شعر کمترین فضیلتی بود که می‌شد در سیدحسن حسینی یافت


به گزارش خبرنگار مهر مراسم رونمایی از دو عنوان کتاب تازه منتشرشده از مرحوم سیدحسن حسینی با عنوان بال‌های بایگانی و سکانس کلمات شب گذشته با حضور جمعی از شاعران کشور در انجمن شاعران ایران برپا شد.


در این مراسم پس از سخنرانی سهیل محمودی، فاطمه راکعی و‌هادی خانیکی، سعید شهرتاش روزنامه‌نگار و همکار مرحوم حسینی در ماهنامه کیهان فرهنگی در سخنانی با اشاره به نحوه آشنایی با مرحوم حسینی گفت: من هم مانند خیلی‌ها با سید از طریق آثارش آشنا شدم یادم هست در سال ۵۸ که مجله سروش توسط پرویز خرسند منتشر می‌شد پرونده ویژه مرحوم علی شریعتی داشت و در آن پرونده نیز مرحوم حسینی  رباعی‌هایی در وصف دکتر شریعتی منتشر کرده بود و من اولین بار اسم او را در آنجا دیدم.


بعد از ماجرای حوزه هنری و جدا شدن آقای حسینی از حوزه، تنها از طریق آثارش با او در ارتباط بودم؛ تا اینکه در سال ۶۴ در نشریه کیهان فرهنگی ـ که من در آن زمان مسئول اخبارش بودم ـ مقالاتی از او منتشر شد و در نهایت هم در سال ۶۹ او به همراه محسن سلیمانی به این ماهنامه آمدم.


وی در ادامه با ذکر خاطره‌ای از مرحوم حسینی گفت: یادم هست در آن سال‌ها ماهنامه فیلم گفتگویی با احمد شاملو منتشر کرده بود که در آن شاملو از وضعیت زندگی‌اش در یک دوره خاص حرف می‌زد که شرایط فوق‌العاده سختی داشته و در آن گفته بود که برای امرار معاشش مجبور بوده است دیالوگ‌های فیلمفارسی‌های بازار را بنویسید. آن روز سید بعد از خواندن این مصاحبه به من گفت: «سعید! واقعا آدم در چنین وضعیتی باید چکار کند؟» و من تعجب می‌کردم از احساس همدلی شگفت‌انگیزی که درباره آن موقعیت خاص با شاملو کرده بود.


شهرتاش در ادامه با ذکر خاطراتی از همکاری‌اش با مرحوم حسینی در نشریه همشهری گفت: در سال ۷۷ سیدحسن حسینی طرحی به معاون پژوهشی وقت وزارت ارشاد که کسی جز احمد مسجدجامعی نبود، ارائه کرد تا در صورت پذیرش آن وی در قالب چند جلد کتاب با کمک من مجموعه تمام جملات قصار موجود در ادبیات فارسی را استخراج و منتشر کند که البته هیچ گاه در مورد این طرح و پذیرش آن به ما پاسخی ارائه نشد.


احمد مسجدجامعی رئیس شورای اسلامی شهر تهران سخنران دیگری بود و در ادامه این مراسم به اظهارنظر پرداخت. وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به اینکه بزرگواری آقای حسینی بعد از این جلسه برای وی روشن‌تر شده است، گفت: مرحوم حسینی صفای باطن و طبعی بلند داشت که موجب می‌شد مسائل و سختی‌های زیادی را تحمل کند و در عین حال هیچکدام از آنها هم مانع حرکتش نشد. او بنیانی را گذاشت که امروزه شاید کمتر از آن نام می‌بریم و آن چیزی جز جشنواره‌های رضوی نیست که امسال سیزدهمین دوره‌اش را پشت سر گذاشتیم. این جشنواره از همان وزارت ارشادی شروع شد که آقای حسینی از قائم مقامش دلخوری‌هایی را داشت که عنوان شد، اما با این حال در شکل دادن به جشنواره شعر رضوی که به بعدها به جشنواره‌های رضوی مبدل شد، مشارکت فراوانی از خودش به خرج داد و البته من هم هیچگاه در ایشان ندیدم که از آن ماجرایی که عنوان شد، دلخوری داشته باشد.


مسجدجامعی افزود: یادم هست یک بار با مرحوم حسینی صحبت می‌کردیم و به بیتی از معروف حافظ با این مطلع رسیدیم که «رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس» مرحوم حسینی به من گفت این بیت ذهن مرا بسیار به خودش مشغول کرده است و بسیار به این فکر کرده‌ام که حافظ که کلمات در چنگ او است، چه راز و رمزی در استفاده از کلمه «ولی» داشته است و در ادامه حسینی به من گفت که به منابع بسیاری مراجعه کرده تا متوجه شده است «ولی» به معنای  نم زدن باران پس از یک باران طولانی است.


مسجدجامعی تاکید کرد: فهم ادبی آقای حسینی در میان تمام دوستانش بسیار بدیع بود و تعابیری را به کار می‌برد که بسیار بی نظیر بود به اعتقاد من گزاف نیست اگر بگوییم در میان فضائل او شعر و شاعری کمترین فضیلت به شمار می‌رفت.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید