مجیددرخشانی نوازنده چیره دست تار با بیان این مطلب گفت : درموسیقی پاپ پیش از انقلاب، خواننده‌هایی بودند که درآثارشان از نغمه‌ها و موسیقی ایرانی استفاده می‌کردند، که وقتی گوش به نغمه هایشان می سپردی کاملا مشخص بود موسیقی اصیل ایرانی را خوب می دانند و برگرفته از این شناخت خود در آثارشان نیز استفاده صحیح و درستی می کردند ،همین آگاهی حرفه ای آنها  از موسیقی باعث می شد وقتی ترانه ای از آنها در خارج از ایران نیز منتشر می شد نشانه هایی از ساز ها و  موسیقی اصیل ایرانی را داشت که شنونده  سریع متوجه می شد  این نوا ،هنری  از کشوری به نام ایران است ، مثل موسیقی کشور ترکیه که از سازهای مشخص و ملودی های خاص کشور خودشان در موسیقی پاپشان استفاده می‌کنند و با یک بار شنیدن آنها سریع متوجه می شویم که  این موسیقی ریشه در کشور ترکیه دارد.

وی ادامه داد: البته مدتها بعداز انقلاب نیز وضع به همین منوال بود و یک سری از کارهای آهنگسازان مطرح و سرشناس خوب باحفظ ارزشهای موسیقی پاپ، رگه هایی از موسیقی سنتی درآثارشان مشهود بود اما به مرور چنین چیزی رو به سردی رفت. از وقتی که موسیقی الکترونیک و سمپل ها به موسیقی وارد شده‌اند، درموسیقی هرج و مرج شده است.هرچند وقتی کارهای پاپ را می شنویم ، می بینیم که کیفیت برخی از آثار پاپ،  به صورت جسته و گریخته، بهتر از موسیقی سنتی است. البته این بدان معنا نیست که همه کسانی که دارند موسیقی پاپ با رگه هایی از موسیقی سنتی کار می کنند، موفق هستند. من به عنوان یک شنونده حرفه ای برخی از این آثار پاپ خوب را بارغبت بیشتری گوش می کنم.

آهنگساز «غوغای عشقبازان» استادشجریان، در ادامه تاکید کرد: واقعیت این است که موسیقی سنتی در ایران نیز خدشه دار شده است. چیزی که آزاردهنده است این است که ازموسیقی سنتی فقط رنگ و بوی سنتی و سازهای سنتی را دارند با یک برداشت سطحی از این موسیقی! کاملا مشخص است که هیچ شناختی از آن ندارند و اصلا بلد نیستند. از آن طرف سنتی‌ها برای اینکه موسیقی اشان جذاب تر شود، از ابزار موسیقی پاپ استفاده می‌کنند. ممکن ایت چنین روندی به عنوان یک کارابداعی برای یک بار به عنوان یک اتفاق موفق شود و مورد استقبال واقع شود اما وقتی به صورت مداوم تکرار شود، ارزش خود را از دست می دهد.

خالق «مرغ خوشخوان» ادامه داد: بارها اتفاق افتاده که از سازهای ایرانی درموسیقی پاپ استفاده می کنند و یا از تحریرهای ایرانی در موسیقی سنتی استفاده می شود، ولی در این بخش چنین تلفیقی درست نیست وفقط گاهی قابل قبول است. چون هنرمندان به جای اینکه سطح سلیقه عوام را بالا بیاورند، درجهت پایین آوردن آن تلاش می‌کنند و این اصلا درست نیست.

وی درپایان گفت: هیچ مانعی برای تلفیق این دو موسیقی باهم نیست ولی باید با رعایت کامل ارزشها این اتفاق بیفتد. چنین چیزی باید کمک کند به جذب مخاطب موسیقی ایرانی، نه اینکه به فراری دادن مخاطبان آن! این درحالی است که خیلی ها که وارد این عرصه شده اند مدام دور باطل می‌زنند. شنیدن موسیقی اصیل ایرانی و سنتی، فرهنگ می خواهد و اگر کسی از کودکی آن را درخانواده شنیده باشد، طردش نمی کند. درهر صورت مخالف چنین روندی نیستم ولی توصیه می کنم کمتر دست به چنین کارهایی بزنند و بگذارند هر موسیقی سبک و سیاق خود را حفظ کند که ارزشمندتر است. درغیراین صورت هم موسیقی پاپ ارزش خود را از دست می دهد، هم موسیقی سنتی