بخشید حاج خانوم شما چپی؟

یه شب رفته بودم بالاشهر بلال بخورم. حالا بلالیه بساطشو کنار یه رستوران باکلاسی پهن کرده بود. منم همین‌جوری که بلال می‌خوردم، تو رستورانو نگاه می‌کردم و تو دلم فحش می‌دادم. از اونورم یه خانومه که داشت بوقلمون می‌خورد، با چشمِ گریون منو نگاه می‌کرد که یهو دیدم یه رونِ بوقلمون گرفت دستش اومد بیرون.

واقعا ما آدما چقدر زود قضاوت می‌کنیم نسبت به هم؟

درهمین حال که داشتم از شرمندگی آب می‌شدم، خانومه اومد بیرون، رونِ بوقلمونو گذاشت جلو گربه،

بعدم اومد سمتم گفت: بلال کوفت می‌کنی؟

گفتم: بله.

گفت: می‌دونی همین بلالی که می‌لُمبونی، طی چه فرآیند کثیفی از مزارع چندملیتی تو آفریقا، با استثمارِ کارگرای بدبخت تولید می‌شه که تو بریزی تو شکمت؟

گفتم: نه والا نمی‌دونستم.

بعدم خر شدم. پرسیدم: ببخشید خانوم شما چپی؟

که گفت: ننه‌ت چپه فلان‌فلان شده. واقعا ما توده ‌ای ها تا کی می‌خوایم خون به دلِ روشنفکرا بکنیم؟

 

علی اکبر محمدخانی – روزنامه شهروند

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید