پنجشنبه, ۱۰ فروردین ۱۳۹۶
»   سلامت روان  »   ۵ گام تا پایان دادن به هیجانات منفی
77 بازدید
۱۰ آبان ۱۳۹۴ , ساعت ۲۳:۱۷
۵ گام تا پایان دادن به هیجانات منفی

۵ گام تا پایان دادن به هیجانات منفی

تغییر رفتار هیجانی‌مان هرگز آسان نیست اما شاید این ۵ گام بتوانند به ما کمک کند یاد بگیریم چگونه به طریقی که از نظر هیجانی مطمئن باشد، خودمان را از هیجانات منفی رها کنیم.

هیجانات می‌توانند یک میدان مین واقعی باشند، می‌توانند بهترین دوست یا بدترین دشمن‌مان باشند. بعضی از آنها نرم و آهسته، زمانی‌که اصلا انتظارش را نداریم به ما نزدیک می‌شوند، درحالی‌که بعضی دیگر دوست دارند گوشه‌ای دنج از روان‌مان را تسخیر کنند و برای مدتی طولانی در آن باقی بمانند.

اگر درمورد هیجانات مثبت مانند خوشی یا شور و شوق صحبت کنیم، تمایل داریم بدون محدودیت به روح و روان‌مان دعوت‌شان کنیم و با آغوش باز از آنها استقبال کنیم. اما اگر هیجانات منفی باشند، مثل اضطراب یا خشم، مقتدرانه به آنها گفته می‌شود اسم‌شان در لیست نیست و نمی‌توانند وارد شوند. اما مشکل این رویکرد این است که ممکن نیست بتوانید با این هیجانات منفی قطع ارتباط کنید و با هیجانات مثبت سوار بر اسب به افق بروید، نمی‌توانید هیجانات را دست‌چین کنید.

هیجانات منفی و آزاردهنده بخشی از ساختار احساسی ما هستند. بنابراین نمی‌توانید از آنها فرار کنید یا خودتان را از آنها مخفی کنید. به جای این‌که هر بار که ظاهر می‌شوند اسیرشان شوید و تحت سلطه‌شان دربیایید، شاید لازم باشد چشم‌اندازتان را تغییر دهید. اگر سعی کنید ریشه‌شان را پیدا کنید و یاد بگیرید چه‌طور به شیوه‌ای مطلوب خودتان را از آنها رها کنید، می‌توانید رابطه‌ی بهتری با آنها برقرار کنید تا به جای این‌که همیشگی باشند، مانند یک مهمان یک‌شبه باشند.

تغییر رفتار هیجانی‌مان هرگز آسان نیست اما شاید این ۵ گام بتوانند به ما کمک کند یاد بگیریم چگونه به طریقی که از نظر هیجانی مطمئن باشد، خودمان را از هیجانات منفی رها کنیم:

 

۱. احساسات را حس کنید

آیا تا به حال دقت کرده‌اید بچه‌ها با هجوم سرکش هیجانات‌شان چه‌طور برخورد می‌کنند؟ آنها به راحتی آن‌چه را که به آن مشغول هستند رها می‌کنند و اجازه می‌دهند آن هیجان فوران کند. هرچند شاید نشستن وسط فروشگاه تارگت و از اعماق وجود گریه کردن از نظر هیجانی واکنش پخته‌ای نباشد. اما در واقع بچه‌ها یک امتیاز از ما جلوتر هستند. آنها به‌طور غریزی احساسات‌شان را حس می‌کنند. جالب این است که معمولا این فرآیند خیلی سریع است(اما احتمالا برای بیش‌تر پدر و مادرها یک عمر به نظر می‌رسد).

من تا به حال ندیده‌ام یک بچه‌ی ۶ ساله، به خاطر یک تکه کیک، ۱ سال غصه‌دار باشد. آنها ناراحت می‌شوند، پا به زمین می‌کوبند و از آن می‌گذرند. ما به عنوان بشر این‌گونه طراحی شده‌ایم، اما وقتی بزرگ‌تر می‌شویم از نظر اجتماعی کم‌تر پذیرفته است که به سادگی وسط فروشگاه بایستیم و شروع به جیغ و فریاد کنیم.

باید درک کنیم بعضی هیجانات فقط انرژی هستند و اهمیت این نکته حیاتی است. اگر با آنها کنار نیاییم می‌روند و در اعماق وجودمان مخفی‌گاهی پیدا می‌کنند. اگر هیجانات‌مان را سرکوب کنیم و وانمود کنیم وجود ندارند، یا به خودمان دروغ بگوییم، فقط این فرآیند را طولانی‌تر می‌کنیم. در عوض، وقتی متوجه شدید یک هیجان منفی در حال ورود است، سعی کنید نشستی چند لحظه‌ای با آن داشته‌باشید. این دستاورد اصلا آسان نیست، و شاید در آغاز بی‌نهایت سخت باشد. پی‌ببرید کدام بخش بدن‌تان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، از آن هیجان نام ببرید. شاید اگر بلند بگویید”الان مضطرب هستم” شاید چنگال‌اش کمی سست‌تر شود.

متاسفانه هیجانات منفی معمولا با واکنش‌های جسمی همراه هستند، مثلا شاید به معنی کلمه، از خشم بلرزید یا از شدت اضطراب دچار حالت تهوع شوید. مکان آرامی پیدا کنید و اجازه بدهید بدن‌تان هر کاری را که با آن نیاز دارد انجام دهد. گریه کنید، فریاد بزنید، یا فقط مدتی تنها باشید. احتمال آن وجود دارد که وقتی واقعا آن احساس را حس می‌کنید دیگر آن سلطه را روی شما نداشته‌باشد. وقتی صحبت از هیجانات است، تنها راه ممکن، روبه‌رو شدن با آن است.

 

۲. آداب صبح‌گاهی داشته‌باشید

تا به حال پیش آمده است که با خشم به بستر خواب بروید و با همان خشم بیدار شوبد و بالش‌تان از شدت آن داغ باشد، یا از دنده‌ی چپ بلند شوید و بدون هیچ دلیل واضحی احساس بدبختی کنید؟ نخستین لحظات صبح می‌توانند قدرتمندترین لحظات باشند، با هر خلق و خویی که هنگام بیرون آمدن از بستر داریم، احتمالا تمام روز به ما خواهدچسبید. به همین دلیل، آداب صبح‌گاهی به عنوان وسیله‌ای برای پاک‌سازی مجموعه‌ی هیجانات می‌تواند خیلی قدرتمند باشد. آداب متفاوتی وجود دارند شاید موثر باشند اما آدابی که در ادامه می‌آیند می‌توانند خیلی موثر باشند:

یادداشت روزانه: افکارتان را از سرتان خارج کنید و آنها را روی کاغذ بیاورید، این می‌تواند پالاینده‌ی خوبی باشد و شاید یکی از قدرتمندترین راه‌های نوشتن یادداشت‌های روزانه، نوشتن جریان افکار باشد. به سادگی افکاری را که به ذهن‌تان می‌آید، بدون مرور یا قضاوت، بنویسید. حتی اگر حرفی برای گفتن ندارید به‌راحتی بارها و بارها بنویسید”حرفی برای گفتن ندارم” تا زمانی‌که چیز دیگری به ذهن‌تان برسد یا صفحه پر شود. وقتی به تعدادی که مشخص کرده‌اید صفحه پر کردید، آنها را مرور نکنید. این خاطرات روزانه نیست، ابزاری برای پاک‌سازی هیجانات منفی است.

مراقبه: آرام کردن ذهن از طریق تنفس واقعا یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که برای رها شدن از هیجانات منفی در اختیار داریم، اما با این وجود این اقدام آسان نیست. نقطه‌ای آرام پیدا کنید و مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه آرام بنشینید، روی تنفس یا یک سرود تمرکز کنید(درمورد من “ول” برای دم و”کن” برای بازدم موثر بود). ذهن ناآرام با تمرین مراقبه یاد می‌گیرد آرام شود و باعث می‌شود بیش‌تر با ما هماهنگ می‌شود. این در نهایت باعث تمرکز حواس می‌شود. تمرکز حواس در ذهن‌مان فضایی میان افکار باز می‌کند تا بتوانیم هنگامی‌که هیجانات منفی به سوی ما می‌خزند آگاه شویم و فرصت داشته‌باشیم پیش از آن‌که به سرعت قدرت بگیرند و روز یا هفته‌مان را خراب کنند، آنها را فروبنشانیم.

 

۳. با ورزش هیجانات منفی را دور کنید

ما به عنوان بشر برای تحرک طراحی شده‌ایم. ورزش نه‌تنها از نظر جسمی بلکه از نظر روانی نیز بسیار خوب است. هورمون‌هایی که هنگام تحرک جسمانی و افزایش ضربان قلب ترشح می‌شود می‌تواند ذهنیت‌مان را به کلی تغییر دهد. حتی همین حرکت‌های ساده مانند بیرون رفتن برای پیاده‌روی، دویدن یا کلنجار رفتن با چند وزنه ذهن را وادار می‌کند روی فعالیت فعلی تمرکز کند. دفعه‌ی بعد که از چیزی خشمگین شدید، به جای این‌که به پاکت چیپس متوسل شوید و سست و بی‌حال مقابل تلویزیون بنشینید، به فعالیت فیزیکی بپردازید. حتی اگر این فعالیت رقص دیوانه‌وار با یک آهنگ به سبک گنگستار رپ(سبک مورد علاقه‌ی من) در اتاق‌تان باشد، احساس خیلی بهتری خواهیدداشت و احتمالا به این‌که چه‌قدر مضحک به‌نظر می‌رسید خواهیدخندید.

 

۴. چشم‌اندازتان را تغییر دهید

گفتاورد معروفی هست که می‌گوید: “اگر نوع نگاه‌تان را به چیزها تغییر دهید، چیزهایی که به آنها نگاه می‌کنید تغییر خواهندکرد”. به زبان ساده، همه‌چیز به چشم‌انداز برمی‌گردد. دفعه‌ی بعد که خودتان را در برابر هیجانات منفی یافتید، قبل از این‌که دست به عقلانیت ببرید و تقصیرها را مشخص کنید، یا درمورد آن اوضاع داستان‌سرایی کنید، یک نفس عمیق بکشید و از خودتان بپرسید”چه‌طور می‌توانم نگاه متفاوتی به این اوضاع داشته‌باشم؟” هر داستان دو جنبه دارد و بعد از توجه به هر دو جنبه می‌توانید به حقیقت پی‌ببرید. حتی اگر طرف مقابل آشکارا در اشتباه است سعی کنید از چشم‌انداز او نگاه کنید. شاید لازم باشد گام‌های ۱ تا ۳ با سرعت طی کنید تا آمادگی آن را پیدا کنید، اما نگاه کردن از چشم‌اندازهای مختلف می‌تواند حس هم‌دلی را ایجاد کند.

اگر با دوستی دعوا کرده‌اید، سعی کنید نگاهی دوباره به اوضاع داشته‌باشید. شاید دوره‌ی سختی را پشت سر می‌گذارد و آن را سر شما خالی می‌کند، منصفانه نیست اما قابل درک است. حتی اگر برای‌تان غیرممکن است که اوضاع را طور دیگری ببینید، درک کنید که چسبیدن به هیجان منفی فقط به شما آسیب می‌زند. یاد بگیرید که بی‌خیال شوید، مجبور نیستید آن‌چه را رخ داده‌است فراموش کنید اما می‌توانید سعی کنید ببخشید و به زندگی‌تان ادامه بدهید.

 

۵. بخش‌بندی کنید

هیجانات تا حدی شبیه گلوله‌های برفی هستند. هرچه بیش‌تر اجازه بدهید بغلطند، بزرگ‌تر می‌شوند. دفعه‌ی بعد که خودتان را در احاطه‌ی هیجانات منفی یافتید، سعی کنید آنها را بخش‌بندی کنید. شاید این واقعیت که پرستار فرزندتان در آخرین دقایق شما را قال گذاشته‌است شما را ناراحت کند، اما انتقال این ناراحتی به همسرتان، که او نیز به نحوی ناامیدی‌اش را به فرزندان منقل می‌کند، فقط به یک هدف کمک می‌کند: همه‌ی خانواده را به ورطه‌ی هیجانات منفی می‌کشاند، چون به این گلوله‌ی برفی اجازه داده‌اید بغلطد و بزرگ شود. به جای این کار، برای خودتان روشن کنید واقعا چرا ناراحت هستید و حد و مرز آن را مشخص کنید. اجازه ندهید ناراحتی‌تان از بابت به‌دست نیاوردن یک شغل به بهمنی از نارضایتی تبدیل شود. با آن کنار بیایید، خودتان را پیدا کنید و به راه‌تان ادامه بدهید. شاید زندگی سخت باشد و به اوضاعی بربخوریم که دوست نداریم، کلیدش این است که اجازه ندهید جنبه‌های منفی، بخش‌های مثبت زندگی‌تان را زائل کند.

نویسنده: ویکتوریا کاکس

 

آخرین مطالب این بخش سلامت روان

چگونه دیگران را خوشحال کنیم؟
همه‌ی ما گاهی غمگین و افسرده می‌شویم و نیاز داریم کسی در این شرایط با ما همدلی کند. حتما برای دوستان و نزدیکان‌تان پیش آمده است که از موضوعی ناراحت بودند و شما دوست داشتید ...
۱۰ راه درمان بر افسردگی در جوانی
گروه موسیقی راک بلینک ۱۸۲ در یکی از ترانه‌هایش به بهترین شکل آن را گفته است: “وقتی ۲۳ سالته، هیش‌کی دوستت نداره”. این خودش نوعی افسردگی به همراه می‌آورد. خب، شاید بعضی‌ از آدم‌ها شما را ...
چرا آدم هایی که زیاد گریه می‌کنند سالم‌تر، آزادتر، و از نظر ذهنی قوی‌تر هستند
آیا می‌دانستید گریه شما را سالم تر و قوی تر می‌کند؟ آیا می‌دانستید این کلمات و عبارات چه مفهومی برای‌تان دارند؟ نالان، گریان، و احساساتی.  این کلمات بیشتر اوقات بار معنایی منفی دارند. این‌ها به ...
مغزتان خسته شد، پلک بزنید!
محققان دریافتند که این زنگ تفریح مذهنی می‌تواند از کسری از ثانیه تا چند ثانیه طول بکشد تا توجه کامل دوباره بازیابی شود. در این زمان، اسکن‌هایی که افول و جریان خون را در مغز پیگیری ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • مطالب مرتبط

  • دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین به نام نگاه تو دانلود آهنگ جدید یاس به نام سرکوب دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام بوی عیدی دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده به نام سال نو دانلود آهنگ جدید پویا سالکی به نام درگیره دلت
    جدیدترین ترانه ها
  • مطالب اخیر




  • دسترسی سریع