جمعه, ۲۳ آذر ۱۳۹۷
»   فوتبال برتر | فوتبال ایران  »   شوخی ‌های مرد مرده؛ یادداشت روبرت صافاریان برای فیلم «پله آخر»
۲۵ آبان ۱۳۹۲ , ساعت ۲۰:۵۹

در ستایش آخرین ساخته سینمایی علی مصفا: نگاهي به فيلم سينمايي پله آخر

شوخی ‌های مرد مرده؛ یادداشت روبرت صافاریان برای فیلم «پله آخر»

چند چیز در «پله آخر» هست که آن را از یک فیلم «تجربی» آماتوری فراتر می‌برد. وجه تکنیکی سینمای آماتوری منظورم نیست. «پله آخر» محصول همکاری عوامل حرفه‌ای است و دارای استانداردهای یک کار حرفه‌ای در حد خوب. اما فیلمی با این ایده می‌توانست در سطح ایده در جا بزند و فاقد پرداخت سنجیده و کنترل شده باشد. فیلم «پله آخر» خوشبختانه چنین نیست.

«پله آخر» فیلم داستان در داستان و به هم ریختن مرز داستان و واقعیت است؛ آنچه در طول فیلم می‌بینیم آیا داستان واقعی زن و مردی است یا داستان فیلمی است که زن در آن بازی می‌کند؟ و فیلمی است استوار بر مونتاژ که با برش زدن از این داستان به آن یکی و تکرار یک موقعیت از دیدگاهی دیگر در جایی دیگر، ما را به درون زمان و مکان فانتزی و غیرممکن می‌برد. اما این چیزها هیچ باعث نمی‌شود که فیلمی یک فیلم خوب بشود. این‌ چیزها این روزها به شدت باب است و من شخصاً نسبت به ارائه آن به عنوان نوآوری و تجربه‌گرایی آلرژی دارم. باید دید فیلمساز در کاری که کرده تا چه اندازه تبحر به خرج داده و فیلمش در پرداخت این ایده تکراری چه نگاه یا حرف بکری دارد؟


چند چیز در «پله آخر» هست که آن را از یک فیلم «تجربی» آماتوری فراتر می‌برد. وجه تکنیکی سینمای آماتوری منظورم نیست. «پله آخر» محصول همکاری عوامل حرفه‌ای است و دارای استانداردهای یک کار حرفه‌ای در حد خوب. اما فیلمی با این ایده می‌توانست در سطح ایده در جا بزند و فاقد پرداخت سنجیده و کنترل شده باشد. فیلم «پله آخر» خوشبختانه چنین نیست.

اول اینکه از نوع استفاده علی مصفا از داستان مردگان جیمز جویس واقعاً رو دست خوردم. از جایی که متوجه شدم اشاره زن به پسرکی که در ایام جوانی به خاطر او زندگی ‌اش را فدا کرده است بخشی از پایان داستان مردگان جیمز جویس است، در ذهنم شروع کردم به مقایسه ساختار شلوغ فیلمی که می‌دیدم با سادگی داستان مردگان و اینکه فیلم چطور پرت شده از کاری که جویس کرده است. اما به تدریج معلوم شد که فیلم «پله آخر» نه اقتباسی از داستان مردگان، بلکه استفاده‌ ای است از آن برای پیچیده‌ تر کردن مضمونِ داستان و واقعیت و متن و زندگی. فیلم با این داستان بازی می‌کند و زن از آن استفاده می‌کند تا واقعیتی را در زندگی‌ اش بیان کند، منتها واقعیت زندگی ‌اش شباهت کامل به داستان ندارد و به‌ خصوص فاقد آن مرگ تراژیکی است که در خاطره زن داستان جویس به زندگی ادامه می‌دهد.

اما تم حضور مرده‌ ها در دنیای زنده ‌ها موضوع فیلم «پله آخر» هم هست (همین‌ طور موضوع فیلمی که در این فیلم در دست ساخت است.) این بار شوهر بازیگر نقش اصلی فیلم است که مرده اما مرتب در ذهن زن حاضر است و با او حرف می‌زند. منتها حرف‌ های این مرده غالباً به شوخی آمیخته است و این آن چیزی است که زن را به خنده می ‌اندازد و نمی‌گذارد نقشش را درست بازی کند. مرگ موضوع فیلم هست، اما حُسن فیلم این است که به آن نگاهی طنزآمیز‌ و ظریف دارد. مرگ در این فیلم چیز تراژیک و فاجعه‌آمیزی نیست. چه شکل اتفاق افتادنش، چه برخورد اطرافیان به آن و چه شوخی‌ های مرد مرده (بدون اینکه تبدیل به یکی از آن فیلم‌ هایی شوند که مرده به میان زنده‌ ها می‌آید و شاهد رفتار معمولاً ریاکارانه آنهاست بشود) مرگ را هم مثل هر حادثه دیگری در زندگی دارای وجهی خنده‌ دار می‌بیند و طنز فیلم اندازه و ظریف است. نمی‌خواهد تماشاگر را به قهقهه بیندازد، می‌خواهد لبخند بر لب او بنشاند. اگر هم گاهی به لودگی نزدیک می‌شود، مانند صحنه رقص حاضران در مراسم ختم، به سرعت کنترل می‌شود و بدل به لحن اصلی فیلم نمی‌شود.

در پرداخت ایده داستان و واقعیت هم شاهد تازگی هستیم. چنین نیست که صحنه ‌هایی که در فیلم می‌بینیم برخی مالِ داستان واقعی و برخی دیگر مال داستانِ فیلم توی فیلم باشند. بسیاری از صحنه‌ ها می‌توانند مالِ هر دو باشند. نه با داستان در داستان، بلکه با داستانی سروکار داریم که معلوم نیست داستان است یا واقعیت. یا دو داستان که روی هم سوپرایمپوز شده‌اند. تازه داستان ‌های دیگری هم داریم: مردگان و مرگ ایوان ایلیچ. داستان‌ ها در جاهایی مثل هم‌ اند و در جاهایی از هم جدا می‌شوند. لایه چهارم (داستان چهارم) این واقعیت است که بازیگران فیلم در زندگی واقعی هم زن و شوهرند. همین ‌طور عوامل تولید فیلمی که در فیلم شاهد ساخته شدنش هستیم بسیاریشان عوامل فیلم پله آخرند. همانند داستان دو لایه فیلم «پله آخر» با زندگی واقعی خارج آن، به گونه ‌ای دیگر تم فیلم را تکرار می‌کنند. اما فیلم تنها بر این تودرتویی استوار نیست و با لحن شوخ خود و نشان دادن احساسات پنهان و پیچیده آدم ‌های قصه (که همزمان آدم‌ های قصه مردگان، فیلمِ «پله آخر»، فیلمی که در فیلمِ «پله آخر» ساخته می‌شود و زندگی واقعی هستند) و پرهیز از تبدیل فیلم به یک پازل (یعنی ساختن موقعیتی که بیننده به جای لذت بردن از رابطه آدم‌ ها مدام به فکر جفت و جور کردن تکه‌ ها و حل معما باشد) ما را نگاه می‌دارد.

از نظر بصری هم فیلم کارهای جالبی کرده است. ایده اسکیت ‌بازی علی مصفا و طرز تدوین آن در ابتدای فیلم چنان است که مرز باریک مرگ و زندگی به بهترین نحو به بیننده القا می‌شود. ایده «پله آخر» قناس ایده خوبی است برای تبدیل شدن به نشانه مرگ و همین ‌طور یکی شدن مرگ با صدای آواز معینی که جای جای فیلم می‌شنویم و بخش طنزآمیزش اینکه ضربه نوار کاست همین آواز به سر مرد باعث مرگ او می‌شود.

 

«پله آخر» البته بخش ‌های اضافی دارد. مثلاً شخصیت زنی که در بستر نشسته و کتاب تایپ می‌کند، کارکرد چندانی ندارد و تنها موقعیت را شلوغ ‌تر می‌کند. اینکه مرد دوم فیلم (دکتر) در فصلی نزدیک انتهای فیلم داستان مردگان را از روی کتاب آن زن جور دیگری می‌خواند اینقدر اهمیت ندارد یا می‌توانست با تمهید دیگری تأمین شود. در جاهایی هم فیلم به سمت همان معمایی شدن مخلی میل می‌کند که در بالا گفتم. در مجموع شاید اندکی فشرده است. یعنی تعداد عناصر آن و تعداد پیچ و خم‌ هایش از اندازه ‌ای که تجربه تماشای آن را به تجربه ‌ای مفرح بدل سازد، فراتر می‌رود. اما این اشکالات خوشبختانه بر فیلم مسلط نمی‌شوند و فیلم در مجموع کار خود را می‌کند و اثر خود را می‌گذارد.

منبع: سایت مد و مه | نویسنده: روبرت صافاریان

آخرین مطالب این بخش فوتبال برتر | فوتبال ایران

هر چقدر مدیران فدراسیون فوتبال تلاش می‌کنند، شرایطی را فراهم کنند که صدای اعتراض سرمربی تیم‌ملی فوتبال بلند نشود و هر چقدر هم که مصاحبه کنند و توضیح بدهند کی‌روش قطعا تا جام ملت‌های آسیا سرمربی تیم ملی است و...
عادل فردوسی پور که همیشه برای داشتن تایم اضافه در تلویزیون دعوا دارد ، این هفته 90 را اقلا نیم ساعت زودتر تمام کرد و درحالی که مشخص بود منتظر مانده تا آیتم های مربوط به بازی نساجی و خونه...
حتما خبر دعوای مقامات ایران و عربستان در جایگاه ویژه بازی ایران و عربستان را شنیده اید. دعوایی که بین مقامات همراه تیم ایران و تنها نماینده ویژه عربستان در جایگاه رخ داده است. هادی ساعی که در بطن دعوا بوده...
عبدالصمد ابراهیمی یک روز بعد از اینکه حمید گرشاسبی مدیر پرسپولیس خواهان اهدای کاپ قهرمانی سوپرجام فوتبال ایران به پرسپولیس شد ، مدعی شده استقلالی ها اصلا به کمیته انضباطی شکایت هم نکرده اند. پس از اینکه استقلال در سوپرکاپ لیگ...


  • فیلم سینمایی خانه دختر