»   فرهنگی و هنری  »   چهار حکایت از چندین حکایت سینا
۲۷ آذر ۱۳۹۲ , ساعت ۱۷:۲۷

چهار حکایت از چندین حکایت سینا


به گزارش خبرنگار مهر، “حمایت از کودکان کار وظیفه هر انسانی است که در این دنیا زندگی ‌می‌کند” این جمله‌ را علیرضا نادری نمایشنامه نویس و کارگردان مطرح تئاتر ایران گفت که 7 روز پیش شاهد سفر سینا بود. شاید خیلی‌ها این اقدام را عملی ثواب می‌دانند و برای بخشش گناهان یا برای گشایشی در مشکلات و زندگی انجام می‌دهند که البته تفکری ناصواب نیست، اما از دید این هنرمند وظیفه هر انسانی در زندگی است که باید به صورت مداوم انجام شود.


علیرضا نادری با نمایشنامه‌هایی که خلق کرده در عرصه تئاتر ایران ماندگار شده است اما این روزها بسیاری از کسانی که با دلی اندوهگین به سراغ این مرد عرصه قول و قلم می‌روند راز این ماندگاری را چیزی فراتر از قلم و مکتوبات او می‌دانند. رازی که نادری بی‌هیچ درنگی آن را بر همه فاش می‌کند و رازش کلیدی می‌شود بر قفل‌های زنگار بسته قلوبی که این راز را در خود محبوس کرده‌اند؛ عشق به خداوند.


شاید برای درک این عشق بهتر باشد مروری کنیم بر “چهار حکایت از چندین حکایت سینا”


پرده اول: شامگاه روز سه‌شنبه 19 آذرماه، بعد از شنیدن خبر آماده شدن سینا نادری برای سفر، تعدادی از دوستان و آشنایان بعد از تماس‌هایی تلفنی در منزل علیرضا نادری در منطقه سعادت‌آباد تهران حضور پیدا می‌کنند. فرهاد اصلانی، امیر جعفری، حجت علیخانی، کوروش نریمانی، محمد حیدری، مهرداد کوروش‌نیا، رضا شاه‌بداغی، جواد رمضانی و ساقی عطایی در منزل حضور دارند. مهدی نادری برادر کوچکتر علیرضا نادری و نیما نادری دیگر فرزندش به حاضران رسیدگی می‌کنند. علیرضا نادری روی یک صندلی کنار شومینه نشسته و با لبخند از حاضران استقبال می‌کند. هیچ کس نمی‌داند که چه باید بگوید و چه کار باید بکند.


علیرضا نادری به این سکوت و بهت حاضران پایان می‌دهد و از سینا می‌گوید. به ساقی عطایی که سال‌های متمادی به عنوان دستیار کارگردان و به نوعی عضوی از خانواده نادری است اشاره می‌کند و از او می‌خواهد کتاب قرآن را برای‌اش بیاورد.


نادری کلام خداوند را به دست می‌گیرد و شروع به تلاوت می‌کند. سکوت حکمفرماست و کلام خداوند جاری است. نادری از قول خداوند به صابرین و بندگان خود تلاوت می‌کند. نادری به خداوند و کلام خداوند یقین دارد و بارها بر این نکته تأکید می‌کند. نادری کلمات را چنان آگاهانه بیان می‌کند که جان کلام ادا می‌شود و آگاهی نهفته در آن‌ها بر ذهن دوستان و آشنایانی که آمده‌اند با او همدردی کنند، نهیب می‌زند که این علیرضا نادری است که با ما همدردی می‌کند زیرا خود از درد فارغ است.


صبح روز چهارشنبه 20 آذرماه بیمارستان جم تهران حال و هوای دیگری دارد. همه در انتظار حضور علیرضا نادری هستند که بعد از گذشت دقایقی به همراه ساقی عطایی وارد بیمارستان می‌شود. امیر پسرعمه سینا روی سکوی بیرونی بیمارستان نشسته و مدام کلام خداوند را قرائت می‌کند و برخی مواقع به سراغ حافظ شیرازی می‌رود. به مرور زمان بر تعداد حاضران در بیمارستان افزوده می‌شود و علی‌اصغر دشتی، شکرخدا گودرزی، علی اسیوند، محسن حسن‌زاده و بهناز جعفری از هنرمندانی هستند که در انتظار نشسته‌اند تا ببینند دقایق پیش رو بستر چه اتفاقاتی خواهند بود.


علیرضا نادری به نمازخانه بیمارستان رفته و در آنجا به تلاوت کلام خداوند مشغول است و با خداوند راز و نیاز می‌کند. حجت علیخانی به سراغ‌اش می‌رود تا اجازه تدارک امکانات سفر سینا را بگیرد اما با چشمی گریان به میان جمع برمی‌گردد و می‌گوید که علیرضا نادری در حال عبادت است. همه منتظرند تا فرهاد اصلانی از راه برسد؛ هنرمندی که سال‌های سال است با نادری و خانواده‌اش همراه بوده و پشت خط نبرد با نادری پچپچه‌ها کرده‌اند. فرهاد اصلانی از راه می‌رسد و بی‌درنگ خود را به نمازخانه بیمارستان می‌رساند. پس از گذشت اندک زمانی اصلانی به همراه نادری در لابی بیمارستان جم حضور پیدا می‌کنند و اشاره اصلانی حاکی از آن است که امکانات سفر سینا آماده شود.


چهارشنبه 20 آذرماه روز عجیبی است. علیرضا نادری در منزل خود میزبان هنرمندان و دوستانی است که برخی از آن‌ها توانایی رویارویی با علیرضا نادری را ندارند و برخی از سرانجام نادری و حالی که بر او خواهد گذشت هراسانند. اما گویا در حین تدارک سفر سینا از سرانجام تنها کسی که نباید هراس داشت، علیرضا نادری است. مهدی سلطانی، شبنم مقدمی، الهام پاوه‌نژاد، علیرضا محمدی، فریبرز قربانزاده، امیر جعفری، ریما رامین‌فر، مهشاد مخبری، محسن تنابنده، سعید آقاخانی و هدایت هاشمی و … در جمع حاضر هستند و آماده شدن برای بدرقه سینا برای‌شان کار آسانی نیست. اما چیزی که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت ایثاری است که سینا برای پدر کرد. سفر او راه را برای برقراری ارتباطی خاص و خالص با خداوند هموار کرد و حال پدر وامدار پسر است و علیرضا نادری به عشق پسر و خداوند تا سپیده‌دم مدام با حاضران از پروردگار گفت و از ایثار سینا و حکایت غریب سفر بلدرچین‌ها از روی اقیانوس.


پرده دوم: روز بدرقه سینا. روزی که قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) میزبان جمعیتی است که گویی برای بدرقه هنرمندی بزرگ و شناخته شده حضور پیدا کرده‌اند. قرار است فریدون مشیری که پیش از این سفر را آغاز کرده بود سینا را در کنار خود همراه شود. همه دلتنگ این بدرقه هستند و مادر سینا که سپیده‌دم همین روز برای آخرین بار فرزندش را در خانه دیده بود، در سکوت نظاره‌گر آیین سفر می‌شود. نیما نادری با وقار برادر را بدرقه و مهدی نادری با نگاهی عمیق در لحظه وداع خاطرات سال‌های کودکی و نوجوانی و جوانی برادرزاده را یک به یک مرور می‌کند.


کوروش نریمانی با تلاوت کلام خداوند سینا را بدرقه می‌کند و علیرضا نادری با تلاوت سوره “شرح” با استواری به سینا می‌نگرد که توشه راه‌اش عشقی است که به زندگی نثار کرد و آرزوهایی که همه در یک چیز خلاصه شد: ایثار کردن خود برای پدر. “این کلام خداوند است، به آن گوش بسپارید: بسم‌الله الرحمن الرحیم، الم نشرح لک صدرک، و وضعنا عنک وزرک، الذی انقض ظهرک، و رفعنا لک ذکرک، فان مع العسر یسرا، ان مع العسر یسرا، فاذا فرغت فانصب، و الی ربک فارغب، صدق الله العلی و العظیم” را نادری بیان و تلاوت می‌کند و همه در سکوت به او و کلام خداوند گوش می‌سپارند. مردی که زمانی از کوکوی کبوتران حرم گفت امروز از غفلت تأسف‌بار انسان‌ها از خداوند سخن می‌گوید و اینکه باید زیر نور خداوند خود را قرار دهیم و با معبود خود به راز و نیاز بپردازیم.


جمع کثیر حاضر در قطعه هنرمندان که گمان می‌کردند باید در کنار علیرضا نادری و خانواده‌اش برای دوری سینا اشک بریزند، اشک‌های خود را نثار حسرتی کردند که از عشق‌ورزی پدر و پسر با خداوند نصیب‌شان شد. شامگاه اولین روز بدرقه سینا دوستان و آشنایان نادری و خانواده‌اش در منزل او حضور پیدا می‌کنند و این بار یاسر خاسب است که تنها راه بیان احساسات خود را اجرای پرفورمنسی می‌بیند که حکایت از سینا دارد و سفرش.


پرده سوم: روز جمعه 22 آذرماه و هنگام غروب چهره‌های آشنا با علیرضا نادری و منش و رفتارش در منزل او کنار هم جمع می‌شوند اما نه برای تسلای خاطر این هنرمند و خانواده‌اش بلکه برای رفع دلتنگی خود. برای لمس کلماتی که آگاهانه بیان می‌شوند و مملو از عشق به خداوند و کلام او هستند. حاضرانی که می‌آیند در لحظه رفتن حال و هوای دیگری دارند. یقین نادری و همسرش، وقار و صبوری پسرش نیما و برادرش مهدی عجیب است. کسی با مجلس سوگ مواجه نیست و در جشنی شرکت می‌کند که از برای جوانی برپاست که جهان پیرامون خود را متحول کرده است. کسی که 6 سال عمر خود را صرف رنجی کرد که خود گنجی بود از سوی پروردگار که با هر قطعه از این رنج گرانبها، انسانی را به آدمیت نزدیک کند.


نادری به شکرانه این جشن کلام خداوند را تلاوت می‌کند و از بهشت می‌گوید و دنیایی که دیگر در آن بدی نیست و ساکنان آن آدمیانی هستند که اگر قلب‌شان می‌شکند به دلیل اندوه یا غمی جانکاه نیست بلکه از برای عشق عظیم خداوندی است که به یکباره دروازه‌های قلب را می‌گشاید. نادری با یقین و عشقی که اشک را از چشمان حاضران سرازیر می‌کند همگان را به ایستادن زیر نور خدا و اقامه نماز دعوت می‌کند.


پرده چهاردم: مکان مسجد جامع شهرک قدس است. ساعت 15 تاج‌های گل در مقابل در ورودی مسجد به چشم می‌آیند که روی‌شان نام سینا و علیرضا نادری مشترک است. چهره‌های بسیاری با غم و اندوه وارد مسجد می‌شوند از همایون شجریان، علی رفیعی، ابراهیم حاتمی‌کیا، حمید فرخ‌نژاد، پیمان قاسم‌خانی، مسعود رایگان، حسن فتحی، حسین پاکدل، پریسا بخت‌آور، مهسا ملک مرزبان، ژاله صامتی و هنرمندان بسیار دیگری گرفته تا مدیرانی چون احمد مسجدجامعی، علی مرادخانی و …


قاری کلام خداوند را قرائت می‌کند و پس از آن محمد رضایی‌راد، کوروش نریمانی و فرهاد اصلانی از جمله هنرمندانی هستند که از سینا می‌گویند و علیرضا نادری. در سومین روز آغاز سفر سینا، پدر در پشت تریبون مسجد می‌رود و همه به احترام‌اش روی پا می‌ایستند. نادری از عشقی که فرزندش به او نثار کرد می‌گوید و از لطفی که خداوند به او و خانواده‌اش دارد. کلام خداوند را تلاوت و همه‌گان را به سوی خداوند و عشق ورزیدن با پروردگار دعوت می‌کند. لحظات عجیبی است و هیچ کس باور ندارد که مراسمی که در آن حضور دارد، سوگواری است.


حالا علیرضا نادری لحظه لحظه تجربیات ناب خود را با جمعی در میان می‌گذارد که همه‌گان در عرصه هنر و اندیشه ورزی همراه با نادری بوده‌اند با حکایت‌های رحمان آشنایند و در 77/6/31 نیز او را تنها نگذاشتند و کوکوی کبوتران حرم را با او شنیدند و برای پچپچه‌های پشت خط نبرد گریستند و اکنون کلامی را از او می‌شنوند که جز این از نادری انتظار ندارند. کلماتی که همچون گذشته در عین صراحت مملو از عشق است.




پدری که ایثار فرزندش بهای حضور عشق خداوند در لحظه لحظه زندگی و قلب و جان‌اش است، به راستی قدر پرداختن این بهای گرانبها را می‌داند و لحظه‌ای از خدا و یاد خدا غفلت نمی‌ورزد. عشق علیرضا نادری به خداوند گوهری گرانبهاست که باعث شده تا دوستان، آشنایان و اطرافیان با کنار زدن پرده‌های غفلت بار دیگر سپیده‌دم به عشق خداوند زیر نور او بایستند و راز و نیاز و عشق‌ورزی با پروردگار را آغاز کنند.


توان ما مرور این چهار حکایت بود از چندین حکایت سینا که حاصل‌اش جاری شدن عشق خداوند به دل‌های شکسته است.

آخرین مطالب این بخش فرهنگی و هنری

اخبار كوتاه فرهنگی هنری را در بسته خبری فرهنگ و هنر ملکانه دنبال کنید   انجمن صنفی فیلم کوتاه ایران «ایسفا» طی نامه‌ای به دبیر سی‌و‌پنجمین جشنواره فیلم فجر خواستار بازگشت سیمرغ بلورین فیلم کوتاه به جشنواره فیلم فجر شد. روسیه فیلم «بهشت»...
رنگ کردن جهان کار جالبی به نظر می‌رسد؟ اگر این‌طور است، می‌توانید نقاشی بالا را رنگ کنید. می‌توانید این نقاشی را پرینت بگیرید یا اصلا به صورت دیجیتالی روی کامپیوتر آن را رنگ کنید. خوب است به هنگام رنگ کردن...
مریم حیدرزاده جدیدترین کتاب خود را به وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تقدیم کرد. ...
تصویری از بهرام رادان در جشن تولد 35 سالگی اش که در صفحه اجتماعی اش منتشر کرده است. ...

  • کاور Carol of the Bells جدیدترین اثر تیلور دیویس

    کاور Carol of the Bells جدیدترین اثر تیلور دیویس

    دانلود آهنگ جدید مجید خراطها بنام بی رحمی دانلود آهنگ جدید حامد محضرنیا بنام شب یلدا دانلود آهنگ جدید امیر ایکس 2 بنام مغرور دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی به نام قدم بزن
    جدیدترین ترانه ها
  • آخرین مطالب