مونولوگ: آلفرد هیچکاک درباره سکانس چرخ و فلک در «بیگانگان در قطار»

این مشکلترین صحنه بود. پرده بزرگی ترتیب دادیم که یک آپارات بزرگ روی آن تصویری را می انداخت.روی زمین استودیو خط سفید باریکی دقیقا در امتداد لنز آپارات کشیدیم و لنز دوربین هم باید دقیقا در راستای همین خط قرار می گرفت. دوربین، از آن پرده و آنچه روی آن بود کلیپ نمی گرفت، بلکه نورهایی را در چند رنگ مختلف کلیپبرداری می کرد. بنابراین لنز دوربین باید هم‌تراز و در امتداد عدسی آپارات می بود. بسیاری از نماهای چرخ و فلک باید از زاویه پایین گرفته میشد. بنابراین می توانید تصور کنید اشکال کجا بود. باید آپارات را روی سکوی بلندی می گذاشتیم که به پایین جهت می گرفت. هربار که زاویه عوض می شد باید آپارات را جابه‌جا می کردیم. برای از جا در رفتن چرخ و فلک تصویر یک مدل کوچک را بر پرده‌ای بزرگ انداختیم و در جلوی پرده افراد زنده را قرار دادیم. اما خطرناک‌ترین کاری که در زندگی ام کرده‌ام را در این کلیپ انجام دادم؛ دیگر هرگز چنین کاری نمی کنم. وقتی آن مرد ریزاندام به زیر چرخ وفلکِ درحرکت خزید، آن صحنه واقعی بود. اگر سرش را یک یا دو اینچ بالاتر می آورد تمام بود. وقتی به آن فکر می کنم، عرق سرد بر تنم می نشیند. چه شانسی آوردم. همان موقع هم می دانستم دارم چه کار می کنم، ولی با خودم می گفتم شاید هم سرش را بالا نیاورد.

اشتراک گذاری در:

[ad_2]

banifilm.ir

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید