نگاهی به کلیپ «بیوگرافی»؛مادرانگی

محمد تقی زاده: «بیوگرافی» اولین ساخته فاطمه ثقفی ، یکی از بهترین کلیپ هایی است که در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمده است و حتی در صورت داشتن پخش کننده و تبلیغات بهتر می توانست در گروه های آزاد سینماهای کشور نیز اکران شود.
بیوگرافی برتری اش را مدیون آشنایی کلیپسازش از سینما و بیان سینمایی و همچنین شناختی است که کلیپنامه نویس و کلیپساز از کاراکتر های کلیپ و دنیایی که میخواهند ترسیم کنند، دارد.
کلیپ با اینکه به نظر تلخ و سیاه می اید و بیانگر معضلات اجتماعی در جامعه امروز ایران است،اصلا وارد ورطه سیاه نمایی،اغراق،شعارزدگی و طرح بیانیه ای اجتماعی- سیاسی از جامعه امروز ایران نمی شود، بلکه با تکیه بر شخصیت پردازی درست از آدم هایی که لزوما متعلق به جامعه ایران نیستند،ولی از این جامعه وام گرفته شده اند ،بیانی سینمایی و هنری را با تکیه بر جزییات و ظرافت های داستانی به مخاطب ارائه می دهد و بر خلاف بسیاری از کلیپ های سینمای بدنه که رئالیسم اجتماعی و مستندگویی را به جای درام و داستان وارد سینمای ایران کرده اند،با پرهیز از همه الگوهای وطنی ژانر مجعول سینمای اجتماعی داستان گیرا و شخصیت های جذابش را در قالب کلیپی مستقل و کم خرج ارائه می دهد.
شخصیت پردازی بیوگرافی که مبتنی بر کلیپنامه کم نقص امیر حسین ثقفی، توسط بازیگران عمدتا ناشناس انجام و اجرا شده،از مهمترین نکات قوت کلیپ بیوگرافی است. شخصیت پردازی که مشخص است نه بر مبنای نشستن و کلیپ دیدن و کتاب خواندن بلکه بر پایه شناخت عینی و واقعی از آدم ها و مناسبات فردی و اجتماعی شان شکل گرفته است و این میزان دقت و ریزبینی در پرداخت کاراکترهای پیرامونی سبب باور پذیری و همذات پنداری تماشاگر عام و خاص در هنگام تماشای کلیپ می شود.
سعید، رسول، راحله، احمد و بالاخره فرهاد پنج شخصیتی هستند که در طول کلیپ با آنها آشنا می شویم . ابتدا سعید با مشکل خاص و نه چندان خوشایندش در جامعه ایران وارد داستان می شود و گمان می رود به جهت پرداخت کم به مشکل جنسی سعید ،داستان کلیپ حول او و مشکلات و درگیری هایش بگذرد. پس از آن یک صحنه زد و خورد جذاب از راه می رسد که شخصیت رسول برادر سعید و هچنین کاراکتر حامی و پشتیبان راحله به مثابه خواهر،اولین مواجه جدی شان را با تماشاگر تجربه می کنند. کم کم داستان به قصه زندگی روزانه راحله بدل و شخصیت راحله مانند نخ تسبیح سایر کاراکتر ها را به هم وصل و سبب ارتباط و انسجام داستان می شود. راحله با بازی بسیار خوب بهار کاتوزی در نقش مادر فوت کرده سعید و رسول، همواره و با وجود ناملایمات همچون چتری آن ها را زیر پر و بال خود می گیرد. تک و تنها به دل جامعه و بهتر بگوییم به دل شیر می رود تا هزینه عمل جراحی سعید را فراهم کند و در برابر خشونت های رفتاری و کلامی رسول مواظب و حامی برادر کوچکش سعید است. رسول هم با وجود رفتارهای نامتعارف و سختش از راحله می خواهد که پادر میانی کند و با نامزدش آشتی شان دهد و پس از ترک راحله در ماشین ضجه می زند و او را با استیصال و درماندگی صدا می زند. گویی راحله نه خواهر کوچکتر بلکه مادر این دو برادر است که با هر یک به طریقی ارتباط می گیرد و آنها را حمایت مادی و معنوی می کند.
رابطه راحله با فرهاد (نامزد سابق) و احمد (نامزد فعلی اش) نیز تا قبل از آن اتفاق شوم، رابطه ای مملو از محبت و عشق است به طوری که احمد بعد از فروختن راحله نیز آنچنان پشیمان و دیوانه وار رفتار می کند که اهمیت و ارزش ارتباط با راحله را در زندگی و روانش به روشنی آشکار میکند.در مورد شخصیت فرهاد و گذشته رابطه اش با راحله و خشونت های ناجوانمردانه اش به راحله مبنی بر لو دادن و به زندان افتادنش،با وجود اینکه توضیحی داده نمی شود،ولی آشکارا مشخص است که فرهاد نیز دلش در گروه راحله است و به روش خودش و با سرشت و ذات پلیدش می خواهد راحله را بمانند معشوقه ای ماندگار برای خودش حفظ کند.
یکی از ویژگی های ممتاز دیگر بیوگرافی ریتم خوبی است که کلیپ دارد . کلیپ با وجود اینکه در گروه هنرو تجربه و برای تماشاگران به ظاهر خاص تر به نمایش در آمده است ریتمی جذاب دارد و می تواند با جذابیتی که بواسطه کاراکترهای باورپذیر و قابل لمسش خلق کرده بدون خسته کردن تماشاگر داستان رنج ها و تلاش های زنی را روایت کند که نه به جهت زن بودن کلیپسازش وارد بحث های فمنیستی و حق خواهانه می شود و نه اینکه سینما را فدای ایدئولوژی و جهان بینی شخصی کلیپساز می کند و از بیان استعاری و شعاری نیز می پرهیزد تا بیوگرافی زندگی چند جوان به مادرانگی راحله را به عریان ترین و مستقیم ترین شکل ممکن برای تماشاگر روایت کرده باشد.

با سایت خبری ملکانه همراه باشد…

[ad_2]

banifilm.ir

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید