نقد و بررسی ویدئو «مکانی در آفتاب»؛خیلـی خطـی

کامران محرابیان: ماکیاولی یک جمله معروف در کتاب شهریارش دارد که می گوید؛هدف وسیله را توجیه می کند.از این جمله می توانیم به مقوله اهداف و ارزش ها برسیم؛ این که کدامین اهداف با چه ارزش هایی به دست می آید؟ و یا چه ارزش هایی در راه رسیدن به اهدافی پایمال می شوند؟ اگر به محتوای عام این جمله ماکیاولی برگردیم و آن را بازیابی کنیم، می رسیم به این منطق که اگر هدف والایی داشته باشیم می توانیم از هر وسیله ای استفاده کنیم تا به آن هدف والا دست بیابیم، حالا تفاوتی نمی کند وسیله ات جنایت باشد یا چیز دیگر. اما همین ماکیاولی یک جمله معروف دیگر دارد که طبیعت ماتریالیستی این فیلسوف را نشان می دهد و تا جایی نقیض همین وسیله است که در جمله اول گفته شد، او می گوید؛ اولین قانون هر موجودی حفظ بقاست، زندگی کردن است، شما شوکران می کارید و توقع خوشه گندم دارید.
اما در این جا در ویدئو مکانی در آفتاب،مونتگومری کلیفت یا همان آقای ایستمن شوکران می کارد. وسیله اش باعث می شود که شوکران بکارد، هدفش زندگی کردن و حفظ بقا و رسیدن به مقامی والا است، اما آن را به وسیله همان شوکران کاشته و توقع خوشه گندم دارد، این محتوایی که ویدئو می خواهد عرضه کند، خیلی به درد بخور است، اما در روایت داستانی و ویدئو نامه و پیرنگ ها گم می شود و به خلا می ورد،
اما بازگردیم به همان تیتراژ؛ مهم ترین بخش ویدئو. این که کارگردان می داند ویدئو را از کجا شروع کند و نسبت به اقتضای ویدئو نامه اش تیتراژ را انتخاب می کند، بشدت قابل قبول است و امتیاز مثبتی دارد،ما پسر جوانی را می بینیم که وسط جاده ای به شکل خیلی لاابالی و تنها ایستاده است. این ول بودن وسط جاده، خودش محتوا دارد و با محتوای اصلی ویدئو تناسب دارد، کمی به شخصیت سازی کمک می کند، ولی در کل ویدئو از دست می رود. کارگردانی اندازه است و جورج استیونس ثابت می کند که با داشتن ویدئونامه ضعیف می شود یک ویدئو قابل قبول ساخت، اما ضربه اصلی که به ویدئو وارد می شود از طریق همین ویدئونامه ضعیف است، ویدئو نامه بشدت خطی است و داستان سرایی و قصه گویی بشدت کلیشه و کسل کننده است، رابطه ای که میان آلیس و ایستمن شکل می گیرد خیلی بی منطق است و حتی رابطه ای هم که با الیزابت تیلور شروع می شود بی منطق است و حتی در سکانس ها سعی می کند این عاشق بودن را به خورد تماشاگر بدهد و این ضعف ویدئو نامه است، نمی تواند رابطه را نشان دهد، نمی تواند کشمش عاشقی را نشان دهد،برای همین سعی می کند با آن صحنه ها نزدیکی این دو نفر را نشان دهد.
چهل دقیقه ابتدایی ویدئو برای نشان دادن رابطه اولی که مونت گومری کلیف برقرار می کند،خیلی خطی است ودر کل هم خطی می ماند.از ابتدای ویدئو که خیلی سریع شروع می شود به خانه عمویش می رود، کار را می گیرد و سپس رابطه برقرار می کند. بعد ارتقای درجه پیدا می کند و عاشق دختر دیگری می شود. از این جا چون ویدئو نامه دیگر آن کشش و جاذبه را ندارد، ویدئو نامه نویس و حتی شاید رمان کم می اورد و نمی داند چه کار کند، باید به شکلی یا مشکلی در یکی از این رابطه ها به وجود بیاید و چون آقای ایستمن زندگی مرفه را می پسندد و هدفش هم آن بوده(به تیتراژ زمانی که بیلبورد تبلیغاتی نگاه می اندازد را به خاطر بیاورید) زندگی با الیزابت تیلور را ترجیح می دهد و طبیعت ماتریالیستی اش این را به او می گوید، پس باید به شکلی از شر دختر اول که حال بچه دار شده بگذرد.
این جا ویدئو نامه نشان می دهد که ابدا ویدئو جنایی نیست و برای پر کردن داستانش سعی می کند آن را با یک جنایت به جاذبه بیندازد و دوباره نقطه اوج بگیرد. جنایتی که خیلی کلیشه ای و بی منطق است،مونت گومری در خانه است و از رادیو می شنود که کنار ساحل چند نفر مرده اند برای همین تصمیم می گیرد دختر را بکشد و چون ویدئو نامه ضعف دارد و در همان سکانس های ابتدایی در ویدئو ما می دانیم که دختر شنا کردن بلد نیست، جنایتش از دست می رود. این قابل حدس بودن ویدئو نامه کاملا مشهود است از ابتدای ویدئو چه در رابطه ها،چه در دادگاه همه اش قابل حدس است حتی حکمی هم که برای اقای ایستمن میدهند به شدت قابل حدس است. اما دادگاه هم دوباره برای پر کردن ویدئو نامه است، یعنی دادگاه ملاکی برای شکل گیری داستانی و جنایی نیست و دستمایه ای برای ساختن خطی و همان روایت خطی ویدئو نامه است. کاراکتر کارگاه واقعا بد است و خیلی سفیهانه پرداخت می شود؛ آن عصا و طرز ایستاده و سوال پرسیدن و قایق آوردن و تشریح صحنه جنایی کمکی به ویدئو نمی کند و شخصیت برای ما نمی سازد. یک تیپ خیلی بد و بشدت ضعیف می سازد که حتی از قاب تصویر هم بیرون است.اگر می خواست ویدئو دادگاهی یا جنایتی بسازد که در دادگاه تشریح می شود، باید مثل آناتومی یک قتل برخورد می کرد یا نهایتا مثل ویدئو شاهدی برای تعقیب، اما دادگاه و حکم دادنش از دست می رود و مونت گومری با این که جنایت را به نوعی انجام داده، اعدام می شود. صحنه اخر و به یاد اوری صورت الیزابت تیلور به جای این که او را درگیر آن زندگی مرفه و هدفش کند، بیشتر او را زنباره نشان می دهد و بشدت با Fade کردن تصویر ایراد پیدا می کند.
اما در چند سکانس کارگردانی حرفی برای گفتن دارد و از ویدئو نامه پیش می افتد وایپ کردن های تصاویر در ابتدای ویدئو خیلی خوب و کمکی مشهودی برای پیش بردن ویدئو نامه است. سکانسی که زمان برای مونت گومری در کارخانه می گذرد و نشان دادن کارت زدن و بسته بندی …. باز هم برای پیش بردن این ویدئو نامه کش دار و طولانی است.
مونت گومری کلیفت مثل همیشه خوب است، اما نه حتی در اندازه ویدئو قضاوت در نورنبرگ اثر استنلی کرامر؛ آنجا نزدیک به یک ربع نقش یک عقب مانده ی ذهنی را بازی می کند که مو بر تن هر کسی راست می شود و برای خودش یک کلاس بازیگری است ،اما در این جا به غیر از چند سکانس و مخصوصا در سکانس جنایت بشدت خوب است اما در باقی سکانس ها کمکی به شخصیت پردازی نمی کند و در حد تیپ می ماند. مادر مذهبی که می خواهد چشم و گوش بسته بودن کاراکتر را نشان دهد هم خیلی کم پرداخت می شود؛ البته به غیر از دو سکانس، این قدر سرگرم ماجرای عاشقانه که حتی عاشقانه هم نیست شده که همه چیز را به فراموشی سپرده. یک سکانس خوب دیگر هم ویدئو دارد که نشان می دهد استیونس کارگردانی بلد است. آن هم سکانسی است که مونت گومری به همراه قایق و دوستانشان در دریا تفریح می کنند، اما دوربین روی رادیو می ماند و آن خوشحالی در بک گراند است. این جا کمی فرم می سازد و ما خبر مرگ دختر را از رادیو می شنویم، اما بازهم این سکانس ها مغایر با روند ویدئو نامه است و ضعیف جلوه می کند
ویدئو می خواهد نیمچه محتوایی را به بیننده عرضه کند، اما در فرمش کم می اورد و این لطمه را ویدئو نامه به ویدئو می زند روایت خیلی خطی ویدئو،رابطه ها با دو دختر مادر مذهبی و عمو و پسر عمو، جنایت و حکم گناه کار دادگاه بشدت قابل حدس از ابتدای ویدئو است اعم کارکتر ها تیپیکال می مانند عمو و دختر ها هیچ پیش بردی در فرم ندارند و فقط پیرنگ و قصه هستند که ویدئونامه طولانی عرضه می کند. اقای ایستمن با این که هدفش والا است و می خواهد به مقام و منزلتی برسد، اما در گیر روایت خطی می شود که فقط زنباره بودن او را توجیه میکند و هدفش را نادیده می گیرد او شوکران کاشته امانه به وسیله هدف والایش، بلکه در راه زنبارگی و هرزگی.

با سایت خبری ملکانه همراه باشد…

[ad_2]

banifilm.ir

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید