عکس ها / آیا هاشمی رفسنجانی یک فال گیر است؟

او یک فالگیر نیست. خودش را پیشگو هم نمی‌داند. اما سایت اطلاع‌رسانی‌اش پر از پیش‌بینی و عاقبت‌سنجی است. علاقه فراوان ‌اکبر هاشمی رفسنجانی به پیش‌بینی آینده سیاسی و اجتماعی دیگران موجب شده است که واژه عاقبت جایگاه ویژه‌ای در تیترها و متون سایت اطلاع‌رسانی وی داشته باشد.

یک سایت طرفدار محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران اینگونه و با این ادبیات نوشت و  ادعا  کرد:

او یک فالگیر نیست. خودش را پیشگو هم نمی‌داند. اما سایت اطلاع‌رسانی‌اش پر از پیش‌بینی و عاقبت‌سنجی است. علاقه فراوان ‌اکبر هاشمی رفسنجانی به پیش‌بینی آینده سیاسی و اجتماعی دیگران موجب شده است که واژه عاقبت جایگاه ویژه‌ای در تیترها و متون سایت اطلاع‌رسانی وی داشته باشد.
صفحه اصلی سایت هاشمی رفسنجانی معمولا یک یا چند واژه عاقبت در تیترها و متن‌ها دارد. جست‌وجو در اخبار آرشیو شده این سایت نیز شما را به عاقبت‌ های زیادی می‌رساند که البته بسیاری از آنها با واژه پیش‌بینی همراه است: پیش‌بینی هاشمی از عاقبت…

جدیدترین مصداق این موضوع در سایت وی به پانزدهم اردیبهشت امسال مربوط می‌شود؛ با این تیتر: پیش‌بینی هاشمی از عاقبت استبداد عوام که گزیده سخنان وی در خردادماه ۱۳۸۹ را دربرمی‌گیرد. البته این تیتر به خاطر برخی انتقادها بلافاصله تغییر کرد اما تصویر تیتر ابتدایی موجود است.

علاقه هاشمی رفسنجانی به گره زدن عاقبت افراد با صدام نیز موضوعی است که در کلیت سایت اطلاع‌رسانی وی مشهود است. مثلا تیتر دهم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۳: عاقبت روال ٨ سال گذشته، شبیه صدام بود! که در متن آن ادعا شده مذاکره با آمریکا، مصداق اعتدال است. یا این تیتر در سی‌ام مهرماه ۱۳۹۲: صدا و سیما از عاقبت صدام عبرت بگیرد! که در آن با نقل خاطراتی از عملکرد در دوران جنگ تحمیلی، نسبت به آنچه که وی شانتاژ خبری خوانده، هشدار داده است.

 

 

 

رییس‌ دولت‌های پنجم و ششم نه‌تنها عاقبت روال دو دولت قبل نهم و دهم را شبیه صدام می‌داند، بلکه برای صدا و سیما هم پیغام عبرت‌آموزی از عاقبت صدام را ارسال می‌کند و در جای دیگری این تیتر را برمی‌گزیند: پیش‌بینی هاشمی از عاقبت احمدی‌نژاد و سپس مخاطب را به این نتیجه می‌رساند: ضرغامی از عاقبت احمدی‌نژاد عبرت نگرفته؟

 

هاشمی برای هر چیز و کسی که می‌خواسته و می‌توانسته، یک عاقبت پیش‌بینی و آن را در سایت خود منعکس کرده است: عاقبت مهندس قلابی نوقی! (پنجم مرداد ۱۳۹۲)، عاقبت بیمه تامین اجتماعی (بیست و هفتم مردادماه ۱۳۹۲)، عاقبت مرگ بر امریکا (پانزدهم مهرماه ۱۳۹۲)، عاقبت اعضای لشکرالاحواز (بازخوانی خاطرات آبان ۱۳۶۹)، عاقبت جنگ عراق و کویت، عاقبت ساده‌زیستی شعاری (چهاردهم فروردین ۱۳۹۳)، عاقبت جناح راست (پانزدهم شهریورماه ۱۳۹۱)، عاقبت برخی مداحان (چهارم آبان‌ماه ۱۳۹۲)، عاقبت نفت در جیب مردم (بیست و پنجم آذرماه ۱۳۹۱)، عاقبت جنگ، عاقبت صدام (از جمله یکم مردادماه ۱۳۹۰ و یکم دی‌ماه ۱۳۹۰)، عاقبت قطعنامه ۵۹۸ (پنجم فروردین ۱۳۹۱)، عاقبت مذاکرات عرفات (نهم شهریور ۱۳۸۹)، عاقبت مذاکرات ژنو (هجدهم اسفند ۱۳۹۲)، عاقبت به مجلس رفتن برخی افراد (شانزدهم آبان ۱۳۸۹)، عاقبت ضرغامی، عاقبت صدا و سیما، امیدی برای عاقبت بخیری احمدی‌نژاد ندارم (سوم اردیبهشت ۱۳۹۲) و…

 

 

 

 

 

 

هاشمی رفسنجانی اما در مواجهه با عاقبت خودش نظر مثبتی دارد؛ این تیتر: هاشمی عاقبت بخیر شد! (چندین تیتر از جمله پنجم تیرماه ۱۳۹۲)
بارها و بارها عاقبت بخیری هاشمی در بالا، پایین، چپ، راست و میانه سایتش تیتر شده است.

علاقه به عاقبت در شعر و ادبیات هم چیزی است که هاشمی رفسنجانی نتوانسته است آن را در اظهارات و سایت خود کتمان کند: عاقبت زان در برون آید سری (بیست و چهارم اردیبشهت ۱۳۹۲)؛ نیست بیماری چو بیماری دل، عاقبت ما را بدان سر… (دیدگاه میهمان/ بیست و هشتم اسفندماه ۱۳۹۰)

شاید ذکر این موضوع ارتباط چندانی به بحث نداشته باشد اما در سایت هاشمی حتی به فردی اشاره شده که نام کوچک وی عاقبت است: آقای‌ «عاقبت‌.ر» استاندار معزول‌ سیستان‌ و بلوچستان‌ آمد و از وزارت‌ کشور گله ‌داشت‌… (بازخوانی خاطره پنجم تیرماه ۱۳۶۲ / از کتاب آرامش و چالش، خاطرات هاشمی)

جست‌وجو در سایت اطلاع‌رسانی هاشمی رفسنجانی درباره عبارت عاقبت شما را به نتایج بسیار بیشتری می‌رساند که ذکر آن در این یادداشت از حوصله مخاطب خارج است. اما به راستی چرا علی‌اکبر هاشمی تا این اندازه علاقه‌مند به ذکر پیش‌بینی‌های خود از عاقبت افراد است؟ این سوالی است که پاسخ به آن می‌تواند با تحلیل‌ها و بررسی‌های مختلف اجتماعی، تاریخی، روانشناسی و… امکان‌پذیر باشد.

سیاستمدار هشتادساله ایرانی که مسئولیت‌ها و فعالیت‌های زیادی در دوران زندگی شخصی و اجتماعی خود داشته است، تلاش می‌کند تاریخ سه دهه اخیر ایران را از نگاه خود و البته مطابق با خواستش نگارش کند. او از این طریق پیام‌هایی را به نسل امروز و آیندگان منتقل می‌کند. از طرفی می‌خواهد نسل امروز را به این نتیجه برساند که تمام پیش‌بینی‌های او درست است. چرا که در بازخوانی خاطرات هاشمی در سایت و کتاب‌هایش اصلا به مواردی برخورد نمی‌کنیم که او مستقیما اقرار کند که پیش‌بینی‌اش درباره یک موضوع بسیار مهم اشتباه بوده است. ما در اظهارات و خاطرات او گاه با ادبیاتی شبیه فیلم‌نامه مواجه هستیم که در آن بهرمانی در نقش قهرمانی بی‌مثال به میدان می‌آید و نه‌تنها مانند یک ناجی ناگهان ظاهر می‌شود و نشان «Z» خود را روی زمین حریف حک می‌کند، بلکه عاقبت مخالفانش را نیز علاوه بر پیش‌بینی، به آستانه تحقق می‌برد و خودش و جامعه را نجات می‌دهد.

آنچه از ظاهر مطالب و تیترهای سایت هاشمی برمی‌آید این است که کشور در شرایط کنونی مطابق خواست و پیش‌بینی او در حرکت است، به دولتمردان مشورت می‌دهد، جایگاه ویژه‌ای در تصمیمات دارد و اگر در سال‌های اخیر به او رجوع می‌شد شرایط اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی مملکت اسفناک ﴿!﴾ نمی‌شد. شاید هم پیام هاشمی برای جوان‌ها و البته هم‌سن و سال‌های خودش این است که هرچه در این هفتاد-هشتاد سال از جمله سی سال اخیر گفتم درست بود؛ خودم عاقبت بخیر شدم اما خیلی‌ها نشدند و عاقبت آنها دقیقا آن چیزی بود که من فکر می‌کردم. بنابراین فعلا من ناجی هستم و نباید از من عبور کرد! این فقط یک نمونه در سایت وی است: خدا کند هاشمی بیاید… خدا کند هاشمی بماند. (یکم اردیبهشت ۱۳۹۳)

اما پیام او برای آیندگان چیست؟ شاید او در این اندیشه است که تاریخ‌نگاری‌اش برای مورخان یک سند شسته‌رفته و آماده باشد و آیندگان با خواندن این خاطرات، قضاوت مثبتی درباره هاشمی کنند. آقای هاشمی باید در نظر داشته باشد که مورخان و آیندگان منابع مهمتر و بیشتری در اختیار دارند و شاید نظر آنها درباره عاقبت هاشمی رفسنجانی چیز دیگری باشد.

یک دیدگاه

  1. به هرحال بایداز تجربه قدیمیها استفاده کرد مویی سپید کرده اند وراه پر پیچ وخمی پیموده اند

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید