جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵
»   فرهنگ  »   سریال‌های ترکیه ای سرگرمی یا تخـریب ؟
158 بازدید
۲۴ مهر ۱۳۹۴ , ساعت ۱۳:۰۱
سریال‌های ترکیه ای سرگرمی یا تخـریب ؟

روان‌شناسان و کارشناسان بررسی می‌کنند

سریال‌های ترکیه ای سرگرمی یا تخـریب ؟

تصور کنید زنگ خانه را زده‌اند و غریبه‌هایی که خوش‌پوش و خوش‌سیما هستند، می‌خواهند وارد منزل شما شوند و مهمان باشند. چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا آنها را راه می‌دهید یا برای حفظ امنیت خانه و خانواده از ورود آنها ممانعت می‌کنید؟

کوزی-گونی، عمر گل لاله، شمیم عشق، ایزل، عشق ممنوع، کارادایی، مرحمت و… این روزها سریال های و فیلم های ترکیه ای مهمانان ناخوانده خانه ما هستند. سینمای هر کشوری اگر نگوییم برگردان فرهنگی کامل آن کشور است، قطعاً بخشی مهم از نمایه فرهنگ آن سرزمین خواهد بود.

شاید یکی از رسانه‌های مهم و به‌روزی که در تبادلات فرهنگی مورد توجه و حتی گاه زمینه‌ای برای قضاوت درباره مردم و زندگی یک کشور قرار می‌گیرد، همین آثار است. بر همین اساس، می‌توان فرهنگ‌های بومی و ملی را چه فاخر و چه بی‌مایه و سطحی به هر نقطه جهان صادر یا از هر نقطه جهان وارد کرد.
شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان که صاحبان آنها هیچ تعهدی به فرهنگ و ساختار سالم جامعه و خانواده ایرانی ندارند و صرفاً (اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم و اهداف دیگری در ذهن نداشته باشند) با هدف ایجاد سرگرمی‌های پوچ و درآمدزایی از محل آگهی‌هایی که بخش عمده آنها هم متأسفانه پوچ و بی‌محتوا و حتی مخرب هستند، اقدام به خرید و پخش فیلم‌ها و سریال‌های ترکی، این مهمانان ناخوانده می‌کنند که همه آنها از سطحی‌ترین استانداردهای نمایشی و ساختاری در فرم و محتوا عاری هستند. این مجموعه‌ها جدای از تحریف‌های مختلف در نمایش سبک زندگی رایج و عمومی در کشور خودشان که ناشی از سرگردانی در فرهنگ غرب و شرق و اصرار بر غربی بودن است، در پی‌اثبات و القای فرمی از زندگی و روابط هستند تا به مخاطب خیال‌پرداز و خوش‌باور تلقین‌ کنند که همیشه شکل دیگری از روابط هم هست که می‌تواند شایسته‌تر برای «تو» باشد! مخاطب هم بی‌خبر از این دام به سادگی در برابر این آموزه‌های بی‌پایه ساعت‌ها وقت می‌گذارد و آنها را باور می‌کند. موضوعات عمده و محوری سریال‌های ترک در این موارد خلاصه می‌شود: 1. خیانت؛ 2. عشق‌های سه‌ضلعی؛ 3. خانواده‌های از هم پاشیده؛ 4. دسیسه‌چینی؛ 5. دروغ و فریب؛ 6. قتل و تجاوز؛ 7. انتقام؛ 8. کینه و نفرت که البته تمامی این موارد در قالبی خوش آب و رنگ و داستان‌گونه چنان قرار گرفته‌اند که بیننده را مجذوب می‌کنند. جای بسی تأسف است که خانواده‌ای فقط برای سرگرمی به تماشای این آثار به همراه کودک، نوجوان یا جوان خود می‌نشیند و به این مهمانان ناخوانده نه‌تنها اجازه ورود به خانه را با روی باز می‌دهد، بلکه اجازه تخریب نظم و اصالت فرهنگی خود را نیز به آنها پیشکش می‌کند. این که چطور رسانه نوپای یک کشور در زمینه مجموعه‌سازی آن‌هم با بدوی‌ترین سناریوها و بازی‌ها توانسته است مخاطبان زیادی را با خود همراه کند، نیاز به نگاهی کارشناسانه دارد؛ آن هم در حالی که باید بدانیم سینمای ترکیه سینمای قدمت‌داری نیست و حتی تا سال‌های 1950 اصلاً به شکل دنباله‌داری شاهد گسترش و حرکت این هنر در این کشور نبودیم. عمده ساخته‌های هنری در این کشور همیشه در اختیار کمپانی‌های محدودی بوده است و طی سال‌های اخیر تنها چند نام ماندگار در جهان سینما داشته‌اند. اگر واقع‌بین باشیم، آیا تا به حال به‌جز نام ییلماز گونی، نوری بیلگه جیلان و فاتح آکین چهره شاخصی را در فیلمسازان این کشور به یاد می‌آورید؟ طی دهه 50 که رفته‌رفته این سینما در حال پا گرفتن بود، عمده خوراک اکران‌های سینماهای محدود ترکیه را که بیشتر در استانبول و ازمیر بودند، سینماهای آمریکا، فرانسه، ایتالیا و آلمان تشکیل می‌دادند. ماجرای ضعف فیلمسازی در این کشور به حدی بغرنج بود که طی سال‌های 1896 تا 1945 یعنی حدود 50 سال، مجموع کل تولیدات سینمایی این کشور به 50 اثر هم نمی‌رسید. به همین علت، روند مجموعه‌سازی در این کشور باب شد. در ابتدا عمده مخاطبان محصولات سریالی ترک را کشورهای عرب تشکیل می‌دادند و چنان شاهد رواج این امر در کشورهای عربی بودیم که بر اساس آمار سازمان Turkish Economic and Social Studies Foundation و طی نظرسنجی در 16 کشور عربی در خاورمیانه از هر 4 نفر 3 نفرشان به تماشای سریال‌های ترک می‌پرداختند. این در حالی بود که برنامه‌سازان ترک برای تولید این مجموعه‌ها ساعتی 100 هزار دلار هزینه می‌کردند که در مقایسه با هزینه ساعتی 35 تا 40 هزار دلار برنامه‌سازان عرب رقم قابل‌توجهی در افزایش کیفیت محصولات بود.
از سال 2001 به این سمت 65 سریال ترک به رسانه‌های جهان فروخته شد که برای آنها بیش از 50 میلیون دلار درآمدزایی داشت. این در حالی است که روند مجموعه‌سازی در ترکیه به سالی 60 محصول رسیده است که بیشتر از 50 درصدشان از 6 فصل تجاوز نمی‌کنند. در این پرونده می‌خواهیم تأثیر هجوم سریال‌های ترک را بر ایجاد اختلال در روابط خانوادگی، فرهنگ اصیل ایرانی و تغییر شخصیت و سبک زندگی مخاطبان از منظر کارشناسان، اساتید و روان‌شناسان به بحث بگذاریم.

 

زهرا واژیر
مشاور خانواده و مسئول خانه سلامت پونک

در حال حاضر، به دلیل بیکاری و مشکلات متنوع و زیادی که مردم با آنها مواجه هستند، خانواده‌ها کمتر این فرصت را دارند تا با هم بنشینند و صحبت کنند. اگر هم فرصتی باشد، آن را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند. باید به این نکته توجه کرد که بیشتر خانواده‌ها تحت تأثیر پیام‌هایی قرار می‌گیرند که از بیرون دریافت می‌کنند. از آنجا که فرصت کمی برای بحث کردن درباره مسائل دارند و عموماً خسته هستند، سعی می‌کنند سهل‌الوصول‌ترین و راحت‌ترین راه را انتخاب کنند؛ مانند تماشای سریال. باز اگر بخواهند در میان همین مجموعه‌ها دست به انتخابی بزنند، سراغ سریالی می‌روند که دیگران توصیه می‌کنند. یکی از مشکلات، باوری است که در ذهن خیلی‌ها شکل گرفته و این که به عنوان یک ایرانی خود را دست‌کم می‌گیریم و به مسائل اشتباه غرب پایبند می‌شویم و فکر می‌کنیم آنها که به لحاظ تکنولوژی پیشرفته‌تر هستند، حتماً بهتر از ما هستند. به همین علت هم هر کاری را که می‌کنند، درست می‌بینیم. این مسئله بر خانواده‌ها و به‌خصوص بچه‌ها تأثیر می‌گذارد. آنچه در ماهواره در قالب این سریال‌ها به خورد خانواده‌ها داده می‌شود، شکلی از جنگ نرم است که هدف آن متلاشی کردن خانواده است. کم‌کم از طریق سریال و فیلم با مضمون‌های خاص وارد خانواده‌ها می‌شوند و مفاهیمی را القا می‌کنند که اصلاً جزو اعتقادات ما نیست؛ مسائلی چون روابط آزادانه و دوستی‌های خارج از عرف و… این در حالی است که ما در ایران با حدود تعیین‌شده‌ای زندگی می‌کنیم و یادمان می‌رود که روش زندگی ما با آن تفکر اروپایی و غربی کاملاً منافات دارد.
بسیاری از مسائل در گذشته در حجاب و پرده بود و همیشه مسائلی بود که بچه‌ها و نوجوان‌ها نباید می‌دانستند؛ اما بسیاری از آن مگوها را حالا از طریق ماهواره می‌توان دید. برای مثال، مفاهیمی را مطرح می‌کنند که واقعاً آسیب‌رسان است. مثلاً زنی که دو شیفت کار می‌کند، به‌تدریج از زندگی و تربیت بچه‌ها غافل می‌شود و به او گفته می‌شود حالا که در محیط خانه امکان خوبی ندارد، می‌تواند این کمبودها را در محیط کاری جبران کند. القای چنین تفکری قطعاً بر بنیان خانواده نقش منفی خواهد گذاشت.

 

اعظم عسکری
روان‌شناس بالینی

هر کشوری برنامه‌هایش را عموماً بر اساس شکل فرهنگ خود می‌سازد. در بحث تماشای برنامه‌های ماهواره آنچه حائز اهمیت است، تفاوت‌های فرهنگی ما با صاحبان این کالاهای فرهنگی است. محصولاتی که ممکن است برای خودشان اصلاً مفهوم نامناسبی نداشته باشند؛ اما در بازخورد با جامعه و فرهنگ ما و اصطکاک این تفاوت‌های فرهنگی ایجاد مشکل می‌کند. عرف جامعه ما خیلی متفاوت از آن چیزی است که در این سریال‌ها پخش می‌شود و این سطحی‌نگری در روابط خانوادگی وجود دارد. روابطی که در این سریال‌ها می‌بینیم و مضامین آنها به شکل یک الگوی منفی هستند، به مرور مانند موریانه ستون‌های خانواده را متزلزل می‌کنند. از سویی، با توجه به این که فلسفه روشنی نداریم و تعداد کتابخانه‌ها کم و علاقه به مطالعه بسیار پایین است، شاهد الگوبرداری‌های غلط هستیم. به همین راحتی ممکن است از قهرمان‌های داستان‌های آنها تقلید کنیم و باعث فروپاشی زندگی خانوادگی‌مان بشویم. این همان مسئله‌ای است که می‌تواند در افزایش آمار مراجعان به مراکز مشاوره در زمینه خیانت، پنهان‌کاری، انحرافات اجتماعی و… نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

 

دکتر سیدمحمدمهدی میرزاده
متخصص روانپزشکی

شاید بتوان گفت تنوع‌طلبی یکی از عواملی است که با سرمایه‌گذاری برای آن در قالب این مجموعه‌ها برایشان جذابیت خلق می‌کنند و آن را خصیصه‌ای جالب عنوان می‌کنند. تنوع‌طلبی هم نقطه مقابل وفاداری است و با ایجاد وسوسه در افراد همراه است. مسئله مهم در تماشای این مجموعه‌ها، شکستن قبح یک‌سری ارزش‌هاست و با از بین بردن و کمرنگ کردن این مفاهیم ارزشی سعی در جذب مخاطب دارند. هرچه خانواده‌ها روابط مستحکم‌تری داشته باشند، آمار طلاق در جامعه کاهش پیدا می‌کند. حال اگر در چنین جامعه‌ای با رشد تماشای یک‌سری مجموعه‌ها و طرح برخی مضامین داستانی این آمار افزایش پیدا کند، مسئله قابل تأملی است که نیاز به بررسی و تحلیل دارد. بی‌شک نقش مخرب چنین سریال‌هایی در این روند انکارشدنی نیست.
معمولاً آدم‌هایی که ثبات شخصیتی کمتری دارند، بیشتر به این نوع سریال‌ها کشیده می‌شوند. این افراد احساس می‌کنند که انگار دنیای دیگری وجود دارد و می‌توان بدون زحمت به لذت بیشتری رسید و دوست دارند در خواب و خیال باشند. آنها وقتی می‌بینند چنین حقیقتی برایشان وجود ندارد، به فلسفه وصف‌العیش، نصف‌العیش می‌رسند و می‌گویند حداقل تماشای این سریال‌ها برایشان لذت‌بخش است. تأثیرگذاری منفی مضامین سریال‌های ماهواره‌ای بر روابط بین فردی در طی زمان انکارنشدنی است؛ اما پیش از منع تماشای چنین مجموعه‌هایی باید به این فکر کنیم چرا ارزش‌های‌مان محکم و قوی نیست که با چنین تلنگرهایی سست می‌شود و حتی از بین می‌رود. این نشان می‌دهد که پشت ارزش‌ها و باورهای ما، اعتقاد و منطق محکمی وجود ندارد.
برای این که بتوانیم تأثیرپذیری بچه‌ها و نسل جوان را از این مجموعه‌ها کم کنیم، نیازمند آموزش از کودکی در خانواده هستیم. در خانواده به بچه یاد می‌دهند نباید به چاقو دست بزند، چون خطرناک است؛ اما در مورد تماشای برنامه‌های رسانه‌ها و به‌خصوص ماهواره هیچ آموزشی نمی‌دهند و ممنوعیتی قائل نمی‌شوند؛ کما این که این سریال‌ها را به راحتی و در کنار هم تماشا می‌کنند و خودشان عاملی می‌شوند که قبح برخی مسائل برای بچه‌ها از بین برود.

 

مهناز مرادی
مشاور خانواده و مدیر مرکز مشاوره اندیشه

یکی از مسائل مهمی که در روابط بین فردی خانواده مطرح است، شکل‌‌گیری صمیمیت است؛ این که با هم وقت بگذرانند و اگر مشکلی پیش آمده با هم صحبت، همدلی و همدردی کنند. اگر موردی به حل مسئله نیازمند است، همفکری کنند و بتوانند مشکلات پیش‌آمده را با هم حل کنند. فداکاری، حمایت و بخشش از وجوه مختلف یک رابطه سالم در ابعاد مختلف زندگی مشترک است. افراد مختلف در نوع ابراز عشق متفاوت هستند. بعضی ابراز احساسات را کلامی می‌خواهند و بعضی عملی. در حقیقت، هر دوی این مدل‌های ابرازی در زندگی لازم است و این که هر فردی در بخشی قوی است یا بیشتر به آن می‌پردازد، به معنای بی‌اهمیت بودن روش دیگر برای او نیست. ولی آنچه مهم است، این که هنگام ازدواج باید زوج نسبت به خود و طرف مقابل خود (شیوه‌های رفتاری، بیان افکار و احساسات و…) شناخت داشته باشند. این شناخت بسیار مهم است؛ اما متأسفانه در بسیاری موارد ازدواج، حال چه به شکل سنتی باشد و چه به شکل مدرن که از دوستی‌ها شروع می‌شود، این شناخت اتفاق نمی‌افتد. فرد می‌گوید من همین هستم و طرف مقابل باید خودش را با من وفق بدهد و به همین راحتی مسئولیت‌ها را از دوش خود برمی‌دارند. این رفتار در ادامه به جایی می‌رسد که تفکر «من درک نمی‌شوم» در ذهن زن یا شوهر نقش می‌بندد. احساس خلأ ناشی از درک نشدن، احساس نارضایتی را در روابط زوجین ایجاد می‌کند که بسته به میزان توانایی به دنبال راه‌حلی برای آن می‌گردند؛ از صحبت با هم، کمک گرفتن از مشاور، قهر، پرخاش و لجبازی با یکدیگر و بی اعتنایی گرفته تا خیانت. فرد گمان می‌کند حالا که با همسرم مشکل دارم، می‌توانم و مانعی ندارد که با شخص دیگری ارتباط برقرار کنم و آن را رفتاری برای رفع خلأهای خود می‌شناسد؛ اما در واقع مفهوم چنین رفتاری «خیانت» است. افرادی که این کار را می‌کنند، شناخت و مهارت کافی در روابط بین فردی ندارند. حتی پذیرش درستی نسبت به خودشان ندارند و این دیگران هستند که باید احساس دوست داشتن را به آنها بدهند تا احساس ارزشمند بودن کنند. این مقدمه را گفتیم تا به این برسیم که چه افرادی ممکن است با دیدن سریال‌هایی مانند آنچه این روزها در شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شوند، به دنبال بخش و ماجرای خیانت مطرح در داستان بروند. در سریال‌ها مسائل مختلفی مورد بررسی قرار می‌گیرد. گاه دو نفر به یکدیگر علاقه دارند؛ ولی خانواده ها در تفکری سنتی برای آنها تصمیم می‌گیرند و مانع می‌شوند.‌ گاهی خارج از رابطه یک زن و شوهر، نفر سومی هم هست که یکی از آنها را دوست دارد و هزاران نقشه می‌ریزد تا با فریب آن شخص را به دست بیاورد که حتی ممکن است در این مسیر دست به جنایت هم بزند. گاه دختر و پسر جوان اگرچه به هم عشق دارند، اما توانایی ابراز و اعلام کردنش را ندارند و به راحتی تسلیم خواسته‌های دیگران می‌شوند، و… همین روابط را در داستان این سریال‌ها هم می‌بینیم. با توجه به این دو مقدمه می‌توان این‌طور نتیجه‌گیری کرد که یکی از نیازهای اساسی انسان‌ها دریافت توجه است. این نیاز است که از نظر عاطفی او را به سمت جنس مخالف هدایت می‌کند و خواهان تشکیل خانواده می‌شود. دیگر این که یکی از مراحل پرورشی که هر فردی در دوران کودکی لازم است طی کند، کسب وابستگی ایمن است که منجر به باور خود دوست داشتن و احترام گذاشتن به خود و تنظیم حدود روابط بر اساس احترام متقابل می‌شود؛ خود دوست‌داری و دگر دوست‌داری. در نتیجه، اگر این وابستگی ایمن در افراد شکل بگیرد، بخش مهم زندگی مشترک که ایجاد صمیمیت، مهر ورزیدن به یکدیگر، مراقبت و احترام و همدلی و همفکری است رخ می‌دهد و زوج با بودن با یگدیگر احساس نشاط و لذت می‌کنند. از همه مهم‌تر آن که می‌توانند به یکدیگر ابراز محبتی واقعی در دو بعد کلامی و رفتاری داشته باشند. وقتی این رشدیافتگی وجود نداشته باشد، هم خودارزشمندی این افراد پایین است، هم قادر به درک دیگری و دیدن نقطه‌نظرات فرد مقابل خود نیستند و انگار می‌گویند: «من همینم که هستم. وقتی ازدواج می‌کنم، همسرم وظیفه دارد مرا خوشبخت کند». و هم توانایی مقابله برای حل مشکلات را ندارند و در نتیجه، به اولین راه‌حل ممکن بدون نگاه به نتایج و پیامدهای آن می‌پردازند؛ درست مثل فرد گرسنه‌ای که خود را در حال مرگ می‌بیند و بدون نگاه به این که آنچه می‌خورد سمی مهلک است، فقط می‌خواهد نیاز کنونی‌اش را برطرف کند. درباره این فیلم‌ها باید گفت که محتوای آنها به صراحت نمی‌گوید خیانت کنید و حتی نشان می‌دهند که این اتفاق‌ها چقدر اذیت‌کننده هستند و شاید حتی به نوعی مفهوم عشق را عمیق نشان می‌دهند. مثلاً خیلی اوقات یکی از کاراکترها که عاشق است، به هیچ‌کسی محل نمی‌گذارد و وفاداری نشان می‌دهد. آن چیزی که تأثیر منفی بر مخاطب می‌گذارد، شکل نشان دادن این مفاهیم است. در دیدن اثری که بعضی‌ها از این سریال‌ها می‌گیرند، به این مسئله می‌توان تأکید کرد که جامعه ما خلأ عاطفی دارد. این یک تلنگر است که وقتی مخاطب با چنین مسائلی روبه‌رو می‌شود، به جای پیدا کردن راهکار درست، به سراغ همان راه‌های خروجی می‌رود که اگرچه زود به دست می‌آیند، اما ثابت و پایدار نیستند. اساساً افرادی با شخصیت‌های منفعل که قدرت تشخیص‌شان کم است، ممکن است به سمت این برداشت از برنامه‌ها و سریال بروند و بعد از مدتی تحت تأثیر عطش عاطفی‌ای که دارند، متأسفانه به این تفکر می‌رسند: «داشتن یک رابطه عاشقانه بیرونی مشکلی نیست» و مشکل درست از همین‌جا آغاز می‌شود.

 

دکتر کتایون آهنگر
روان‌شناس

در مورد سریال‌هایی که به لحاظ روان‌شناختی و فرهنگی با فضای خانواده در ایران منافات دارد، بسیار گفته و نوشته شده است؛ به‌ویژه در سال‌‌های اخیر، درباره محتوای مخرّب سریال‌های ترکیه‌ای که مخاطب فراوانی را میان تودۀ مردم یافته، بسیار صحبت شده است. نگاه و دغدغۀ ما در اینجا بیشتر معطوف به ملاحظات روانی، اخلاقی و تربیتی نهفته در این‌گونه سریال‌هاست. متأسفانه فضای رسانه‌ای ما تاکنون نتوانسته خوراک دیداری و شنیداری دلپذیرتر از این سریال‌ها را برای مخاطبان ایرانی فراهم آورد و این مهم، در روی آوردن مردم به این سریال‌ها مزید بر علت شده است. جامعه‌شناسان بر این باورند که در جهان مدرن، برای رفع نیازهای افراد جامعه، نظام‌های چندی وجود دارند که مهم‌ترین آنها، نظام‌های ارتباطی و آموزشی است. در دوران ما رسانه‌های گروهی و ارتباطی مختلف (تلویزیون، اینترنت، ماهواره‌ها و…)، چنین نقشی را بر عهده گرفته‌اند. مهم‌ترین تأثیر این رسانه‌ها، افزون بر نقش‌های خبری و تفریحی (پر کردن اوقات فراغت)، همین نقش آموزشی و همگن‌سازی است که به واسطۀ رویارویی نسل نوی جامعۀ ما با این‌گونه شبکه‌ها با برنامه‌های خاص، حتی موجب اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان در فضایی غیر از فرهنگ اصلی و اصیل خودشان شده است. این مسئله تعارض در مَنش و خوی، و فرهنگ رفتاری و ارتباطی را باعث شده است که کم یا بیش در مواجهه با تجربه‌های اجتماعی آنها شاهدش هستیم. آنچه به طور کلی در این‌گونه سریال‌ها (که البته به صورت موردی مجال نقد بیشتری را دارند) با بهره‌گیری از قصه‌های مبتنی بر روابط غیرمنتظره بین کاراکترها، بازیگران جذاب و خوش‌سیما، صحنه‌آرایی لوکس و دلفریب و نظایر آن اهمیت دیگری را برای توجه مردم ما به‌ویژه والدین می‌یابد، تغییر سبک تفکر و سبک یا مدل زندگی است که شخصاً در جلسه‌های مشاوره با برخی والدین و فرزندان‌شان با آن روبه‌رو شده‌ام. نمی‌توان از نقش تأثیرگذار برنامه‌هایی که با هدف چنین اثرگذاری یا حتی جذابیت برای فروش بیشتر ساخته شده‌اند در چنین تغییری غافل شد. این که مسئولان رسانه‌ای کشورهای سازندۀ این سریال‌ها، به‌ویژه سریال‌هایی با مضمون روابط پنهانی و غالباً معطوف به خیانت، به‌خصوص در حیطۀ زناشویی که ساخت کشور ترکیه است، چه هدفی را می‌جویند گفتار دیگری را می‌طلبد. اما ظاهراً در این تجارت پرسود، بیشترین هزینه و زیان اخلاقی، متوجه جوامع بینندۀ این‌گونه برنامه‌هاست که به سرعت در تعداد بسیار و با قسمت‌های فراوان ساخته می‌شوند. جالب توجه آن که چنین سوژه‌هایی حتی بر سازندگان فیلم‌های سینمایی سال‌های اخیر کشورمان هم تأثیر گذاشته‌اند، تا آنجا که در چند سال اخیر، محتوای مبتنی بر خیانتِ برخی از این فیلم‌ها که اتفاقاً فیلم‌های پرفروشی نیز بوده‌اند از سوی برخی دغدغه‌مندانِ جامعۀ ما به شدت مورد اعتراض قرار گرفتند. این تأثیر بر عامه و خواص تا آنجا پیش می‌رود که حتی شایعۀ حضور یکی از بازیگران معروف این سریال‌ها در سریالی ایرانی، جنجال اشتیاق‌آمیز فراوانی را در مطبوعات و شبکه‌های مجازی می‌‌آفریند! در کنار دلایل متعدد، نفوذ و محبوبیت سریال‌هایی با سهل‌گیری افراطی در روابط که در فرهنگ ما نامشروع تلقی می‌شود، گویای آن است که برنامه‌سازان ما نیازهای روان‌شناختی و اجتماعی روز مردم را درنیافته‌اند و در مسیری ملال‌آور پیش می‌روند که همراهان چندانی ندارد. متأسفانه طبقۀ عامۀ مردم نیز بینش لازم را در تمرکز و دقت بر محتوای زیان‌آور آن از خود نشان نمی‌دهند، تا آنجا که خانواده‌های بسیاری در کنار فرزندان‌شان به تماشای سریال‌هایی می‌نشینند که در صورت پرسش برانگیز بودن برخی وقایع اخلاقی و ارتباطی کاراکترهای آن، پاسخی برای رفع ابهام فکری و ذهنی فرزندشان که در فرایند رشد اخلاقی و روانی و اجتماعی است، ندارند. مسائلی مانند ارتباط‌های عشقیِ مثلث‌گونه، آگاهی فرزندی از نامشروع بودنش که مسبّب آن یکی از نزدیکان پدرش بوده، خیانت که وجه غالب محتوای بیشترِ این سریال‌هاست و سهل‌گیری در پایبندی به قواعد اخلاقی در رابطۀ محترمی مانند زناشویی از این دست به شمار می‌روند.

 

دکتر بدری‌السادات بهرامی
مشاور خانواده

بحث خیانت چیزی نیست که بگوییم با تماشای یک فیلم یا سریال در خانواده‌ها اتفاق می‌افتد. این مسئله به عوامل متعددی بستگی دارد که قطعاً همه آنها به این می‌رسد که زمینه بروز آن باید در فرد باشد. رسانه یا به شکل خاص، سریال‌هایی که این مضامین را پرورش می‌دهند، می‌توانند این زمینه را پررنگ کنند و به آن فرصت بروز بدهند. البته بحث دیگری هم مطرح است که آن نفوذ آرام و زیر پوستی چنین مسائلی در ناخودآگاه مخاطب است؛ طوری که به شما می‌گوید اگر این کار را بکنید، خیلی هم بد نیست. رفته‌رفته فرد خود را مجاب می‌کند که به این دلیل یا آن دلیل من مجاز به ایجاد این رابطه هستم. کمرنگ شدن زشتی بعضی مسائل در تکرار نمایش آنها باعث می‌شود حریم یک‌سری تابوها از بین برود. مثلاً دست دادن با نامحرم به امری عادی بدل می‌شود یا این که اگر خانم در صندلی جلوی اتومبیل همکارش بنشیند و با هم به یک قرار غیرکاری بروند و همه چیز در حد یک مثلاً شام در رستوران باشد، دیگر خیانت به حساب نمی‌آید. مهم تعاریفی است که برای من به‌روز شده و آنها را نه به عنوان توجیه، بلکه به عنوان باورمان می‌پذیریم.
متأسفانه تماشای سریال‌های ماهواره‌ای از یک نظر خیلی بد است و آن این که خانواده‌ها و والدین آنها را بد نمی‌دانند و حتی در کنار بچه‌ها به تماشای آنها می‌نشینند؛ در حالی که بسیاری از مسائل مطرح‌شده، چه ساختاری و چه مفهومی، در آنها مناسب سن و سال بچه‌ها نیست و آنچه از بچگی در ذهن رنگ و شکل بگیرد، به سختی در بزرگ‌سالی قابل تغییر خواهد بود.

 

دکتر افسر افشارنادری
دکترای مدیریت فرهنگی و جامعه‌شناس

قبل از آن که به تأثیر مثبت یا منفی ماهواره بر روابط بین‌ فردی مانند نقش دیدن سریال‌های ماهواره‌ای بر زندگی زناشویی افراد بپردازیم، باید با نگاهی واقع‌بینانه بپذیریم که ماهواره یک تکنولوژی خنثی و وسیله‌ای مورد استفاده در همه کشورهاست. اگر بدون واکاوی و تنها به صرف آن که آن را عامل تغییرات بدانیم، مردم را از تماشای آن منع کنیم، در واقع مردم را فاقد شعور، آگاهی و قدرت تحلیل دانسته‌ایم. البته این مسئله که جوامع به سبب رسانه‌ها و از جمله ماهواره که یکی از اسباب رسانه است، تغییر می‌کنند، غیرقابل انکار است و به تبع آن، خانواده‌ها و افراد نیز تغییر می‌کنند؛ اما پیش از تأثیر ماهواره باید علل ساختاری این تغییرات را پیدا کرد. گاهی سیاست‌های غلط است که جامعه را به این سمت هدایت می‌کند و به جای آن که شرایطی را فراهم کنیم که این مسائل را خنثی کنیم، به دنبال راه‌های سطحی و بی‌نتیجه هستیم. مثلاً به جای آن که در یک برنامه مدون و درست با حضور کارشناس‌های مختلف و حتی مردم معمولی و نظرخواهی از آنها، برنامه‌ای مانند «بفرمایید شام» را نقد کنیم و تأثیرات آن را درک کنیم، دنبال تهیه «شام ایرانی» هستیم که مثلاً با آن مقابله کنیم. از خودمان رفع مسئولیت می‌کنیم و همه چیز را به گردن یک عامل بیرونی می‌اندازیم؛ طوری که انگار ایرادی نداشته‌ایم و در این تغییر جامعه بی‌تقصیر بوده‌ایم؛ در حالی که از نظر جامعه‌شناسی اول باید دیدگاه انتقادی را به مردم یاد داد. باید جایگاه درستی برای نقد منفی و مثبت قائل بشویم و مردم را به این سمت ببریم که قدرت نقادی داشته باشند. آن‌وقت یک فرد از یک خانواده در مواجهه با یک برنامه ماهواره‌ای، خوب و بدهای آن را به درستی ارزیابی می‌کند و اگر مشکلی را ببیند، خودش آن را سانسور می‌کند.
هر تکنولوژی وارداتی در جامعه دیگری شکل گرفته است؛ بنابراین فرهنگ جامعه خودش را دارد. این تکنولوژی به محض ورود به یک جامعه جدید باید به‌اصطلاح بومی بشود؛ یعنی با زیرساخت‌های فرهنگی جامعه جدید سازگاری پیدا کند و آماده شود تا مردم آن را درست بپذیرند؛ وگرنه مانند هر پدیده دیگری مردم به بدترین شکل از آن استفاده می‌کنند. در زمینه رسانه‌ها هم اول باید فرهنگ‌سازی متناسبی با جامعه در موردشان انجام داد و بعد آنها را وارد کرد. این اتفاق در ایران در عرصه رسانه بسیار ضعیف است. برای مثال، فرم جهانی تماشای رسانه 4 ساعت در شبانه‌روز است؛ اما در ایران تلویزیون از صبح تا شب در خانه روشن است و بسیاری از آدم‌ها به اشکال مختلف رسانه‌ای شده‌اند.
اساساً معتاد هم فردی فاقد اختیار و بی‌قید است که قطعاً هر برنامه‌ای برایش ساخته شود، بدون تفکر پای آن می‌نشیند. بخشی از این که چنین افرادی در جامعه تربیت شده‌اند، تقصیر خود ماست. در کشورهای پیشرفته هر کس بر اساس نیازش برنامه می‌بیند. مثلاً کسی که نیاز مشاوره‌ای دارد، برنامه مشاوره و کسی که نیاز پزشکی دارد، برنامه‌های پزشکی را می‌بیند؛ اما عمده افراد جامعه ما اصلاً رسانه‌ها را بر اساس نیاز نگاه نمی‌کنند و باری به هر جهت است. این همان چیزی است که برنامه‌سازان ماهواره در ایران مورد پژوهش قرار دادند و با توجه به جامعه ما درصدد برنامه‌سازی برآمدند. البته این که مردم وقت برای ماهواره بگذارند، کاهش پیدا کرده و اگر اوایل به خاطر موج تازه بودنش 20 ساعت پای ماهواره بودند، حالا حدود 4، 5 ساعت است. اما همین مدت زمان هم برای تأثیرگذاری بر مخاطب کافی است؛ چون یک عادت معمول و تکرار شونده است. تأثیرات آن هم غیرقابل انکار است. به عبارتی، اثر خفته دارد و می‌تواند نگرشی را خاموش یا تقویت کند و حتی اثرات نگرشی، رفتاری، عاطفی و شناختی ایجاد کند. باید فرد را از این مسئله آگاه کرد. اگر سیاست آموزشی درست باشد، فرد آگاه می‌شود و چنین فردی، درست انتخاب خواهد کرد.
فرض کنید می‌خواهید سمی را به خورد کسی بدهید. اگر آن را با تزئین و رنگ و لعاب زیبا به فردی که آگاهی ندارد بدهید، در جا می‌نوشد؛ اما فردی که آگاهی دارد، سم را در هر قالبی حتی زیبا و فریبنده هم که باشد، نمی‌نوشد؛ چون می‌داند آن سم کشنده است. ما باید سواد رسانه‌ای جامعه را بالا ببریم. مسئله مهم این است که ما استراتژی فرهنگی نداریم و در آموزش‌ها و برنامه‌سازی‌ها هم همین‌طور هستیم. برنامه‌های تلویزیون بر اساس نیازهای جامعه و نیازهای سنی نیست. این که بگوییم چون خط قرمز داریم، پس برنامه نمی‌سازیم، حرف درستی نیست. مانند این که کتابی بنویسید که فقط یک نفر آن را بخواند. چنین کاری که حرکت فرهنگی حساب نمی‌شود. در مورد تلویزیون و سریال‌سازی هم همین است. وقتی ما مخاطب را جذب نکنیم، دیگران این کار را خواهند کرد و آن‌وقت می‌گوییم همه چیز تقصیر آن و دیگران است. این که فیلم‌ها و سریال‌ها ساخته می‌شوند تا به جای پخش در رسانه در سوپرمارکت‌ها به فروش برسند، نشان می‌دهد که سیاست اشتباه ما فرهنگ را هم به یک ابزار تجاری تبدیل کرده است و در گذار از سنت به مدرنیته آن هم در حالی که پایه‌های تفکری‌مان از سنت‌ها و جامعه مدرن درست نیست و چشم‌بسته به سمت بسیاری از مظاهر به نمایش درآمده آن در ماهواره‌ها می‌رویم، بی‌آن که اصلاً آنها را بشناسیم، باعث شده است که باوری از شکل دیگری از زندگی در خانواده‌ها رشد کند. خانواده‌ای که معیارش اقتصادی است، به ازدواج‌هایی که با معیار اقتصادی انجام می‌شوند و جدایی‌هایی که محورشان مسائل اقتصادی است، می‌انجامد. با چنین تفکری، تماشای مجموعه‌هایی که روابط آزاد، تجمل‌گرایی و یک زندگی بی‌قید در هاله‌ای از رؤیا و… برای آن جامعه خوشایند می‌شود.
همه چیز باید از پایه و با آموزش‌های درست در مدارس و دانشگاه‌ها ایجاد شود. باید استراتژی رسانه‌ای فرهنگی خلق کنیم و به جای ندیدن موانع از فرصت‌ها استفاده کنیم، نه آن که آنها را تبدیل به تهدید کنیم.

 

ستاره حمیدی
روان‌شناس

بدون شک رسانه‌ها تأثیرات زیادی بر روابط فردی و بین فردی می‌گذارد؛ مخصوصاً تلویزیون که به عنوان یک رسانه، اطلاعات را به طرق مختلف اعم از دیداری، شنیداری و… به مخاطب ارائه می‌کند. رسانه‌های دیگر همانند رادیو که فقط به صورت شنیداری با مخاطبان در ارتباط هستند، مسلماً تأثیرشان بر روح و روان و روش زندگی افراد در حد تلویزیون نیست. خواه این برنامه‌های تلویزیونی داخلی باشند یا خارجی، باید توجه داشت که انسان‌ها در صورتی که آموزش ندیده باشند، در برابر چنین رسانه‌ای مخصوصاً رسانه‌های ماهواره‌ای که با جذابیت‌های تصویری و رنگی و صوتی بی‌شماری ارائه می‌شوند، بی‌دفاع و منفعل هستند و هر آنچه را به آنها ارائه شود، پذیرا خواهند بود. نکته در همین مسئله نهفته است؛ آموزش لازم در زمینه انتخاب صحیح که در ادامه بحث به آن می‌پردازیم.
متأسفانه بسیاری از این سریال‌ها بسیار سطحی هستند و بیشتر تأثیر مخرب به همراه دارند. نمی‌توان انکار کرد که سریال‌ها و برنامه‌های مستند ماهواره‌ای زیادی نیز وجود دارند که باعث افزایش سطح آگاهی و دانش افراد می‌شوند. مهم انتخابی است که افراد می‌کنند. رسانه‌های ماهواره‌ای در کنار معایب‌شان، مزایایی نیز دارند؛ همانند تمامی تکنولوژی‌های دیگر.
تأثیر تماشای این مجموعه‌ها بر زندگی زناشویی افراد

طبیعتاً بنا بر آنچه که گفتیم، سریال‌های ماهواره‌ای بر زندگی و روابط زوجین نیز تأثیرات فراوانی می‌گذارد. نباید فراموش کرد آنچه در آنها ارائه می‌شود، به کلی از فرهنگ و مذهب ایرانیان جداست و پذیرش آداب و فرهنگ و نوع روابط کشورهای اروپایی، آمریکایی و… برای خانواده‌های ایرانی ثقیل است. نمی‌توان انکار کرد که توقعات زوجین در کشوری همانند ایران شبیه کشورهای دیگر باشد. میزان توقعات، خواسته‌ها و حتی انتخاب سبک زندگی بسیار متفاوت است. منظور از سبک زندگی اموری است همانند انتخاب نوع تفریحات، سرگرمی‌ها، انتخاب دوستان و… زنان و مردان ایرانی حتی اگر بخواهند نیز نمی‌توانند خود را با فرهنگ کشورهای دیگر مطابقت دهند. در واقع، برخی در این میان دچار تضاد می‌شوند. عده‌ای به نام روشن‌فکری سعی در تقلید روش زندگی کشورهای دیگر می‌کنند؛ اما در عملکردشان تضاد به روشنی قابل رؤیت است. بسیاری از تنش‌ها و جدایی‌ها حاصل تضاد فرهنگی است که به وسیله رسانه‌ها ایجاد شده است. از یک‌سو، روش زندگی کشورهای غربی و ادعای روشن‌فکری و از سوی‌دیگر، در عمل متعهد بودن به مسائل مذهبی و فرهنگی اسلامی، زوجین را دچار تعارض می‌کند.
جلوگیری از تأثیرات این مجموعه‌ها بر بچه‌ها

سؤالی که بسیار مطرح می‌شود، تأثیر سریال‌های ماهواره‌ای بر کودکان است. بدیهی است که کودکان در برابر رسانه‌ها بی‌دفاع هستند و هر آنچه را به آنها عرضه شود، از راه تقلید درونی‌سازی می‌کنند و می‌آموزند. این وظیفه والدین است که مراقب محرک‌هایی که به فرزندان‌شان ارائه می‌شود، باشند؛ نه تنها در برابر رسانه‌ها، بلکه در کل تعاملات روزانه. والدین باید مراقب دیده‌ها و شنیده‌های کودکان باشند. همان‌طور که به خوبی می‌دانید، شخصیت اصلی فرزندان در دوران کودکی شکل می‌گیرد. مهم نوع آموزش صحیحی است که والدین باید برگزینند. البته دید واقع‌بینانه این است که نمی‌توان کودکان و نوجوانان را در برابر رسانه‌ها محافظت کرد. کودکان حتی اگر در منزل محدود شوند، در اجتماع در جمع دوستان و دیگر رسانه‌ها قرار دارند. نمی‌توان آنان را محدود و در یک جا محصور کرد. آنچه کودکان و نوجوانان نیاز دارند، آگاهی است. در واقع، داشتن آزادی به همراه آگاهی و شناخت. چنانچه از دوران کودکی، فرهنگ و چهارچوب‌های خانوادگی به صورتی منطقی و منعطف برای آنان مطرح شود و ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی درون‌شان شکل بگیرد، در زمان مواجهه با رسانه‌های نامناسب قادر به تصمیم‌گیری خواهند بود. در این زمان خودشان تصمیم خواهند گرفت؛ برای مثال، آیا رسانه‌های با محتوای سریال‌های رده‌پایین با رنگ و لعاب ترکیه‌ای را انتخاب کنند یا به دنبال منابعی مفید برای سرگرمی و گذران زمان خود باشند.
والدین در دوران کودکی مسئول دیده‌ها و شنیده‌های فرزندان‌شان هستند؛ هنگامی که کودکان قادر به تصمیم‌گیری برای انتخاب نیستند. آنچه فرزندان نیاز دارند، آگاهی از ارزش‌ها و شناخت است. متأسفانه برخی خانواده‌ها در این مسیر راه افراط را برمی‌گزینند و با نقدهای سریع از فرهنگ و آداب کشورهای دیگر و ایجاد محدودیت‌های زیاد، فرزندان را از ارزش‌های اصیل ایرانی بیزار می‌کنند و بستری را برای روی آوردن فرزندان به فرهنگ‌های بیگانه فراهم می‌آورند. هدف ایجاد محدودیت نیست. مهم دادن بینش و آگاهی به فرزندان است که خود قادر به انتخاب مناسب باشند. نهی کردن خانواده‌ها از دیدن سریال‌ها و برنامه‌های ماهواره‌ای اکثراً نتیجه معکوس داشته است.
کمرنگ‌سازی اهمیت خیانت در روابط

مبحث خیانت در بین زوجین بسیار گسترده است؛ ولی درباره تأثیر ماهواره بر میزان خیانت زوجین می‌توان گفت چنانچه زن و مرد آموزش ندیده باشند و پایبند به ارزش‌های خانواده نباشند، در برابر چنین رسانه‌ای به طور حتم آسیب‌پذیر خواهند بود.
توصیه‌ای برای چگونه دیدن این مجموعه‌ها

پیچیدن یک نسخه برای تمامی افراد غیرممکن به نظر می‌رسد و هر فردی خود با توجه به نیاز درونی قادر به انتخاب است. درباره کودکان توصیه می‌شود تا زمانی که پایه‌های تربیتی در آنان شکل نگرفته است و قادر به تشخیص درست از نادرست نیستند، والدین بر دیده‌هایشان نظارت داشته باشند. آنچه کودکان در سنین کم می‌بینند، تمامی زندگی‌شان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و جزئی از منش و شخصیت‌شان می‌شود. در سنین پایین فرزندان ما به دنبال الگویی جذاب و دوست‌داشتنی هستند.

 

بازیگران ترکیه ای

آخرین مطالب این بخش فرهنگ

مانتو جلو باز با تصاویر عجیب در تهران
تابستان که از راه می‌رسد، مدل‌های جدید پوشاک نیز در ویترین مانتوفروشی‌ها خودنمایی می‌کند و گاه برخی مدل‌ها آنقدر عجیب است که در نگاه نخست توجه هر خریداری را به خود جلب و این سؤال ...
هجوم ایرانی ها اینبار به صفحه دی کاپریو در اینستاگرام !
هجوم ایرانی ها اینبار به صفحه دی کاپریو در اینستاگرام !   لئوناردو دی کاپریو، هنرپیشه مطرح هالیوود، در صفحه اینستاگرام خود با انتشار عکسی از دریاچه ارومیه ضمن ابراز نگرانی از روند خشک شدن ...
نمایش ادب و تربیت ایرانی به جهانیان در دنیای مجازی!
ابتدا به نظر می رسید این تنها یک شوخی است؛
چهره زشت بالماسکه و هالووین در دانشگاه الزهرا!
یک غفلت فرهنگی مشهود با نمایش چهره زشت بالماسکه توسط مسئولان فرهنگی اتفاق افتاد.
چهره زشت بالماسکه و هالووین در دانشگاه الزهرا!
ما بعضی وقت‌ها گله داریم که چرا به هیچ کاری نمی‌رسیم. مخصوصاً در این روزهای زمستانی که تا به خودت بیایی شب شده است. شاید بشود گفت یکی از مهم‌ترین عوامل این کمبود وقت، این است که مدام مشغول گشت و گذار در تلگرام هستیم؛ نرم افزاری که بعد از کندشدن وایبر، جایگاه خودش را در گوشی‌های ما تثبیت کرد و با فرار از خطر فیلترینگ، همچنان می‌تازد.

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • کمی حرف و ترانه گوش کنید

  • مطالب پیشنهادی

  • دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام روزهای ابری دانلود آهنگ جدید سعید شهروز به نام تو اشتباه بودی دانلود آهنگ جدید مجید خراطها به نام عشق دانلود آهنگ جدید مسعود سعیدی به نام بمیرم برات دانلود آهنگ جدید امیر تتلو بنام نوازش
    ویدئوهای منتخب
  • دسترسی سریع