شخصیت های جذاب سریال را ماندگار می کنند

گروه تلویزیون- مجتبی احمدی: اصولاً د ر شکل گیری یک د استان جذاب و پرُلابیرنت تلویزیونی که بتواند  تماشاگر را پای خود  نگه د ارد  و د ر واقع پیگیر ماجرا باشد  چند  نکته مهم است، بکر بود ن قصه، سبک و سیاق روایت د استان، تعلیق ها و خطوط اتصال قصه ها، کشش د  استان و البته شخصیت های جذاب و د وست د اشتنی که د ر واقع تماشاگر با آنها احساس قرابت و همذات پند اری کند .

قهرمان پروری
بی شک یکی از فرمول های د رام، نگارش قصه براساس یک قهرمان محبوب و گره گشا است که تماشاگر او را به عنوان نوک هرم سریال یا ویدیو سینمایی با گذشت مد ت زمان کوتاهی از تماشای اثر قبول خواهد  د اشت و از او متوقع است که د  ر مقام قهرمان د استان جایگاهش را با رفتار و واکنش های خارق العاد ه و مهم و موثر نشان د اد ه و د ر لحظاتی مخاطب را حتی با تصمیم و اکتی ویژه شگفت زد ه سازد . د ر طراحی چنین شخصیتی نویسند ه باید  فوند اسیون کاراکتر را طوری بچیند  که تماشاگر د ر مقام د اور، او را آنطور که باید  بپذیرد . شخصیت های آبکی بد ون تعریف د رست و واقعی نمی توانند  تمام باور مخاطب را همراه خود  د اشته باشند  و د ر حقیقت وقتی باور تماشاگر با قهرمانی پوشالی روبرو شود  او را د وست نخواهد  د اشت و به او نزد یک نخواهد  شد ، هیچ حسی به او ند اشته و عملاً رفتار و واکنش های او برای مخاطب جذاب نخواهد  بود  با او شگفت زد ه نمی شود  و عملاً قهرمان با این خصوصیات شکل نخواهد  گرفت.
قهرمان با خصوصیات ویژه
طراحی و شکل گیری یک قهرمان دراماتیک باید  با د یگر شخصیت ها متفاوت باشد . د ر واقع او باید  با د یگر کاراکترها از زوایای مختلف د ارای تمایز باشد ، د ارای ویژگی های رفتاری و روانی خاصی نیست به د یگر بازیگران باشد  و د ر این راستا حتی نویسند ه گاهی به سمت اغراق و د رشت نمایی می رود  و تماشاگر نیز د ر این د رشت نمایی بد ون هیچ قرارد اد ی از قبل باورش را با اثر د رگیر می کند . او باید  با معمولی های قصه متفاوت باشد ، حتی اگر د ر قصه او را از جنس عام نشان می د هیم و قرار است با بقیه افراد  (شخصیت های آن قصه) د ر همه زوایا شبیه باشد  باید  به یکباره خود ش را جد ا کند  و تفاوتش را نشان د هد . عقید ه، توجه، برخورد  با مسائل، د غد غه، جرأت و شجاعت و… نماد هایی از کاراکتر قهرمان هستند  که متأسفانه د ر برخی از آثار نویسند ه د ر خلق کاراکتر قهرمان وجوه لازم را د ر نظر ند ارد  و حتی از طراحی یک شخصیت معمولی که می تواند  رفتار قهرمانانه د اشته باشد  هم عاجزاند . قهرمانان قابل باور نیستند  و نمی توان به آنها امید وار بود  اما یک اقد ام عجیب و غریب از آنها سر می زند  که مجبور به باور هستی!
روانشناسی شخصیت ها
شخصیت یا کاراکتر خاص باید  د ر د ل د رام تلویزیونی یا سینمایی شکل بگیرد ، د ر واقع براساس قصه، موقعیت روایت و اتفاقات کم کم شخصیت و خلق و خوی روحی و روانی او برای مخاطب تعریف می شود . هر انسانی د ارای ویژگی های اخلاقی متفاوتی است که د ر مواجهه با اتفاقات قصه به نمایش گذاشته می شود . متأسفانه برخی از شخصیت ها د ر سریال های تلویزیونی تا حد ود  زیاد ی تخت و تک بعد ی هستند ، یک ویژگی د ست مالی شد ه بد ون قابلیت های جذب کنند ه روی آن کاراکتر به زور سوار شد ه و تماشاگر را مجبور به باور کرد ه است. این د ر حالی است که توقع می رود  تمام رفتار، خصوصیات و واکنش های یک کاراکتر نزد یک به زند گی د ید ه شود ، حتی اگر قرار است او ویژگی عجیبی ند اشته باشد  هم باید  خصوصیاتی د ر رفتار و سکنات او ملموس باشد . اصولاً تماشاگر خیلی زود  از شخصیت های تک بعد ی که عمقی د ر نقش شان حس نمی شود  خسته می شود .
کاراکترهای سیاه، سفید  و خاکستری
قطعاً یکی از مهمترین وظایف نویسند ه یک سریال تلویزیونی و حتی اثر سینمایی تراشید ن کاراکترهای مثبت و منفی است، مرسوم است که می بینیم کاراکترهای مثبت طوری اعصاب خرد کن و مقد س و بی اشتباه ظاهر می شوند  که مخاطب آنها را پیش از اینکه یک آد م معمولی ببیند  یک انسان فرازمینی می بیند  این د ر حالی است که د ر برخی آثار ما نقش های منفی جذابی را می بینیم که تمام خصوصیات یک انسان واقعی را با خود  همراه د ارند  و د ر واقع د ر کنار وجوه منفی و سیاه وجود  مثبت و د وست د اشتنی شخصیت نیز د ید ه می شود ، د ر واقع او منفی صرف نیست، حتی اگر او یک قاتل است و د ر موقعیتی ویژه، تصمیم اشتباهی گرفته، قرار نیست او را تماشاگر یک سیاه صرف ببیند . اصولاً طراحی کاراکترهای خاکستری با تلورانسی از سیاهی و سفید ی جذابیت های یک شخصیت را د و چند ان می کند . تماشاگر تلویزیونی با د ید ن این شخصیت د ر لحظات مختلف خود  واقعی اش را د ر او جست و جو می کند  و د ر می یابد  که ویژگی های انسانی د ر ذات این کاراکتر نمایان است. او می تواند  عشق بورزد ، د وست د اشته باشد ، متنفر شود ، مهربانی کند  و د ر مقابل مهربانی واکنش نشان بد هد  و… اصولاً واقعیت یک کاراکتر زمینی باید  د ر وجوه شخصیت نهاد ینه شود  و پس از باور کاراکتر، د ر لحظات نمایش ابعاد  د یگر شخصیت او نیزد ید ه شود .
شخصیت های بی رمق
حتماً د ر سریال های تلویزیونی با کاراکترهای بی رمق و بی فاید ه مواجه شد ه اید . شخصیت هایی که حضورشان هیچ کمکی به د رام نمی کند ، هیچ کجای د استان تأثیرگذار نیستند ، ورود  و خروج شان از قصه د ر انفعال کامل است چرا که اصولاً نقشی منفعل و بی خاصیت د ارند . نویسند گان با د و هد ف از این شخصیت ها د ر قصه های شان استفاد ه می کنند ، گاهی برای ایجاد  تعلیق و شک و شبه برای مخاطب که ماجرای حضور این شخصیت د ر این بخش از قصه چیست و گاهی برای پر پرسوناژ شد ن د استان، هر د و هد ف از سوی تهیه کنند ه، نویسند ه و کارگرد ان ممکن است منطقی به نظر برسد  اما می توان کاراکترهای منفعل را هم جذاب تر و جالب تر طراحی کرد  و به تصویر کشید ، یک کاراکتر منفعل هم می تواند  د ر د ل قصه خود ش د ارای جهان بینی و اید ه ئولوژی خاص خود ش باشد . د ر واقع می توان با این نگاه به شخصیت بی تأثیر قصه، رمق بخشید  تا خود  آن کاراکتر جد ا از روایت قصه د ارای تاثیر و فاید ه و حتی تعریف باشد ، با این وصف که گاهی با حضور آنها، تماشاگر این حس را د اشته باشد  که قصه این فرد  اتفاقی جد ا از کل ماجراست و د ر نمایی جد ا از چهارچوب قصه، د ر د ل سریال قصه خود ش را د ارد ، هر چند  شاید  این قصه شکل نگیرد  و راه بیفتد ، آنچنان که هیچ جای د استان جاگیر و پاگیر نشود .
شخصیت های نصفه، نیمه
گاهی د ید ه می شود ، برخی شخصیت های سریال های تلویزیونی نیمه کاره وسط د استان رها می شود  با این وصف که اتفاقاً د ر لحظات حضورشان بسیار جذاب و د وست د اشتنی هستند ، جای د رستی د ر قصه د ارند ، گاهی حتی چفت و بست قصه هستند  و گاهی د استان برگرد ه آنها سوار است و می تواند  کم کم اد عای بیشتری از آنچه تا به آنجایی که حضور د اشته اند  نشان می د هند  اما این کاراکترها گاهی با هوشمند ی کامل نویسند ه و گاهی و یا اشتباه سهوی نویسند ه از د ور خارج می شوند  و تماشاگر حسرت حضور آنها را د ر د ل قصه می خورد . د ر برخی موارد  نویسند ه هوشمند انه و با هد ف از قبل تعیین شد ه کنار گذاشتن یک کاراکتر اصلی و ایجاد  شوک به مخاطب د ر نظرش بود ه و بسیار د قیق و حساب شد ه بار قصه را به د وش کاراکتر د یگری می اند ازد  و عملاً این اتفاق به روند  قصه ضربه ای وارد  نمی کند ، اما بسیار اتفاق می افتد  که نویسند ه د ر قد م اول این خروج کاراکتر را د ر ذهن د اشته و د ر حقیقت این تصمیم د ر زمان سیناپس نویسی رخ د اد ه و به بن بست رسید ه، که بارها شد ه د ر زمان پخش سریال خود  نویسند ه هم از این ماجرا پشیمان شد ه است.
شخصیت های کوتاه و مؤثر
یکی از ظرافت های کاری برخی از نویسند گان و خلق و طراحی شخصیت های کوتاهی است که د ر د ل یک سریال ۳۰ قسمتی، د ر حد  یک قسمت می آیند  و می روند  و به مراتب بیش از کاراکترهای مطول سریال موثر، جذاب و د وست د اشتنی هستند . قطعاً کار راحتی نیست که شخصیتی به سرعت بتواند  خود ش را معرفی و جایش را پید ا کند  و ضربه موثرش را بر پیکره د استان بزند  و از سویی د یگر خارج شود  د ر این شرایط کاراکتر می تواند  تا مد تهای متماد ی بد ون حضور فیزیکی ذهن مخاطب را د رگیر کند  و مخاطب هر لحظه فکر کند  که او باز می گرد د  و حتی این شک و شبهه ایجاد  می شود  که رفت و آمد  او باری از قصه خواهد  بود  که…
شخصیت های طناز
گاهی د ر د ل سریال های د رام حتی شاهد  طراحی شخصیت های طناز و جذابی هستیم که مبنای حضورشان (هد ف نویسند ه) ایجاد  پاساژ یا لحظات مفرح برای تغییر د مای کلی سریال است که می تواند  فضای قصه را گاهی سبک و گاهی این فرصت را به تماشاگر بد هد  که حواد ث، اتفاقات و حتی کاراکترهای د یگر را هضم کند  و د وباره به فضای کلی باز گرد د . معمولاً نویسند گان باهوش روی این کاراکترها حساب ویژه ای باز می کنند  چرا که اصولاً این شخصیت های د وست د اشتنی کمک می کنند  تا نویسند ه راحت تر بتواند  حرف های جد ی و مهم اش را د ر موقعیت هایی غیر از آنچه بر فضای کل کار حاکم است ارائه د هد ، د ر این شرایط انتخاب بازیگر خیلی مهم است که د ر بخش پایانی به آن خواهم پرد اخت. اما گاهی کاراکترهای کاملاً جد ی قرار است د ر موقعیت هایی کمد ی جای بگیرند ، د ر این شرایط قبل از طراحی و تراشید ن یک کاراکتر (به لحاظ روانی و حسی و جهان بینی و…) طراحی موقعیت جذاب د ر د ل سریال است که اهمیت د ارد . د ر واقع د ر این مد ل خاص، طراحی موقعیت رخ د اد ه بر شکل گیری شخصیت تأثیر د ارد  و کاراکتر د ر موقعیتی ویژه است که خود ش را تعریف می کند . این کاراکترها گاهی بد ون کوچکترین د یالوگ طنازانه ای برای تماشاگر جذاب واقع می شوند  و اصولاً بازیگر این شخصیت ها جایگاهی مهم و حیاتی د ارند  چرا که می توانند  با کوچکترین حرکت اشتباه حتی د ر میمیک چهره و نوع حرکت فیزیکی شان تمام ذهنیت نویسند ه را بر هم بزنند  بد ون اینکه خود شان. بد انند  این حرکت چقد ر با تعریف ذهنی نویسند ه ای که او را د ر آن بخش قصه جای د اد ه فاصله د ارد . بسیاری از نویسند گان د ر این شرایط علاقه مند  هستند  با کاراکترها نشست و برخواستی د اشته باشند .
نویسند ه و بازیگر
د ر نگاه اول این تفکر وجود  د ارد  که نویسند ه و بازیگر هیچ اصطکاک و برخورد ی با هم ند ارند  و اصولاً نیازی نیست تا این د و گروه د ر کنار یکد یگر بنشینند  و گپ و گفتی د اشته باشند  در حالی که بعضی مواقع این تفکر می تواند  ناد رست باشد . شاید  د ر نگاه اول اینگونه پیش بینی می شود  که ویدیونامه به د ست کارگرد ان می رسد  و کارگرد ان تحلیل اولیه را روی قصه، ویدیونامه و شخصیت ها انجام می د هد  و سپس این کارگرد ان است که رخ به رخ بازیگر می نشیند  و نقش را برایش تبیین و تشریح می کند . اما حضور نویسند ه گاهی می تواند  زند گی یک نقش را از این رو به آن رو کند . د ر واقع نویسند ه می تواند  کمک کند  تا بازیگر بیش از آنچه باید  به نقش نزد یک شود  و زوایای پنهان نقش روی کاغذ را از نویسند ه بگیرد . گاهی اوقات آنچه را نویسند ه از نقش می خواهد ، کارگرد ان د ر اجرا به آن نمی رسد . بسیاری از اوقات نویسند گان نقش را از زاویه ای معرفی می کنند  که اگر توضیحی صورت نگیرد  بازیگر نمی تواند  نقش را د رست به اجرا بگذارد . د ر واقع نویسند ه به عنوان خالق اول نقش می تواند  شخصیت را از بد و تولد  تا بود  از قصه برای بازیگر تشریح کند  طوری که بازیگر پیش از ویدیونامه خود ش را د ر نقش پید ا کند  و د ر اجرا به نکات جد ید تر و جد ی تری برسد .
بازیگر و شخصیت
شاید  نقطه عطف ماجرا وقتی شکل بگیرد  که یک نقش خوب و قوی روی کاغذ به د ست یک بازیگر ضعیف می رسد ، یا یک نقش ناقص و بی رمق به دست یک بازیگر کاربلد  و خلاق و حتی مولف! اینکه چه بازیگری چه نقشی را اجرا کند ، و چه اند ازه نقش را فهمید ه است و اینکه چقد ر به د نبال نمایش خود ش د ر آن اثر است، یا نمایش نقش د ر فینال قرار است چه از آب د ر بیاید  مهم و حیاتی است. گاهی اوقات نقش و اصولاً کاراکتر د ر ویدیونامه قوام کامل را پید ا نکرد ه و نیاز است پیش از اجرا نویسند ه، بازیگر و حتی کارگرد ان د ر مورد  آن نقش یک چلنج مفصل د اشته باشند . (البته د ر این سالها د اشته ایم بازیگرانی را که بد ون توجه به اینکه نقش چه د ارد  و چه ند ارد  کاراکتر را بازی می کنند  و هر آنچه را فهمید ه اند  و نفهمید ه اند  با رتوش های سطحی کارگرد ان سر صحنه به تصویر می کشند ). د قت بازیگر به اینکه قرار است د ر اجرای نقش از کجا به کجا برسد  بسیار مهم است. بسیاری از بازیگران هستند  که تا متوجه نشوند  شخصیت شکل گرفته د ر آن د استان چه می خواهد ، چه می گوید  و قرار است به کجا برود  تن به بازی د ر آن نقش نمی د هند . چرا که معتقد ند  باید  کاراکتر را کامل د ر د نیای آن قصه پید ا کنند  تا بتوانند  نقش را به نحو احسن اجرا کنند . اصولاً د ر این شرایط اینکه کد ام بازیگر این نقش را بازی کند  مهم است. قطعاً توانایی، خلاقیت، نوع د ید گاه و البته استعد اد  یک بازیگر د ر شناخت یک نقش د ر د رآمد ن آن نقش مؤثر است. د ر این شرایط باید  گفت بسیاری از شخصیت های خوب و خوش قوام و جذاب به د ست بازیگران ضعیف به ناکجاآباد  رفته اند  و گاهی هم بازیگران قوی نقش های معمولی را طوری از آب د ر می آورند  که تو احساس می کنی نویسند ه این نقش ناب را بد ون هیچ عیب و ایراد ی روی کاغذ آورد ه است. د ر واقع تأثیر نقش بر روی بازیگر و بازیگر روی نقش یک امر مهم د ر چند  و چون شکل گیری شخصیتی است که نویسند ه آن را روی کاغذ تحویل د اد ه است.
و حرف آخر
و حرف آخر اینکه یکی از پایه ها و اساس مهم کار نویسند گی د ر کنار قصه گویی قوی، روایت جالب و جذاب و… خلق شخصیت های کامل و د ارای شناسنامه است. نقش هایی که لحظه به لحظه زند گی شان د ر پازل ویدیونامه طوری شکل گرفته که کوچکترین لحظه ای از حیات کاراکتر د ر متن بی د لیل و منفعل نیست و شخصیت د ارای وجوه مختلف انسانی با د لایل منطقی و حساب شد ه د ر موقعیت های مختلف بیرون می زند  و خود ش را معرفی می کند . اینکه اصولاً نویسند گان به د نبال این هستند  که نقشهای اصلی قصه شان را بازیگران کاربلد  بازی کنند  مستقیم به این مسئله مهم برمی گرد د  که بازیگر است که نقش را به عینیت می رساند . اما فراموش نکنیم این روزها این بازیگران هستند  که مد ام ناله می کنند  و شکایت د ارند  از اینکه نقش ها خیلی آبکی، بی رمق، بی شناسنامه و بی حساب و کتاب هستند  و به بازیگر هیچ انگیزه ای نمی د هند  تا خلاقیت و توانش را خرج یک اتفاق مهم کند . اینجاست که اهمیت ویدیونامه، نویسند ه و بخصوص شخصیت پرد ازی د ر این حرفه معین می شود . فراموش نکنیم تمام شخصیت های ماند گار سینما و تلویزیون د ر ایران رجحان خود  را مد یون یک نویسند ه کاربلد  هستند  که توانسته شخصیت چهارچوب د ار و بد ون نقصی را تحویل کارگرد ان و بازیگر بد هد .

با سایت خبری ملکانه همراه باشد…

[ad_2]

banifilm.ir

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید