عطاران اسیر زرق و برق جشنواره کن نشد/ یک آدم متفاوت در جمع ستاره‌های سینمای جهان

احمد احمدی تهیه‌کننده «رد کارپت» که این فیلم بر اساس سفر وی و رضا عطاران به جشنواره فیلم کن در فرانسه شکل گرفته است درباره روند ایده‌پردازی، نگارش فیلمنامه و ساخت اثر توضیح داد.

خبرگزاری مهر: احمد احمدی سالها در سینما در حوزه عکاسی، فیلمبرداری و تهیه‌کنندگی آثار کوتاه حضور داشته است. وی امسال در سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر با تهیه‌کنندگی «رد کارپت» ساخته رضا عطاران حضور دارد.

این فیلم دومین ساخته بلند سینمایی عطاران است که عمده فیلمبرداری فیلم در فرانسه و در حاشیه جشنواره فیلم کن انجام شده است. در همین ارتباط با احمدی به عنوان اولین تجربه تهیه‌کنندگی در حوزه سینمای بلند و همکاری با عطاران، شکل گیری ایده اولیه، شرایط کار در خارج از کشور و … صحبت کردیم.

حاصل این گفتگو را می‌خوانید:

*شما سالهاست که در پشت صحنه سینما در حرفه عکاسی فعالیت می‌کنید چطور وارد حرفه تهیه‌کنندگی فیلم بلند شدید؟ چرا برای کار اول سراغ رضا عطاران رفتید؟

– به عقیده من پیشینه افراد خیلی مهم است. من از زمانی که خودم را شناختم با سینما درگیر بودم؛ از سن ۸ یا ۹ سالگی. من همان زمانها فیلم «عقاب‌ها» را شاید ۳۰ بار دیدم.

از سال ۷۰ با فیلمبرداری پشت صحنه فیلم «روز واقعه» وارد سینما شدم. کم کم به سمت عکاسی سینما گرایش پیدا کردم زیرا فکر می‌کردم با عکاسی می‌توانم به چیزهایی که در سینما می‌خواهم، نزدیک می‌شوم. البته من همچنان کار فیلمبرداری را ادامه می دهم. تهیه کنندگی هم یک تجربه است و خیلی این کار را دوست دارم.

* فکر می‌کنم ایده اولیه کار متعلق به شما است و بعد از آن به سراغ عطاران رفتید.

-یک ایده‌ای از سال ۲۰۱۰ که در جشنواره بین‌المللی کن حضور داشتم در ذهنم شکل گرفت. احساس کردم این ایده می‌تواند دستمایه یک فیلم کوتاه شود. چون پیشینه کار تولید و فیلمبرداری سینمای کوتاه را داشتم، به ذهنم رسید که می‌توانم این را هم مانند دیگر کارهای کوتاهم به سرانجام برسانم اما مدتی که از این موضوع گذشت احساس کردم کار من نیست. اگر در مقطعی هم کار کوتاه کردم می خواستم تجربه کنم و قراری با خودم نداشتم که فیلمساز شوم.

*وقتی در جشنواره کن حضور داشتید، چه ویژگی و یا چه وجهی از این جشنواره برای شما جذاب بود که فکر کردید می تواند به عنوان ایده یک فیلم مطرح شود؟

– خود جشنواره کن برای من جذاب نبود بلکه وجه انسانی آن برایمان جلوه کرد. همه به نوعی درگیر سینما هستند و آن را دوست دارند. برخی ظاهر آن برایشان جذاب است و برخی دیگر وارد باطن سینما شده ولی ظاهر را هم می بینند. البته این ظاهر و باطن خیلی با هم متفاوت است.

احساس کردم در آن زرق و برق و دنیای اشرافی گری مدلها و …در جشنواره کن ممکن است انسانی قرار بگیرد که کاملا متضاد آنها است؛ به لحاظ موقعیت و حتی شرایط مالی. اما همین فرد دغدغه سینما را دارد حال باید دید در این شرایط چه اتفاقی ممکن است رخ دهد و لحظاتی خلق شود.

این برای من به عنوان یک ایده فیلم کوتاه مطرح بود که برای عطاران تعریف کردم.

* پس ایده را رفاقتی با وی در میان گذاشتید نه به عنوان یک پیشنهاد فیلمسازی.

– نه اتفاقا کاملا به عنوان همکاری در یک پروژه به عنوان کارگردان با وی مطرح کردم. از طرفی به روحیات وی آشنا بودم و می دانستیم چه دغدغه ای در فیلمسازی دارد. من در فیلم «تیغ زن» عکاس بودم و وی به عنوان بازیگر حضور داشت.

می دانستم که قطعا حضور وی برای چنین ایده ای تاثیرگذار است. چون ایده فقط در همین چند خط بود و نیاز داشت فیلمسازی وارد ساخت آن شود که به ایده شکل دهد. چون بخشی از کار هم مستند بود و به هچی وجه چنین صحنه‌هایی را نمی‌توانستیم از قبل طراحی کنیم.

این کار نیاز به یک ذهن خلاق داشت که هم بداهه را خوب بشناسد و هم به واقعیت جاری در زندگی خوب اشراف داشته باشد. به همین دلیل به سراغ وی رفتم. اگر رضا عطاران این ایده را نمی پذیرفت، قطعا «رد کارپت» ساخته نمی شود.

* فکر می‌کنم سفر به جشنواره کن در سال ۲۰۱۳ برای عطاران برای اولین بار اتفاق افتاد. پس با این حساب شما با کارگردانی کار کردید که خیلی ذهنیت خاصی از فضا و اتمسفر این جشنواره و حاشیه‌های آن نداشت و به یکباره او را وارد این فضا کردید تا فیلم را کارگردانی کند.

– نه اینگونه نبود. درست است که وی قبلا چنین سفری نداشته است اما ما باید این موضوع را هم در نظر می گرفتیم که این جشنواره در چندین روز برگزار می شد و ما باید از تمام این زمان استفاده می کردیم. قطعا چنین موضوعی که شما عنوان می کنید بدون داشتن فضا و اتمسفر از قبل امکان پذیر نبود.

من بعد از مطرح کردن طرح دوباره در سال ۲۰۱۲ یک سفر به کن داشتم. در آن زمان شرایط تولید را فراهم کردم و چیدمان را در نظر گرفتم. تمام لوکیشنها، ورود و خروج به کاخ جشنواره، فرش قرمز، حضور بازیگران و چهره ها و… را عکاسی و فیلمبرداری کردم. من ذهنیت تصویری وی را از این طریق ساختم.

پس از این سفر تقریبا با هم مدام در جلسه بودیم و صحبت می کردیم. در این جلسات بود که احساس کردم عطاران درگیر شده است. در مراحل بعد بیشتر من شنونده بودم چون او کاملا به فضایی که می خواستیم رسید.

* به هر حال شما باید این موضوع را در نظر می گرفتید که عطاران تا کنون در چنین جشنواره ای حضور نداشته و ممکن است درگیر زرق و برق و ظاهر ماجرا شود و شما را از خط داستانی که مدنظرتان بود دور کند.

– در این بخش مهم است که شما قرار است با چه کسی کار کنید. من ایمان داشتم عطاران در این زمینه موفق می شود چون به نوع نگاهش به آدمها و جامعه کاملا واقف بودم. می دانستم نگاه وی کلاسه شده نیست و تلاش می کند به داخل و بطن زندگی آدمها ورود کند تا زندگی را به تصویر بکشد. به همین دلیل خیالم راحت بود.

من فقط در یک بخش کار دلهره داشتم. از ابتدا فکر می کردم که ما باید با یک فیلمنامه کامل به این سفر برویم و بعد بر اساس آن کار را جلو ببریم اما بعدها متوجه شدم که این فکر من کاملا اشتباه بوده است. در جشنواره کن متوجه شدم که نوع فیلمسازی و نگاه عطاران به اینگونه کارها نمی تواند کلاسه شده و با چیدمان کامل باشد.

«ردکارپت» فیلم پروداکشن نیست که همه اجزا آن از قبل چیده شده باشد. اگر هر اتفاق دیگری به غیر از این فضاسازی که ما در این کار داشتیم رخ می داد همه چیز به هم می خورد. نوع کار ما در این پروژه کاملا متفاوت بود.

*پس شما بخش عمده کار را از همان فضا گرفتید؟

– این برمی گردد به ذهن خود فیلمساز. فیلم به نوعی خلاقیت در لحظه است.

* در بخش هایی از فیلم می بینیم که عطاران به عنوان بازیگر با چهره های سرشناسی از سینمای دنیا همچون جیم جارموش دیالوگ برقرار می کند. این صحنه ها چگونه شکل گرفت؟

– من از قبل برنامه ریزی می کردم و بر اساس جدول نمایش فیلم ها می دانستیم که قرار است هر روز چه فیلمهایی به نمایش در آید و چه اتفاقی بیفتد یا فرش قرمز کدام فیلم است و قرار است چه کسانی بیایند. از قبل به تمام این موضوعها فکر می کردیم.

البته مواردی هم داشتیم که عطاران شب که راشها را می دید بر اساس آنها متن می نوشت.

فیلمسازی عطاران در این فیلم یک نوع خلاقیت لحظه ای است. مانند عکاسی که در لحظه اتفاق می افتد.

* از همان ابتدا به حضور رضا عطاران به عنوان بازیگر هم فکر کرده بودید؟

– من خودم دوست داشتم وی حتما بازی کند. اتفاقا عطاران پیشنهاد داد که من کارگردانی کنم و او بازی کند، اما من نمی خواستم به سمت کارگردانی بروم.

کاراکتر اصلی فیلم به شدت به رضا عطاران نزدیک بود. کارگردانی و بازیگری عطاران در این فیلم یک وزنه ای است که اگر یکی از آنها را بر می داشتیم قطعا اتفاقی که الان در فیلم افتاده است، رخ نمی داد و تمام چیدمان بهم می خورد.

*چقدر از کار در همان جا شکل گرفت و یا همان شب به شب که عنوان کردید نوشته می شد؟

– تقریبا بخش مستند را عطاران می نوشت. البته ما بدون ذهنیت چنین صحنه های مستندی را نمی‌گرفتیم.

* آیا سکانس های مستندی داشتید که ترجیح دادید استفاده نکنید. به طور نمونه مثل همین صحنه جیم جارموش.

– نه مانند این صحنه. فکر میکنم همین اندازه کفایت می کرد. چرا که ممکن بود فیلم تبدیل به یک آلبومی از چهره های مطرح شود.

*درباره پایان بندی فیلم، آیا از ابتدا به آن فکر کرده بودید و یا بر اساس فضای موجود در کشور فرانسه و مجموعه شرایطی که برای شما رخ داد این پایان را برایش در نظر گرفتید.

– من ترجیح می دهم درباره این بخش صحبت نکنم و خود فیلم حرفش را بزند.

* آیا باز هم تجربه تهیه کنندگی را ادامه می دهید؟

– این برمی گردد به شرایط. اگر مضمونی ذهن من را درگیر کند قطعا این کار را می کنم چون به این حرفه علاقمند شدم.

* با عطاران چی؟

– من واقعا کار کردن با وی را دوست دارم. وی انسان بسیار شریفی است. همانطور که در شخصیت اصلی فیلم یک سادگی می بینیم در خود وی نیز همین ویژگیها وجود دارد. فرصتی شود حتما این کار می کنم اما قابل پیش بینی نیست. اگر شرایطی پیش بیاید حتما این کار می کنم.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید