»   جالب و خواندنی, زنان امروز  »   دخترانی با بدنهای رسانه‌ای !
۲۰ مهر ۱۳۹۶ , ساعت ۱۴:۱۰

دخترانی با بدنهای رسانه‌ای !

بقلم: متین مسیحا

«متین» نامی‌ست که ایرانی‌ها هم آنرا روی دختر می‌گذارند هم روی پسر. البته در غالب موارد این نام را پسرانه می‌دانند. مثل نام مسیح یا  مسیحا! مثلا من خودم تا مدتها فکر می‌کردم «مسیح علی‌نژاد» روزنامه‌نگار شناخته شده‌ی ایران یک مرد است. و با دیدن عکسش اولین بار نمی‌توانستم به خودم بقولانم که او یک زن است. هرچند ظرافت‌های زنانه در قلمش چیزی نبود که معمولا توسط روزنامه‌نگاران مرد صورت پذیرد.

این تجربه برای خودم هم پیش آمده. من در مکاتبات اداری یا آموزشی با استادان و یا دانشجویان بعضاً مرد تلقی می‌شدم. و تقریباً در نود درصد موارد وقتی که طرف مکاتبه متوجه می‌شد من دختر هستم، رفتارش برمی‌گشت و برخوردش بامن نسبت به قبل ۱۸۰ درجه تفاوت داشت. این موضوع برای من امری آزار دهنده بود. چرا که هیچ‌وقت دوست نداشتم در ضوابط و مناسبات اجتماعی جنسیت من به عنوان ملاکی برای تعیین نوع و ماهیت ضابطه یا رابطه تلقی شود. اما حضور من در شبکه‌های اجتماعی تجربه‌ی جدیدی و ناخوشایندی را برای من بوجود آورد. چیزی که شاید تنها زنان و دختران بتوانند تلخی آن را درک کنند

من تا چندی پیش نسبت به فیس بوک ذهنیت خوبی نداشتم. علت آنهم استعداد شدید این شبکه اجتماعی در فروبردن ما در گرته ی ابتذال، قشری گری و پوپولیسم بود. اما به اصرار سردبیر و یکی دوتا از دوستانم که در خارج از کشور بودند تصمیم به ساختن اکانتی در فیس بوک گرفتم.
من در حدود یک ماه اول این عکس را،  به عنوان عکس نمایه (پروفایل) ام گذاشتم:

کلود دتلف

کلود دتلف

این عکس بدست عکاس کانادایی به نام کلاود دتلوف در ۲۶ آگوست ۱۹۳۹ در بریتیش کلمبیا کانادا از سربازانی گرفته شد که عازم جنگ جهانی بودند تا به ارتش بریتانیا بپیوندند. آنها به سمت مقصدی سری رهنمون شده بودند. در حال رژه، ناگهان پسری پنج ساله به نام “ویتی” دستان مادرش را رها کرد و در حالی که به سمت پدرش، سرباز جک برنارد ، می دوید، این جمله را به …زبان آورد: “صبر کن بابا”. در همین لحظه بود که عکاس دکمه شاتر دوربینش را فشرد و عکسی را خلق کرد که نه تنها به شکلی گسترده در تمام دنیا منتشر شد بلکه در تمام دوران جنگ در تمام مدارس بریتیش کلمبیا آویزان شد.لبخند جالب مادر ویتی، چهره مطمئن و مصمم پدر، پس زمینه صف طولانی سربازان کانادایی و تقارن دستهای پدر، مادر و خود ویتی به عکس جلوه ای هنری و ماندگار داده است.
خب تازمانی که این عکس در پروفایلم بود همه چیز عادی بود. حتی خیلی‌ها به اقتضای نامم (متین) گمان می‌کردند من مذکر هستم! گاهی کسی درخواست دوستی و گاهی هم من اگر کسی را می‌شناختم یا از مطالب و استاتوس‌هایش خوشم می‌آمد ادد می‌کردم.
همه چیز از روزی شروع شد که من تصمیم گرفتم یک عکس معمولی از خودم را به عنوان عکس پروفایلم قرار دهم. عکس را آپلود کردم و صفحه را بستم! تا مدتی نتوانستم به اینترنت و فیس بوک دسترسی داشته باشم ولی بعد از چهار روز وقتی وارد اکانتم شدم با صحنه ی عجیبی مواجه شدم!
بیش از ۵۰۰ درخواست دوستی داشتم. از پیرمرد ۶۶ ساله گرفته تا جوان ۱۶ ساله! بیشتر از ۷۹ تا پیغام خصوصی هم برایم فرستاده شده بود. از پیام‌های اظهار ارادتهای ریاکارانه و عاشقانه گرفته تا “پیشنهاد برای رابطه‌ی جدی” و “آشنایی بیشتر” و حتی برخی ها شماره تلفن داده بودند! موضوع برایم واقعا جالب شده بود. مثلا همان پیرمرد شصت و شش سال در یک متنی که نه شبیه شعر بود نه متن ادبی اینطور نگاشته بود:
عزیزکم
حزنی در چهره‌ات نهفته‌است
که خبر سالها اندوه و سرخوردگی دارد
(حالا جالب آنجا بود که من در آن عکسم لبخند رقیقی روی صورتم نقش بسته) اما استاد در ادامه آورده‌ بودند:
من از خلال سالهای تجربت و اندوه
می‌توانم کوهواره‌ای باشم برایت امن و آرام
به آغوشم بیا
و صادقانه گریستن را تجربه کن!
در بین پروفایلهایی که درخواست دوستی داده بودند افرادی هندی، ترکی، عرب و حتی تایلندی هم پیدا می‌شدند. یکی دوچهره‌ی معروف و شناخته شده هم بودند! یکی از اصحاب قلم در زمانی که من ایران نبودم از طریق فیس بوک خواستم کاری را برایم پیگری نماید. او ابتدا جنسیتم را پرسید و بعد از آن هی کار من را پشت گوش می‌انداخت! من هم بخاطر قولی که به من داده بود مدام پیگری میکردم او هم جوابی نمی‌داد. اما چند روز بعد از اینکه عکسم را گذاشته بودم دیدم به من پیغام داد که فلانی :
چهره‌ات رو اتفاقی در میان دوستان فیس بوکی‌ام دیدم، اومدم توی پیجت ببینم کیه این خانوم زیبا و محترم! بعد دیدم که شمایی انقدر بابت بدقولیم شرمنده شدم که نگو. حالا بیا این شماره‌مو داشته باش! توهم شماره‌تو بده به من تا منم کارتو پیگیری کنم!
خواندن این متن هم دود از کله ی من بلند کرد! من در خانه‌ام بودم و پای کامپیوتر در ظاهر هیچ چیز خطرناکی در اطراف من وجود نداشت اما من شدید احساس فقدان امنیت می‌کردم.
در این لحظه بود که یاد مفهومی پارادایمی از ژولیا کریستوا افتادم. چیزی که او از آن با عنوان «امر تصویری» یاد می‌کند. در نظرگاه وی امر تصویری مقوله‌ای اساسی برای بازنمای انسان‌هاست. از آنرو که روبرو کننده‌ی معنا و احساس (وغریزه) است. امری که خوانده شدن و دلالت یافتن را مقدور می‌گرداند. واقعیتی که با لحاظ آن می‌توان بدن، زبان، و پیام را به غریزه‌ی مخاطب پیوند زد…

داشتن نگاه ابزاری و جنسیتی به زن  نوعی خشونت و مزاحمت رفتاری بنظر می‌آید که در مردان ایرانی (باسواد و کم سواد) نهادینه شده. این نوع نگاه باعث شد که من بعداز این تجربه در بیرون از خانه هم شدیدا احساس نا امنی کنم. چون فهمیده بودم توی شبکه‌ی اجتماعی مردها می‌توانند وقیح‌تر و زننده‌تر رفتار کنند و فکر می‌کردم که تمام مردانی آن بیرون هستند هم می‌توانند نمونه بالقوه همان مردان فیس بوکی باشند که در جامعه کمی متشخص تر بنظر می‌رسند.
وجود این معضل رفتاری باعث ایجاد تاثیرات منفی متعددی برای زنان هم شده! من که نا آگاهانه و به نوعی شاید معصومانه وارد شبکه‌های اجتماعی شدم متوجه شدم برخی از زنان و دختران هم در واکنش به همین رفتار مردانه آن پیغام‌های رومانتیک و کامنت‌های سانتی‌مانتال که مثل علف هرز در پیج‌شان درمی‌آید توانسته بودند از بدن به مثابه‌ رسانه‌ای فعال و تاثیرگذار استفاده کنند!

هرچند در این مورد هم می‌توان زنان را تبرئه کرد چراکه بقول زیمل:
به عبارت دیگر، ضعف‌ جایگاه اجتماعی که زنان در قسمت اعظم تاریخ بدان محکوم بوده‌اند، موجب شده است تا آنان‌ با آنچه «عرف و شایسته است» و با شکل وجودی رایج و مقبول رابطه نزدیکی پیدا کنند.
زیمل هرچند این مسئله را در مورد توضیح گرایش زنان به مد ارائه می‌کند اما از نظر من در این مورد نیز این مسئله قابل بسط است. این جامعه شناس حالا کلاسیک شده‌ی زیسته شهری در ادامه‌ی همین مطلب خود بدرستی ازعان می‌دارد که:

احتیاج زنان به متمایز‌شدن و برجسته‌بودن فردی را که در عرصه‌های دیگر ارضائشان نفی شده است، برملا می‌سازد

این مسئله که ممکن است برخی از آن به عنوان تکامل فردگرایانه یاد کنند به باور زیمل موجب «آزادی تحرک و شکوفایی فردی» زنان نخواهد شد. او در ادامه توضیح می‌دهد که زنان به عرصه‌ای برای فعالیت دینامیک خود احتیاج دارند تا زندگی را هم برای خود و هم برای دیگران جذابتر سازند. و این همان چیزی‌ست که می‌توان در قبال رفتار این قسم زنان که من آنها را احتمالا با کمی بیرحمی “خودشیفته” خواندم پذیرفت.
در پیج این دختران و زنان زیبا و احتمالا خوش عکس هر مطلب یاوه و بی بطی با صدها لایک و اظهار نظرهای تایید آمیز مواجه می‌شود. در چنین بستری‌ست که سوژه (در اینجا زنان) عدم دلالت و ناشایستگی‌شان را کتمان کنند و موجودیت خویش را از ناحیه‌ی بدن‌شان محقق نمایند. آنهم در حیطه‌ی که ارتباط و دیده شدن فلسفه‌ی شکل‌گیری آن است
بگفته زیمل زنان در این فضا سعی می‌کنند بجای طرق انحرافی اجتماعی و نقصان‌های فرهنگی چیزی را به منصه ظهور برسانند که هم پرکننده خلا نادیده انگاشتن آنهاست و هم دستاوردی برای تحقق هویت محض فردی‌ست!

این مسئله نقطه‌ی مقابل هم دارد و آن سوژه شدن تحقیر آمیز زنان در شبکه‌های اجتماعی‌ست. این تحقیرها گاهی بصورت زبانی‌ست (نظیر سوژه کردن کلیپس موی سر) گاهی هم بصری‌ست. نظیر به اشتراک گذاشتن عکس زنان در صفحه‌هایی که مخصوص مدیای جنسی‌هستند. اینجا دیگر با مسئله تجاوز به حریم خصوصی و فقدان امنیت اجتماعی هستیم! فارغ از گفتمان مسلط ما که نقدهایش به شبکه‌های اجتماعی ریشه در تذکارها و مسائل سیاسی دارد. باید پذیرفت که این یک مسئله یک چالش نوپدید در مناسبات اجتماعی‌ ماست که در اینترنت به شکل جدیدی بروز و ظهور یافته است
اگر این مسئله‌ی “دختر بازی اینترنتی” که پیشتر در خیابان نمود ظاهری داشت امروز به شبکه‌های اجتماعی شیفت شده. و که به نوعی سلب کننده‌ی احساس خودبودن و دربر دارند فشار سنگین چشمان مردان روی شانه‌های نحیف زنان است! در اینترنت بسیاری از مردان با ایجاد پروفایلهای جعلی و یا حتی با پروفایل‌های حقیقی وقاحت بیشتری نسبت به زنان نشان می‌دهند و به سادگی به تکه‌پرانی و انداختن متلک‌های جنسی مبادرت می‌ورزند.

قضاوت در این مورد کار راحتی نیست. برخی زنان و مردان در مورد این قضیه به فرضیه‌ی معروف «کرم از خود درخت است» معتقدند و خود زنان و دختران را در این مورد مقصر می‌دانند! البته مردانی هم که به این نوع رفتارها می‌پردازند به نوعی گمان دارند طبق غریزه‌شان به اینکار می‌پردازند و می‌گویند «طرف خودش تنش میخواره».
در آنالیز رفتار اجتماعی این افراد و حاملان این دیدگاه هم می‌توان از فوکو کمک گرفت. فوکو با تبارشناسی بدیع خود مسئله جنسیت و امر غریزی را نه در مقام یک مقوله و آیتم بیولوژیک که در مقام رخداده‌ای تاریخی و اجتماعی تعریف می‌کرد.طبق تعریف فوکو جنسیت است که زمینه‌ی سوژه‌شدن افراد را مهیا می‌سازد.
هرچند در برخی از موارد می‌توان این رویکرد را قبول کرد اما من معتقدم همیشه هم اینگونه نیست. لا اقل تجربه شخصی من این را به من می‌گوید.
حالا سوالی که من دارم اینست؟ آیا این یک آسیب اجتماعی‌ست؟

پانوشت: یکی از روتین‌ترین تعاریف آسیب‌های اجتماعی را در زیر آورده‌ام:
آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چارچوب اصول اخلاقی و قواعد عام عمل جمعی رسمی و غیر رسمی جامعه محل فعالیت کنشگران قرار نمی گیرد و در نتیجه با منبع قانونی و یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبرومی گردد. به همین دلیل ، کجروان سعی دارند کجروی ها خود را از دید ناظران قانون ، اخلاق عمومی و نظم اجتماعی پنهان نمایند ؛ زیرا در غیر این صورت با پیگرد قانونی ، تکفیر اخلاقی ، طرد اجتماعی مواجه می شوند(عبدالهی ، ۱۳۸۳ :۱۵)

 

بقلم: متین مسیحا – آوانگارد


لذت تماشای فیلم های جدید
در ملکانه تماشا کنید
www.molkaneh.com

آخرین مطالب این بخش جالب و خواندنی  , زنان امروز

ازدحام و شلوغی برای هر کسی تعریف جداگانه ای دارد؛ به طور مثال، شهروندان یک روستای کوچک، ممکن است تجمع چند نفر در مرکز خرید را شلوغی بدانند. این در حالی است که در کلان‌شهرها، جمعیت زیاد ایستگاه های مترو...
ترسیم تصاویر جالب و هنرمندانه نقاشی با سایه اشیا توسط یک نقاش خوش ذوق بلژیکی بنام – وینکنت بال – در حالی این روزها مورد توجه کاربران شبکه های اجتماعی قرار گرفته است که وی از کودکی به نقاشی کشیدن علاقه...
تصاویری از یک توریست استرالیایی در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده است که در مراسم شهید حججی حضور یافته است. این بانوی استرالیایی با تحت تاثیر قرتر گرفتن در این مراسم عنوان کرده است که این شهید همسن...


  • دانلود آهنگ جدید مسعود صابری بنام طعم جنون

    دانلود آهنگ جدید مسعود صابری بنام طعم جنون

    دانلود آهنگ جدید احسان خواجه امیری به نام عاشق که بشی دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی به نام غیر ممکن دانلود آهنگ جدید مسیح و آرش Ap به نام آروم دل دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند به نام کم آوردم
    جدیدترین ترانه ها
  • آخرین مطالب