جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵
»   موفقیت و شادکامی  »   ۵ نشانه که رئیس تان قدر شما را نمی‌داند
214 بازدید
۲۵ فروردین ۱۳۹۵ , ساعت ۱۱:۰۰
۵ نشانه که رئیس تان قدر شما را نمی‌داند

۵ نشانه که رئیس تان قدر شما را نمی‌داند

در این مقاله ۵ نشانه را می‌آوریم مبنی بر این که رئیس‌ تان دیگر سزاوار استعدادهای شما نیست، چه بسا پیش از آن هم نبوده باشد. در این صورت، دارید وقت‌تان را با انتظار برای دیده شدن و تصدیق توانایی‌های‌تان از سوی رئیس‌ تان، تلف می‌کنید.

ما چند سال اول کارمان را به اثبات خودمان می‌گذرانیم. ما به خودمان شک داریم و فکر می‌کنیم “امیدوارم بتوانم همه چیز را یاد بگیرم! ”

سخت تلاش می‌کنیم که شرمنده‌ی خودمان نباشیم. به‌تدریج نشانه‌ای می‌بینیم مبنی بر این که در کارمان خیلی خوب هستیم. روزی ممکن است آنقدر جرأت داشته باشید که فکر کنید نه تنها در کاری که انجام می‌دهید حرفه‌ای هستید، بلکه نباید وقت‌تان را با کار کردن برای مدیر فعلی‌تان تلف کنید!

بعضی رییس‌ ها نمی‌بینند چه توانمندی‌هایی دارید. آنها شما را در چارچوب کوچکی در ذهن‌شان می‌گذارند، و هر کاری که انجام دهید یا هرچیزی به زبان بیاورید شما را از چارچوب ذهنی که برای‌تان ساخته‌اند بیرون نمی‌آورند.

من رییسی داشتم که به من گفت: “امیدوارم این جا را دوست داشته باشی. ما تیم فوق‌العاده‌ای داریم.” به او گفتم: “دوست دارم و البته می‌خواهم بیش‌تر از این‌ها انجام دهم. این از آن کارهایی است که یک یا دوسال می‌کنم، نه بیش‌تر.”

من خیلی جوان بودم. نمی‌دانستم هر رییسی نمی‌تواند چنین پیامی را درک کند. او به من خیره نگاه کرد و گفت: “چی؟_ شغل من را می‌خواهی؟” او ترسید و وحشت‌زده شد.

من، شغل احمقانه‌ی او را نمی‌خواستم. ولی فهمیدم که در دنیای کار، مسیر شما برای خودتان و مسیر رییس‌ تان برای شما (اگر مسیری داشته باشند) لزوما یکی نیست.

این جا پنج نشانه را می‌آوریم مبنی بر این که رییس‌ تان دیگر سزاوار استعدادهای شما نیست، چه بسا پیش از آن هم نبوده باشد. در این صورت، دارید وقت‌تان را با انتظار برای دیده شدن و تصدیق توانایی‌های‌تان از سوی رییس‌تان، تلف می‌کنید.

این از رییس‌تان آدم بدی نمی‌سازد، اما بدین معنی است که شما باید بالاتر بروید.

نه لزوما امروز، و شاید نه این هفته، ولی درنهایت باید به آن چه برای آینده‌ی زندگی حرفه ای‌تان می‌خواهید، فکر کنید و برای رسیدن به آن گام بردارید.

نخستین گام این است که جرقه‌ای در ذهن‌تان بگوید: “یک لحظه صبر کن! رییسم مرا درک نمی‌کند. چرا باید سعی می‌کنم رییسم را متقاعد کنم چیزهایی را ببیند که نمی‌خواهد ببیند؟ دنیا بزرگ است.”

“آدم‌های دیگری هم هستند، شاید باهوش‌تر یا دنیادیده‌تر یا فقط کم‌ترس‌تر از رییس فعلی من، که توانایی‌هایم را خواهند دید و زمین بزرگ‌تری برای بازی در اختیارم خواهند گذاشت. کار من پیدا کردن این آدم‌ها است! ”

۱.وقتی پیشنهادی می‌دهید یا پروژه‌ی جذاب‌تری را مطرح می‌کنید، و رییس‌تان خوشش نمی‌آید.

بعضی مدیران می‌خواهند لال باشید و از هرکاری دارید انجام می‌دهید راضی باشید. آنان ممکن است که واحدتان را اداره کنند ولی هیچ پرسپکتیو و دید عمیقی نداشته باشند، و در این صورت مطمئنا پرسپکتیوی از درباره‌ی نقشی بزرگ‌تر برای شما یا پرورش توانایی‌تان نخواهند داشت.

۲.رییس‌تان، یک رهبر نباشد_ فقط یک مأمور باشد.

برخی افراد در نقش‌های مدیریتی، رهبرانی حقیقی هستند، اما بسیاری از آنها صرفا مأمورند. آنان کاری را انجام می‌دهند که سرپرست‌شان به آنها گفته است انجام دهند، و تا زمانی که کارشان انجام شود، راضی هستند. آنان نمی‌توانند به شما کمک کنند به عنوان یک شخص یا یک شخص حرفه‌ای پیشرفت کنید، چرا که درکی از مفهوم پیشرفت شخصی ندارند.

آنان نمی‌خواهند خودشان رشد یابند و تغییر کنند. می‌خواهند همه چیز همان طور که هست بماند. شما نمی‌توانید از چنین افراد چیزی یاد بگیرید. فرار کنید و کسی را بیایبد که بتوانید چیزی از او یاد بگیرید.

۳.رییس‌تان می‌ترسد که اگر از رشد شما پشتیبانی کند، خودش را تحت‌الشعاع قرار دهید.

بسیاری از مدیران چنین مشکلی دارند؛ آنان نمی‌بینند که رهبران بزرگ، افراد فوق‌العاده‌ای را استخدام می‌کنند و آزادشان می‌گذارند تا کارهای شگفت‌آور انجام دهند! مدیران حق دارند بترسند و فکر کنند اگر به شما اجازه دهند بال‌های‌تان را بگشایید و آماده‌ی پرواز شوید ممکن است آنها را به چشم سابق نگاه نکنید.

۴.رییس‌تان تسلیم شده است.

برخی افراد به جایگاهی در زندگی حرفه‌ای‌شان می‌رسند و بعد از آن تسلیم می‌شوند. آنان نمی‌خواهند هیچ چیز جدیدی را امتحان کنند، به ایده‌ی جدیدی فکر کنند، یا ریسکی بپذیرند. نمی‌توانید در کار کردن با کسی که تسلیم شده است رشد کنید. از این وضعیت خلاص شوید.

۵.تمایل‌تان به رشد، موجب تنش می‌شود.

رییس‌های ناسزاوار می‌گویند “می‌دانم که می‌خواهید دنیا را تغییر دهید، ولی این چیزها زمان می‌گیرد.” رییس‌های خوب می‌گویند “بگذارید طرح‌تان را ببینم، ایده‌تان را بنویسید، بعد درباره‌اش حرف می‌زنیم” و “هرکاری زمان‌بر است، ولی اگر احساس می‌کنید ایده ی خوبی است بگذارید درباره‌اش فکر کنیم و ببینیم چه طور می‌توانیم آن را پیش ببریم.”

اگر به این خاطر که نگاه‌تان به کسب و کار و شغل‌تان جلوتر از رییس‌تان است، احساس تنش در محل کارتان می‌کنید، یعنی وقت رفتن است.

شما ممکن است الان سپاسگزار رییس‌تان نباشید، ولی بعدها از او ممنون خواهید بود که شما را به دنیای بزرگ‌تری هل داد، این یک نعمت است!

نویسنده: لیز رایان

بازیگران ترکیه ای

آخرین مطالب این بخش موفقیت و شادکامی

چرا موفقیت به هوش هیجانی نیاز دارد
اعتماد به نفس کلید موفقیت شغلی شما است. تحقیقات ثابت می‌کنند کسانی که بیش از حد کفایت اعتماد به نفس نشان می‌دهند بیشتر تحسین می‌شوند، مرتبه‌ی اجتماعی بالاتری نصیبشان می‌شود و نفوذ بیشتری دارند. در ...
انواع موفقیت : ۸ نوع موفقیت که در زندگی به آنها نیاز داریم
هر آدمی در زندگی خود به شکل متفاوتی موفقیت را تجربه و تعریف می‌کند. در این نوشتار ما از انواع موفقیت که اکثر آدم ها تجربه می کنند می گوییم و اینکه در واقع ۸ ...
قدرشناسی چگونه سلامت رابطه را بهبود می‌بخشد
تقریبا به فصل تعطیلات (سال نو میلادی) رسیده‌ایم و بسیاری از ما یا مشغول کادو کردن هستیم یا برای انواع مختلف جشن‌ها با عزیزان‌مان آماده می‌شویم. این وقت سال اغلب من را بر آن ...
۱۵ طریقه نوشتن ایمیل رسمی برای حرفه ای ها
در این نوشتار ۱۵ طریقه نوشتن ایمیل رسمی برای حرفه ای ها شرح داده می‌شوند. با ما همراه باشید... کارمندان عادیِ ایالات متحده حدودا یک‌چهارمِ کار هفتگی‌شان را صَرف بررسی، دریافت و ارسال صدها رایانامه (ایمیل) ...
سخنان بزرگان در مورد تبلیغات
در این مطلب چند مورد از سخنان بزرگان در مورد تبلیغات را برای شما جمع آوری کرده ایم:     سخنان بزرگان ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • کمی حرف و ترانه گوش کنید

  • مطالب پیشنهادی

  • دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام روزهای ابری دانلود آهنگ جدید سعید شهروز به نام تو اشتباه بودی دانلود آهنگ جدید مجید خراطها به نام عشق دانلود آهنگ جدید مسعود سعیدی به نام بمیرم برات دانلود آهنگ جدید امیر تتلو بنام نوازش
    ویدئوهای منتخب
  • دسترسی سریع