دوشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۷
»   اخبار حوادث واقعی  »   دختر15ساله در خانه مجردی چه می کند !
۲۰ مرداد ۱۳۹۷ , ساعت ۱۳:۰۹

دختر15ساله در خانه مجردی چه می کند !

خراسان نوشت:دختر 15 ساله که در یک خانه مجردی به همراه پسر 17 ساله ای دستگیر شده بود، درحالی که بیان می کرد من به امید ازدواج و رسیدن به آرزوهایم از خانه فرار کردم اما اکنون همه آرزوهایم در آتش نادانی و هوس های شیطانی سوخته است، داستان زندگی خود را برای کارشناس اجتماعی کلانتری الهیه مشهد بازگو کرد.

وی گفت: در کلاس پنجم ابتدایی تحصیل می کردم که پدر و مادرم از یکدیگر طلاق گرفتند. اگرچه پدرم فردی تحصیل کرده و فرهنگی بود اما آن ها هیچ گونه تفاهم اخلاقی با یکدیگر نداشتند و در نهایت نیز کارشان به جدایی کشید در این میان من و برادر بزرگ تر و خواهر کوچکم نزد پدرم ماندیم چرا که مادرم نزد پدر بزرگم رفته بود و نمی توانست از ما نگهداری کند. مدتی بعد پدرم نیز با زن دیگری ازدواج کرد اما من هیچ گاه نتوانستم با نامادری ام کنار بیایم.
او همواره به چشم یک مزاحم به من می نگریست و از سوی دیگر نیز من تحت تاثیر حرف های مادرم سعی می کردم به هر طریقی با او لجبازی کنم. به خاطر همین رفتارها بارها کتک خوردم. فضای خانه آن قدر آشفته بود که خیلی احساس تنهایی می کردم و با هیچ کس ارتباطی نداشتم. آن روزها در کلاس هفتم درس می خواندم که برای رهایی از این وضعیت وارد شبکه های اجتماعی در فضای مجازی شدم و ساعت های زیادی را این گونه سپری می کردم تا این که در یکی از همین شبکه های اجتماعی با «شهاب» آشنا شدم. او 15 ساله بود و در مشهد زندگی می کرد.
با رد و بدل شدن جملات عاشقانه ارتباطی صمیمی بین من وشهاب شکل گرفت. او شاگرد یک فروشگاه بود و به تنهایی در خانه مجردی زندگی می کرد. روابط تلفنی ما ادامه داشت به طوری که ساعت های زیادی درباره آینده و آرزوهایمان با یکدیگر سخن می گفتیم. دو سال بعد شهاب در حالی پیشنهاد ازدواج داد که پدرم در جریان روابط تلفنی ما قرار گرفته بود. از آن روز به بعد برادر 19 ساله ام و پدرم که مخالف این ارتباط بودند، محیط خانه را برایم آزاردهنده کردند به طوری که اگر سمت گوشی تلفن می رفتم کتک مفصلی می خوردم.
وقتی موضوع را به شهاب گفتم، او پیشنهاد فرار از منزل را مطرح کرد من هم که هیچ آگاهی از عاقبت این کار نداشتم به حرف هایش اعتماد کردم و از شهر کرد به مشهد آمدم. او مرا به خانه مجردی اش برد تا این که سه روز بعد و در پی شکایت پدرم نیروهای انتظامی من و شهاب را دستگیر کردند.

این جا بود که فهمیدم فریب هوسرانی های شهاب را خورده ام و او قصد ازدواج با مرا نداشته چرا که خودش نیز در یک خانواده آشفته بزرگ شده است و دست به هر خلافکاری می زند.

آخرین مطالب این بخش اخبار حوادث واقعی

ویدا هروی ۵۹ ساله، ساکن بورلی هیلز در کالیفرنیا و مجری باسابقه و قدیمی شبکه تلویزیونی فارسی زبان طپش، که خود را مشاور امور مهاجرت نیز معرفی کرده بود، روز پنجشنبه به یک سال و یک روز زندان محکوم شد. به...
من قربانی اختلافات پدر و مادرم هستم . همواره این سوال ذهنم را درگیر می کند که اگر پدر ومادرم این همه اختلاف دارند چرا از یکدیگر جدا نمی شوند؟ اصلا چرا با یکدیگر ازدواج کردند؟ بارها آرزو می کنم که ای...
اوایل فروردین ماه امسال بود که مرد ثروتمند که همه فرزندانش برای زندگی به خارج از کشور سفر کرده بودند در تنهایی خود از پنجره حیاط خانه ویلایی اش دختر جوانی را دید که در کنار پدرش در حال تمیز...
داف تهرانی دزد! داستان دزدی های پی در پی یک داف تهرانی بچه قلهک که هم خانه دارد، هم ماشین، هم مدرک فوق لیسانس! در ادامه با ملکانه و داستان این داف تهرانی همراه باشید. در بررسی یکی از این پرونده‌ها مأموران...
  • سکته قلبی

  • دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی بنام یه دنده‌م

    دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی بنام یه دنده‌م

    دانلود آهنگ جدید علیرضا روزگار بنام با نفس هات دانلود آهنگ جدید علی زند وکیلی به نام شهر حسود بهترین آهنگ های محسن چاوشی (ریمیکس) دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام ای وای


  • فیلم سینمایی خانه دختر