»   داستان کوتاه  »   نقدي کوتاه بر فيلم «گناهکاران» ساخته فرامرز قريبيان
۲۵ آبان ۱۳۹۲ , ساعت ۲۰:۳۸

نقدي کوتاه بر فيلم «گناهکاران» ساخته فرامرز قريبيان

ژانر پليسي- جنايي شايد يکي از کم رونق ترين ژانرهاي ساخت فيلم در ايران باشد. به سبب کمبود امکانات و يا شايد کم علاقگي مخاطب ايراني به ورسيون ايراني اين دست از فيلم ها عموماً اين ژانر از فيلم ها يا به ندرت توليد مي شوند و يا از سوي صدا و سيما در قالب سريال و يا تله فيلم ساخته مي شوند و مخاطب نيز به نمونه هاي غربي اين آثار قناعت مي کند.

ژانر پليسي- جنايي شايد يکي از کم رونق ترين ژانرهاي ساخت فيلم در ايران باشد. به سبب کمبود امکانات و يا شايد کم علاقگي مخاطب ايراني به ورسيون ايراني اين دست از فيلم ها عموماً اين ژانر از فيلم ها يا به ندرت توليد مي شوند و يا از سوي صدا و سيما در قالب سريال و يا تله فيلم ساخته مي شوند و مخاطب نيز به نمونه هاي غربي اين آثار قناعت مي کند.

فرامرز قريبيان اما در اين آشفته بازار توليد آثار اجتماعي و کمدي چنين ريسکي را پذيرفته و دست به ساخت «گناهکاران» بر اساس فيلمنامه اي از پسرش سام قريبيان زده است که اتفاقاً فيلمي نسبتاً خوش ساختي از آب درآمده است.

آنچه «گناهکاران» را سر و گردني از نمونه هاي مشابه ايراني اش بالاتر مي برد، فيلمنامه است. به نظر مي رسد سام قريبيان فيلمنامه «گناهکاران» را در حال و هواي فيلم هاي غربي نوشته است و خوشبختانه باقي جزييات و المان ها نيز هماهنگ با اين مسئله در فيلم پيش رفته و کليتي همگن و پذيرفتني را در اثر پديد آورده است. روايت فيلم به درستي پيش مي رود. مظنونينِ اصليِ قتلِ آسمان فرازمند (بهاره کيان افشار) هر يک، قطعه اي از پازلي هستند که بايد توسط تدين (فرامرز قريبيان) و همکار جوانترش روانگر (رامبد جوان) کنار هم چيده شوند و پرده از راز قتل آسمان بردارند. درست چيده شدن وقايع و جايگاهي که هر يک از شخصيت ها در آن قرار گرفته اند و ترتيب پيش روي آن، نظمي قابل تأمل به فيلمنامه بخشيده است که در راستاي آن، فيلم کشش خود را از دست نمي دهد و حس تعليق تا پاياني ترين صحنه فيلم با مخاطب همراه مي شود.

از ديگر وجوه قابل بحث فيلمنامه، کدگذاري صحيح و البته هوشمندانه آن است. پس از پايان فيلم مخاطب متوجه مي شود که بسياري از کليدهاي اصلي در بطن فيلمنامه موجود بوده است و اشاراتي بسيار ظريف به آنها مي شده است اما اين کدها و نشانه ها خود را فرياد نمي زنند و آنقدر زيرکانه در قالب ديالوگ ها يا کنش ها مطرح مي شوند که در پايان مخاطب را شگفت زده مي کنند و شايد به همين دليل است که کمتر مخاطبي خواهد توانست پيش بيني کند که قاتل آسمان چه کسي بوده است و حتي تا پاياني ترين لحظه نيز مخاطب و حتي خود تدين نمي توانند حدس درستي درباره قاتل آسمان بزنند. در کمتر فيلم جنايي ايراني حس ترس و ناامني در لحظه لحظه فيلم مخاطب را همراهي مي کند اما «گناهکاران» واجد اين ويژگي است. به نظر مي رسد فيلم، هم چون نمونه هاي خارجي اش – مثلاً فيلم «هفت» که حتي در قالب بينامتن در فيلم به نمايش درمي آيد- هر چه جلوتر مي رود مخاطب را بيشتر درگير مي کند و راز آن عميق تر و گره ها درهم تنيده تر مي شوند. قتل هر يک از مظنونين، به نوبه خود، داستان را پيچيده تر مي کند و حتي در نهايت کاراگاه باتجربه (تدين) نمي تواند در گره گشايي اش موفق عمل کند و شوک اصلي زماني به مخاطب وارد مي شود که درمي يابد قاتل در اصل که بوده است.

قريبيان در «گناهکاران» کاملاً به فضاي فيلم هاي «نوآر» نزديک مي شود و فيلم المان هاي اصلي فيلم نوآرهاي فرانسوي و حتي «نئونوآر» هاي امروزي را دارد.

 

قتل آسمان در شب رخ مي دهد، تاريکي بر فيلم چيره است، نورها کم و سايه ها تند و تيزند، فضاي کار غم و سرماي پاييز را به خوبي به مخاطب منتقل مي کند، بخش عمده اي از فيلم در خيابان مي گذرد، شخصيت ها عموماً بدخواه و «گناهکارند» و شايد براي اولين بار است که در يک فيلم پليسي ايراني شاهد «پليس گناهکار» هستيم، گرچه ستوان هاي فيلم شباهتي به پليس ها و کارآگاهان ايراني ندارند و با آن پوشش و لباس ها و طرز گفتار و متلک پراني هايشان بيشتر مخاطب را به ياد پليس فيلم هاي آمريکايي يا فرانسوي مي اندازند.

همان قدر که قاتل از آب درآمدن روانگر در انتهاي فيلم مخاطب را شوکه مي کندY حضور رامبد جوان در قالب چنين نقشي نيز تعجب برانگيز است. جوان به طرز غافلگيرکننده اي خوب بازي مي کند، بي آنکه نشاني از نقش ها و کاراکترهاي قبلي اش را در کاراکتر روانگر متجلي کند. حضور وي به عنوان کاراگاهي جوان در کنار تدين سالخورده و نوع رابطه آنها نيز ناخودآگاه مخاطب را به ياد فيلم «هفت» مي اندازد. چينش صحنه هايي که آسمان سوار بر اتومبيلي مي شود که در واقع محل قتل اوست با حضور تمامي شخصيت هايي که به عنوان مظنون در نظر گرفته شده اند ايده اي بکر بوده است و فضاي ذهني تدين را به عينيت درمي آورد.

 

برخي از بازيگران در «گناهکاران» حضوري کوتاه اما موثر دارند. براي مثال بايد از مهتاج نجومي نام برد که نقش يک زن پزشک را در پزشکي قانوني ايفا نموده است. حضور او به يک صحنه خلاصه مي شود اما شخصيت پردازي او بسيار قوي است و بازي وي در قالب موجودي بي احساس که شغلي حساس را بر عهده دارد بسيار خوب از آب درآمده است. نسرين مقانلو (مهوش) نيز حضوري تأثيرگذار در فيلم دارد و با آنکه يکي از کاراکترهاي هميشگي اش را تکرار کرده اما در قالب نقش به خوبي مي نشيند. با اينکه بازيگران زيادي در «گناهکاران» حضور يافته اند اما نمي توان به شخص خاصي در فيلم اشاره کرد زيرا به جز جوان و قريبيان باقي بازيگرها بازي آنچنان زيادي ندارند و حضور کوتاهشان تنها قرار است بخشي از عنصر گره افکني را در درام کامل کند.

پرداخت، اما يکي ديگر از مهمترين بخش هاي فيلم پليسي – جنايي است و در ايران عموماً بيشتر فيلم هاي اين ژانر از اين بخش کار بيشترين ضربه را مي خورند. «گناهکاران» اما پرداخت خوبي دارد. صحنه هاي اکشن غيرطبيعي از آب درنيامده اند و البته فيلم همانند نوآرها و نئونوآرهاي غربي بيش از آنکه صحنه ضد و خورد و درگيري فيزيکي داشته باشد، درگيري هاي لفظي و ضد و خوردهاي کلامي دارد! به عبارتي، نقش کلمات بُرّنده تر و تأثيرگذارتر از نقش جدال هاي فيزيکي است.

گره گشايي کار همان طور که پيشتر هم ذکر شد، بسيار غافلگيرکننده است و در جاي درستي از فيلمنامه قرار گرفته است. انتهاي فيلم برخلاف ديگر فيلم هاي پليسي، تلخ و ناعادلانه است! ارتقاي روانگر و از کار برکنار شدن تدين در حالي صورت مي پذيرد که روانگر يک قاتل است. او آسمان را سلاخي کرده و خون بدنش را تخليه نموده تا او را پالايش کند اما آيا خود او يک گناهکار نيست؟! … آيا همه آن آدم ها به نحوي گناهکار نيستند؟!

 … اين سوالي ست که براي هر مخاطبي پس از پايان فيلم پيش مي آيد و تلخي پايان، اثباتي است بر اين ادعا که قريبيان به طرز کاملاً شجاعانه اي پا از دايره روزمرگي سينماي ايران فراتر گذاشته و ژانري جديد را به سينماd ايران معرفي مي کند و آن ژانر «نئو نوآر» است.

نویسنده: یاسمن خلیلی فرد – بانی فیلم آنلاین

آخرین مطالب این بخش داستان کوتاه

محمد بلوری در مطلبی با عنوان «نامه‌های دو ریالی عاشقانه» در روزنامه «ایران» نوشته است: نوجوانی شانزده ‌ساله بودم که دو روز مانده به تحویل سال نو در کوچه‌مان عاشق ملیحه، دختر مرتضی خان باغبان شدم. آن روز از مدرسه...
اتوبوس دیر کرده، من خسته‌ام، چشم‌هایم سرخ شده از بی‌خوابی، حوصله ندارم. زن کنار دستی اما تمیز و مرتب است، هر روز می‌بینم اش، همیشه همین قدر مرتب است و لبخند می‌زند. امروز اما انگار توی فکر است. کمی بعد...
آهنگری پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی‌اش چیزی درست به نظر نمی‌آمد. حتی مشکلاتش مدام بیش‌تر می‌شد. یک...
مانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش "سارا" ،براي ديدن پدربزرگ و مادربزگ رفته بودن به مزرعه. مادربزرگ يه تيرکمون به مانی داد تا باهاش بازي کنه. موقع بازي مانی به اشتباه يه تير به سمت اردک خونگي مادربزرگش...


  • فیلم سینمایی خانه دختر