»   فوتبال 3  »   روزی که کریمی پول بنزین نداشت
۴ اسفند ۱۳۹۱ , ساعت ۰:۲۱

نامه ای درباره کمک شماره 8 به یک پیرزن محروم

روزی که کریمی پول بنزین نداشت

این متن از روی گفته های یکی از دوستان کریمی تنظیم شده. هر چند شاید شماره 8 پرسپولیس دوست نداشته باشد که کسی این متن را بخواند اما ننوشتن از کاری که او کرده هم درست به نظر نمی رسد

این متن از روی گفته های یکی از دوستان کریمی تنظیم شده. هر چند شاید شماره 8 پرسپولیس دوست نداشته باشد که کسی این متن را بخواند اما ننوشتن از کاری که او کرده هم درست به نظر نمی رسد:

با علی [کریمی] رفته بودیم بانک. برای یک کار اقتصادی لازم بود از حساب پول برداریم. در بانک همه او را می شناختند. از مسئول باجه بگیر تا رییس بانک همه با او خوش و بش می کردند. رئیس بانک و مسئول یکی از صندوق ها از آن استقلالی های تیر بودند. از همان اولی که وارد بانک شدیم با کریمی کل کل کردند تا لحظه ای که بیرون برویم.

علی [کریمی] باید 4 میلیون و 700 از بانک برمی داشت. برای کاری که می خواستیم انجام دهیم حداقل پول لازم همین بود. پول را که گرفت از بانک خارج شدیم. هنوز خیلی از بانک دور نشده بودیم که یک پیرزن را گوشه خیابان دیدیم. به نظر گدا می آمد. می دانستم که علی [کریمی] دست به خیر دارد.

روزی که کریمی پول بنزین نداشت

سریع کنار زد و سراغ پیرزن رفت. طفلک نای حرف زدن نداشت. نه پول می خواست نه کمک؛ فکر کنم از حال رفته بود. به او کمک کردیم که از جایش بلند شود. نایلون داروهایش کمی آن طرف تر افتاده بود. علی [کریمی] داروهایش را به او داد و با اصرار سوارش کرد که به خانه اش برساند.

خانه شان قدیمی بود وارد خانه شدیم، همسر پیرزن هم روی یک تکه پتو خوابیده بود. علی به پیرزن نزدیکتر بود و با او حرف می زد. زیاد از حرف هایی که می زدند سردر نمی آوردم. پیرمرد و پیرزن را تنها گذاشتیم و از خانه بیرون آمدیم. در مسیر برگشت اصلا حرف نمی زد. مشخص بود که حوصله ندارد.

به پمپ بنزین رفتیم که بنزین بزنیم. بعد از اینکه بنزین زدیم، علی از مسئول پمپ پرسید کارت خوان دارند یا نه. مسئول کلی تعارف کرد و گفت که نمی خواهد پول بگیرد اما کارت خوان نداشتند. من به جای او پول بنزین را حساب کردم.

پیش خودم می گفتم نگاه کن همین الان 4 میلیون پول گرفت نمی خواهد خرج کند. پیگیرش شدم که دنبال کارمان برویم. بیرون پمپ بنزین اما گفت امروز نمی خواهد این کار را بکند. کلی بهانه آورد و گفت که ظهر شده، آخرش هم گفت پول ندارد که بدهد. گفت که فردا کارمان را انجام بدهیم.

همین یک ساعت پیش 4 میلیون و 700 از بانک پول گرفته بودیم ولی معلوم بود که دیگر پولی در جیبش نمانده است. من که ندیدم علی پول ها را در خانه آن پیرمرد و پیرزن گذاشته باشد. نمی دانم آنها تا الان پول ها را پیدا کرده اند یا نه. اصلا فهمیده اند که این پول ها را چه کسی آنجا گذاشته. خیلی راحت از هم خداحافظی کردیم و جدا شدیم.

منبع: تماشا

آخرین مطالب این بخش فوتبال 3

البته دن گاسپار هم از کادر فنی تیم ملی جدا شده و از آنجایی که او مربی دروازه بان بود و نمی شد تیم ملی بدون مربی دروازه بان ها به کار ادامه دهد کی روش سریعا یک مربی هموطن...
ابتدا به روز تولد این بازیکن بر می گردیم:  ۲۶ دسامبر سال ۱۹۹۰٫ در این روز انقلاب مخالفان اتحاد جماهیر شوروی بعد از ۶ سال و ۹ ماه به ثمر نشست و اتحاد جماهیر شوروی، یکی از قدرتمند ترین کشور...
گزیده اخبار ورزشی امروز پنجشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۵ را به صورت خلاصه و مفید بخوانید. از لغو مجدد بازی تیم ملی تا خبر خوش برای استقلال 🔘محرومیت بازیکن تیم ملی فوتسال، در اولين بازى رسمى تيم ملى با ارسال نامه فیفا، محمدرضا سنگ...
سایت ورزش ۱۱ یکی از بهترین سایت های تخصصی فوتبال...


  • دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین به نام روزای تاریک

    دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین به نام روزای تاریک

    دانلود آهنگ جدید شهرام ناظری به نام برگ ریزان دانلود آهنگ جدید میلاد بابایی به نام اشتباه بود دانلود آهنگ جدید علیرضا طلیسچی به نام تو فکر میکنی کیه دانلود آهنگ جدید اشوان به نام منو دریاب
    جدیدترین ترانه ها
  • آخرین مطالب