»   لطیفه  »   آقا ديب داري…؟
۲۷ تیر ۱۳۹۳ , ساعت ۱۴:۰۰

آقا ديب داري…؟

يارو زبونش مي گرفته، مي ره داروخونه مي گه: آقا ديب داري؟

کارمند داروخونه مي گه: ديب ديگه چيه؟

يارو جواب مي ده: ديب ديگه. اين ورش ديب داره، اون ورش ديب داره.

کارمنده مي گه: والا ما تا حالا ديب نشنيديم. چي هست اين ديب؟

يارو مي گه: بابا ديب، ديب!

طرف مي‌بينه نمي فهمه، مي ره به رئيس داروخونه مي گه. اون مي آد ‌مي پرسه:

چي مي‌خواي عزيزم؟

يارو مي گه: ديب!

رئيس مي پرسه: ديب ديگه چيه؟

يارو مي گه: بابا ديب ديگه. اين ورش ديب داره، اون ‌ورش ديب داره.

رئيس داروخونه مي گه: تو مطمئني که اسمش ديبه؟

يارو مي گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمي‌دونيد ديب چيه؟

رئيس هم هر کاري مي‌کنه، نمي تونه سر در بياره و کلافه مي شه… يکي از کارمنداي

داروخونه براي خود شيريني مي آد جلو و مي گه: يکي از بچه‌هاي داروخونه مثل همين آقا

زبونش مي‌گيره. فکر کنم بفهمه اين چي مي‌خواد. اما الان شيفتش نيست.

رئيس داروخونه که خيلي مشتاق شده بود بفهمه ديب چيه، گفت: اشکال نداره. يکي بره

دنبالش، سريع برش داره بيارتش.

مي‌رن اون کارمنده رو ميارن. وقتي مي رسه، از يارو مي‌پرسه: چي مي خواي؟

يارو مي گه: ديب!

کارمنده مي گه: ديب؟

يارو: آره.

کارمنه مي گه: که اين ورش ديب داره، اون ورش ديب داره؟

يارو: آره.

کارمند: داريم! چطور نفهميدن تو چي مي خواي؟!

همه خيلي خوشحال شدن که بالاخره فهميدن يارو چي مي خواد. کارمنده سريع مي ره توي

انبار و ديب رو ميذاره توي يه مشمع مشکي و مياره مي ده به يارو و اونم مي ره پي کارش.

همه جمع مي شن دور اون کارمند و با کنجکاوي مي‌پرسن: چي مي‌خواست اين؟

کارمنده مي گه: ديب!

مي‌پرسن: ديب؟ ديب ديگه چيه؟

مي گه: بابا همون که اين ورش ديب داره، اون ورش ديب داره!

رئيس شاکي مي شه و مي گه: اينجوري فايده نداره.

برو يه دونه ديب ور دار بيار ببينيم ديب چيه؟

کارمنده مي گه: تموم شد. آخرين ديب رو دادم به اين بابا رفت!!!

 

آخرین مطالب این بخش لطیفه

لطیفه و جوک های خنده دار جدید همیشه وقتی سوار تاکسی می‌شم یکی از استرسام اینه که نمی‌دونم وقت مناسب برای دادن کرایه کِی هست! تا میام کرایه بدم همش یارو داره سبقت می‌گیره یا می‌پیچه! خدا ازت نگذره ملوان زبل، باز یادم...
از ساعات اوليه‌ای كه اخباري از قطع رابطه ديپلماتيك چند كشور عربي-آفريقايي با ايران منتشر شد، ملت خوش ذوق ایران اقدام به ساخت جک و لطیفه کردند، به چند مورد توجه بفرماييد: ...
سالها پیش در یکی از مدارس، پسربچه‌ای بود به نام جعفر که همیشه با لباسهای چرک در مدرسه حاضر می‌شد. هیچکدام از معلمان او را دوست نداشتند. روزی خانم احمدی مادرش را به مدرسه خواند و درباره وضعیت پسرش با وی...
زیر لب این شعر رو باصدای آروم بخونید دارم میرم به تهرون …دارم میرم به تهرون ….(همزمان بشکن هم بزنید) دادادا دیدام دیمدام دام .. .. بعد هرکی نگاتون کرد ساکت شید ……….تا روشو برگردوند دوباره از اول !!!! ...

  • ترانه استانبولی Gel Be Gokyuzum از الیاس یالچینتاش

    ترانه استانبولی Gel Be Gokyuzum از الیاس یالچینتاش

    دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند به نام دروغه دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی بنام جمعه دانلود آهنگ جدید مجید یحیایی بنام مونس جان کاور Carol of the Bells جدیدترین اثر تیلور دیویس
    جدیدترین ترانه ها




  • آخرین مطالب