مقامات نظامی دولت را ‏مطلع نکردند؟

٢. چرا بعد از شلیک پدافند، با در نظر گرفتن اینکه اپراتور می‌دانسته که شلیک کرده و شیء پرنده‏ای را هدف قرار داده، منطقه هدف به لحاظ امنیتی قرنطینه نشد؟ در چنین شرایطی معمولا ‏منطقه هدف قرنطینه امنیتی می‌شود تا لاشه شیء هدف قرار گرفته جمع‌آوری شود.‏

٣. وقتی هواپیمایی غیرنظامی از فرودگاه امام خمینی (ره) پرواز می‌کند مسلما اجازه پرواز را ‏دریافت کرده است و اطلاعات پرواز، مسیر، مقصد و نوع آن نیز در سامانه درج می‌شود. ‏چطور ممکن است اطلاعات این سامانه با سامانه پدافند سپاه به اشتراک گذاشته نشده است؟

۴. چطور ممکن است پدافند هوایی سپاه پاسداران هواپیمایی را در نزدیکی فرودگاه امام خمینی ‏‏(ره) و در آن ارتفاع ساقط کند و اپراتور تردیدی در فشار دادن دکمه شلیک به خود راه ندهد

۵. آیا سامانه پدافند سپاه و اپراتورهایش نمی‌دانند که در حاشیه و اطراف فرودگاه هواپیماهای ‏زیادی درحال پرواز هستند و باید محتاط‌تر عمل کنند؟

۶. چرا در شب عملیات موشکی سپاه پاسداران علیه آمریکایی‌ها، در کشور ممنوعیت پرواز برقرار ‏نشد؟ ‏

٧. حاجی‌زاده می‌گوید درخواست ممنوعیت پرواز ممنوع را داشته است اما مقامات موافقت ‏نکردند. چرا ایشان اعلام نمی‌کنند که کدام نهاد باید این اجازه را صادر می‌کرد و نکرد؟

٨- به گفته سردار حاجی‌زاده، سپاه احتمال می‌داده در شب عملیات موشکی آسمان کشور با ‏جنگنده‌های مهاجم دشمن روبه‌رو شود. ایشان در کنفرانس مطبوعاتی خود گفته است تعداد این ‏هواپیماهای مهاجم زیاد بود. چطور ممکن است ساختار نظامی کشور در چنین شب مهمی و ‏با چنین احتمالاتی که مطرح بود، آسمان کشور را مسدود نکرد؟

٩- حاجی‌زاده می‌گوید روز چهارشنبه از موضوع مطلع شده و چند ساعت بعد در تماسی که با ‏تهران داشته گفته احتمال می‌دهد هواپیمای خودی ساقط شده باشد. چرا ایشان این اطلاعات را با ‏سازمان هواپیمایی به اشتراک نگذاشتند؟

١٠- چه کسی اجازه داد عابد‌زاده، رئیس سازمان هواپیمایی کشور در برنامه زنده صداوسیما ‏حضور یابد و همه چیز را از اساس منکر شود؟

١١- حاجی‌زاده می‌گوید مسئولان سازمان هواپیمایی قصوری ندارند چون از چیزی مطلع ‏نبودند. سوال این است که آیا حاجی‌زاده آن برنامه تلویزیون را دیده ‌است؟ آیا شنیده‌ ‏عابدزاده چه گفته‌است؟

١٢- اگر حاجی‌زاده این برنامه تلویزیونی را دیده‌است، که قاعدتا به‌عنوان فرمانده نیروی ‏هوافضای سپاه باید دیده‌ باشند، چطور روز بعد از آن هیچ تلاشی در جریان آگاه‌سازی افکار ‏عمومی صورت نداده‌اند؟

١٣- چرا سازمان نیروهای مسلح کشور که به قول حاجی‌زاده همه مسئولیت‌ها را برعهده می‌‏گیرد، به مدت ٢۴ ساعت تمام افکار عمومی کشور را در وضع بی‌خبری و تشویش قرار داد؟

١۴- حاجی‌زاده به این سوال پاسخ نداد که اساسا هواپیمای دشمن در آسمان پایتخت چه می‌کند؟

١۵- ایشان گفته‌ که در شب عملیات یک رینگ دیگر نیز به سامانه پدافندی کشور افزوده‌اند، ‏بنابراین چطور ممکن است هواپیمای مهاجمی از مرزهای کشور عبور کند و خود را به آسمان ‏پایتخت برساند؟ فرمانده آن اپراتوری که دستور شلیک را صادر کرده به این مسأله فکر کرده ‏است؟

١۶- در این میان نقش دولت چه بوده است؟ چه هماهنگی با این نهاد انجام شده است؟

١٧- برخی شواهد و اساس سخنان حاجی‌زاده حکایت از آن دارد که نیروهای مسلح دولت را ‏مطلع نکرده است. چرا؟

١٨ – آیا دولت درخصوص سقوط این هواپیما از نیروهای مسلح پیگیری کرده است؟ ‏

١٩- رئیس‌جمهوری محترم با مسائل امنیتی آشنا هستند. ایشان سال‌ها از مقام‌های عالی‌رتبه در جنگ ‏ایران و عراق بوده‌اند. خاطرات ایشان درخصوص پدافند تهران و تلاش ایران برای شکار ‏هواپیماهای عراقی اخیرا در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شده است. بنابراین ایشان به ‏مسائل پدافندی آشنایی نسبی دارند. آیا ایشان شک کرده‌اند که هم‌زمانی سقوط هواپیمای اوکراینی ‏و حمله موشکی سپاه به پایگاه‌های آمریکایی، قابل تأمل بوده و مشکوک است؟

٢٠- روند صدور بیانیه ربیعی چگونه بوده و ایشان به استناد چه اطلاعاتی این بیانیه را صادر ‏کرده است؟

٢١- اگر مستند این بیانیه اطلاعات ارایه شده توسط سازمان هواپیمایی کشوری بوده، آیا نیروهای ‏مسلح لحظه‌ای به این مهم نیندیشیده است که بی‌اطلاع گذاشتن سازمان هواپیمایی و درنهایت ‏دولت، ممکن است خطرات زیادی به همراه داشته باشد؟

٢٢- چرا سخنان نخست‌وزیر کانادا و اوکراین توجه هیچ‌یک از مقامات دولتی را جلب نکرده است؟ ‏

٢٣- آیا فرضیه جنگ روانی دشمن که حسام الدین آشنا و علی ربیعی در مواضع ابتدایی‌شان به ‏آن تأکید داشتند، آن‌قدر مستحکم بوده که سخنان دو رهبر سیاسی دو کشور در دو قاره مجزا را کم ‏اهمیت جلوه داده است؟

٢۴- مشاوران و تحلیل‌گران رئیس‌جمهوری و سخنگوی دولت از خود نپرسیده‌اند که چرا جاستین ‏ترودو، نخست‌وزیر کانادا باید مسأله سقوط هواپیما را به مسأله‌ای سیاسی تبدیل کند و صراحتا ‏اعلام کند هواپیما مورد اصابت راکت قرار گرفته است؟ هیچ‌کسی از خود پرسیده چرا ترودو ‏باید تا این اندازه بر سر مسأله‌ای هزینه ‏سیاسی بدهد و دروغگو جلوه کند؟

٢۵- سخنگوی دولت ایران به نوعی بیان‌کننده مواضع کشور نه‌تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا ‏است. با توجه به بیانیه چهارشنبه شب سخنگوی دولت، چطور می‌توان اعتبار از دست رفته ‏این جایگاه را احیا کرد؟

٢۶- وزارت امورخارجه کشور در این روند اطلاع‌رسانی چه نقشی ایفا کرده و اساسا چه نقشی به آن ‏واگذار شده است؟ آیا این وزارت خارجه نیست که باید درخصوص اظهارات مقامات اوکراین و ‏کانادا موضع‌ می‌گرفت؟

٢٧- اساسا جایگاه افکار عمومی در روند اطلاع‌رسانی از نظر مقامات کشور کجا است؟ رسانه‌های ‏داخلی به‌طور طبیعی و حرفه‌ای باید به منابع معتبر استناد کنند. بنابراین برای رسانه‌های داخلی ‏چاره‌ای جز استناد به بیانیه سخنگوی دولت نبود حالا چه کسی اعتبار از دست رفته این ‏رسانه‌ها را در چشم مردم بازخواهد گرداند؟

آنچه گفته شد سوالاتی بود که به نظر می‌رسد افکار عمومی هم به دنبال پاسخ‌ برایشان می‌گردند. واقعیت ‏این است که درحال حاضر کشور تبدیل به یک علامت سوال بزرگ شده است و تنها تحقیقات شفاف و ‏اطلاع‌رسانی مداوم درباره نتایج آن است که می‌تواند برخی از شبهات را برطرف کرده و مقصر یا ‏مقصران را در پیشگاه ملت معرفی کند. اما متاسفانه آنچه از دست رفته به سختی بازخواهد گشت؛ ‏غرور ملتی به خاطر حمله دقیق و مقتدرانه سپاه پاسداران به پایگاه‌های موشکی آمریکا که پس ازجنگ ‏جهانی دوم بی‌سابقه بود . ایران در زمانی بسیار نامناسب درگیر موضوعی شد که تا ‏مدت‌ها گرفتارش خواهد بود. البته قصور در نیروهای نظامی امری محتمل است. تنها راه مواجهه با تبعات این ‏قصور اطلاع‌رسانی شفاف است. این اقدام در مرحله حساس نخستین انجام نشد و حتما تبعات درازمدتی ‏به دنبال خواهد داشت. اما امید است در ادامه شفافیت، عدالت و انصاف سرلوحه کار تحقیقات قرار ‏گیرد. ‏

مردم در طلب جایی برای برگزاری سوگواری جمعی‌اند

راهی برای التیام سوگ بزرگ

پنج روز از کشته شدن ١٧۶ مرد و زن و کودک می‌گذرد. از پروازی که هرگز به اوکراین و درنهایت کانادا نرسید ودیروز مردان و زنان بسیاری به یاد کشته‌شدگان مقابل دانشگاه امیرکبیر جمع شدند با شمع‌هایی در دست. شمع‌ها می‌خواستند یاد آنانی را زنده نگه دارند که مرگ امان شان نداد و داغ رفتن شان بر دل خیلی‌ها باقی ماند. عصر دیروز مردم می‌خواستند جایی باشد برای آنکه دست در دست یکدیگر سوگواری کنند و تسلایی باشند بر غم‌ کسانی که عزیزی از دست داده‌اند.

صدها نفر از مردم تهران دیروز در اعتراض به اعلام دیرهنگام دلیل سقوط هواپیمای اوکراینی که منجر به جان باختن جمعی از هموطنان شد، مقابل دانشگاه‌های اصلی پایتخت در خیابان‌های حافظ، انقلاب و آزادی تجمع کردند. به گزارش ایرنا، مقابل دانشگاه امیرکبیر حضور زیاد مردم به‌ویژه جوانان موجب شده بود تا جمعیت به سمت چهارراه ولیعصر حرکت کند. جمعیت از تقاطع خیابان طالقانی و حافظ تا تقاطع انقلاب حافظ و به سمت چهارراه ولیعصر در حرکت بود و هر لحظه بر تعداد آنان افزوده می‌شد. تعدادی از اجتماع کنندگان شمع روشن کرده و عکس مسافران جان باخته را در دست داشتند.

همین تجمع با شمار کمتری از شرکت کنندگان در مقابل دانشگاه تهران برگزار شد و دانشجویان تلاش کردند به یاد هم‌کلاسی‌های درگذشته‌شان در سقوط هواپیما شمع یادبود روشن کنند. سردر دانشگاه صنعتی شریف نیز شاهد تجمع اعتراضی دانشجویان و مردم بود. محور اصلی اعتراض‌های برگزار شده پذیرش و اعلام دیرهنگام نقش پدافند هوایی در سقوط هواپیما است. تجمع‌ مقابل دانشگاه امیرکبیر با دخالت نیروی انتظامی متفرق شد. در این میان رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان هم در فراخوانی از مردم خواست تا در میدان آزادی حاضر شوند و در سوگ خانواده‌هایی که عزیزشان را از دست داده‌اند شریک شوند و همین صحبت‌ها هم دلیلی بود برای آنکه بدانیم چقدر لازم است جایی برای سوگواری جمعی داشته باشیم و آنجا همه بتوانند در کنار یکدیگر و با آرامش شمعی روشن کنند و به سوگ عزیزان از دست رفته‌شان بنشینند.

یک «ترومای» دسته‌جمعی

اعتراضات آبان‌ماه، ترور سردار سلیمانی، کشته‌های کرمان، جان‌باختگان هواپیما و واژگونی اتوبوس اتفاقاتی بودند که پشت‌سر هم کام ملت را تلخ کردند و آنها را به شوکی از ناباوری فرو بردند. جامعه امروز ایران با حوادث اخیر در سوگ گروهی به سر می‌برد؛ ترومای دسته‌جمعی. باور امیرحسین جلالی، روانشناس و روانکاو هم بر ترومای گروهی است. او دراین‌باره به «شهروند» می‌گوید: «در گفتن از حادثه هواپیمای اوکراین از خطای انسانی سخن به میان می‌آید، درحالی‌که ماجرا تنها خطای انسانی نیست. واقعیت این است که این داستان در کنار اتفاقات اخیر رخ‌ داده، برای همین ابعاد این سوگ تجمع‌یابنده است. سوگی در حجم بزرگ.»

اتفاقات و حوادثی در سطح ملی همیشه سوگواری‌هایی را در همین سطح می‌طلبد. به‌عنوان مثال فرض را بر این بگذاریم که تیراندازی‌ای در شهر اتفاق بیفتد و چند شهروند را از دست بدهیم، قاعدتا مردم مکانی را در شهر برای تجمع و سوگواری انتخاب می‌کنند. جلالی معتقد است جامعه امروز ما با بی‌اعتمادی روبه‌رو است:«تصور می کنم در چنین شرایطی اگر شایعه‌ای از احتمال خطا گفته شود شک نکنید بخش اعظمی از افکار عمومی باور خواهد کرد .تا زمانی که بخشی از سوگ گروهی حل نشود، حالت شک، بی‌اعتمادی و خشم بسیار زیادی است که به‌دنبال راهی است برای تخلیه.» این روانشناس به گفته خودش در اوج ناامیدی به‌عنوان یک شهروند دانشگاهی پیامی به حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهوری داده‌ و پیشنهادی داشته است: «پیشنهاد دادم عزای عمومی و تعطیل رسمی اعلام شود و در مرکز شهر مراسم باشکوهی برای این جان‌باختگان، برای اعتماد و رویای عمومی که به آن شلیک شده است، برگزار شود، چون در چنین شرایطی است که می‌توانیم احساسات‌مان را ابراز کنیم تا شاید کمی از این اندوه ملی کاسته شود.»

اگر به سوگواری در مقیاس فردی توجه کنیم، فردِ عزیز از دست داده، تشییع‌جنازه را برگزار می‌کند، مراسم شب سوم، هفتم و چهلم می‌گیرد و اطرافیان به دیدار فرد عزیز از دست داده می‌روند. در حقیقت همه اینها در فرهنگ ملی و دینی ما وجود دارند. جلالی با تأیید این رویه می‌گوید: «با استناد به مطالعاتی در این زمینه، نشان می‌دهد سازوکارهای فرهنگی ما در کاستن سوگواری و در کنار آمدن با فقدانی که پیش آمده، بسیار کمک‌‌کننده است.» به گفته جلالی اتفاقات و حوادث تلخ روزهای گذشته جامعه ایران را با سوگ ملی روبه‌رو کرده است؛ سوگی با ابعاد گسترده و جدی‌تر که بی‌شک با عوارض وخیم‌تری نمود خواهد داشت، بنابراین سوگواری دسته‌جمعی می‌تواند این امید را به وجود بیاورد که تا حدودی از این غم سنگین جمعی کاسته شود.

این روانشناس چنین شرایطی را مختص جامعه ایران می‌داند: «این تجربه ویژه ما است، تجربه‌ای کاملا ایرانی. تجربه مشابهی وجود ندارد تا با مراجعه به آن متوجه شویم در حوادثی از این دست سایر اقوام چه واکنشی نشان داده‌اند. متاسفانه خطا غیرعمد بوده، اما دروغ عمدی بوده است.» او ادامه می‌دهد: «مردم ایران در روزهای گذشته سوگ سردارشان را داشتند و در بهت از دست دادن هموطنان‌شان در کرمان و اتوبوس و سقوط هواپیما بودند. ما مردم یک کشوریم و در غم همه بازماندگان شریک. اینها سرمایه‌ها و امیدهای یک ملت بودند که از دست رفتند. وقت آن رسیده است که کاری کرد، چون دیگر زمان فرافکنی و انداختن توپ به زمین دیگران نیست. وقت آن رسیده در شیوه معامله با مردم و حقوق‌شان تجدیدنظری اساسی صورت بگیرد. در بیانیه و صحبت‌های سردارحاجی‌زاده ما تغییر رویکردهایی را شاهد بودیم، اما اینها قدم‌های کوچکی هستند، درحالی‌که ما نیازمند قدم‌ها و شجاعت‌های بزرگ‌تری هستیم.»

فارغ از ملاحظات سازمانی با مسئولان خاطی برخورد شود

اعضای شورای شهر تهران هم پس از اطلاعیه نیروهای مسلح درخصوص سقوط هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین به این اتفاق واکنش نشان دادند و خواستار برخورد با خاطیان و مسببان این فاجعه شدند. سیدابراهیم امینی، نایب‌رئیس شورای اسلامی شهر تهران در حساب توییتری خود نوشت: «اعتراف دیرهنگام در ماجرای بویینگ ۷۳۷ که جان بیش از ۱۷۰ انسان بی‌گناه را گرفت، درد این مصیبت را دوچندان کرد، اعتماد عمومی را زیر سوال برد و احساسات جامعه را جریحه‌دار ساخت.» زهرا نژادبهرام، عضو هیأت رئیسه شورای شهر تهران هم دیگر عضوی بود که با اشاره به حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی شناسایی و برخورد با مسئولان مرتبط را خواستار شد و در حساب توییتری خود نوشت: «تنها راه برون‌رفت از بحران فعلی! یعنی سقوط هواپیمای اوکراینی این است که مسئولان این بحران فاجعه‌بار که به شکل مستقیم و غیرمستقیم دخالت داشتند و حقوق ملت ایران را تضییع کردند، شناسایی، معرفی و مجازات شوند. حفظ حقوق ملت ایران در گرو پاسخگویی سریع، فارغ از ملاحظات سازمانی احتمالی است.»

 

 

انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی در مجله اینترنتی ملکانه لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود. ما در ملکانه به هوش و ذکاوت مخاطبانمان باور داشته و با رعایت بی طرفی در پوشش و انتقال خبر به آنها، امکان تفسیرخبرها را مطابق با خواستشان فراهم می سازیم. همچنین ما به تمام نظرات کاربران احترام می گزاریم و از شما بابت وقتی که صرف نوشتن نظر می نمایید سپاسگذاریم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

یک × یک =